کد خبر: 66921تاریخ انتشار : 18:35:18 - پنجشنبه 17 آگوست 2017

آزاده فومنی در گفتگو با بهجت نیوز مطرح کرد؛

کشتن اسیر برایشان از آب خوردن هم راحت تر بود

رامین تقدس نژاد از آزادگان فومنی ظهر امروز در گفتگو با خبرنگار بهجت نیوز در رابطه با دوران اسارت گفت: کشتن اسیر برایشان از آب خوردن هم راحت تر بود.

به گزارش بهجت نیوز؛ رامین تقدس نژاد فومنی از آزادگان فومنی ظهر امروز در گفتگو با خبرنگار بهجت نیوز در رابطه با دوران اسارت گفت: ابتدای اسارت باورش سخت است، بعد هم تحملش سخت تر. دشمن بعثی حتی به مردم خودش هم رحم نمی کرد چه رسد به نیروهای ایرانی، اگر هم اسیر می گرفتند برای جنبه های تبلیغاتی و سیاسی آن بود وگرنه تعداد زیادی از نیروهای اسیر ما را زنده به گور کردند، کشتن اسیر برایشان از آب خوردن هم راحت تر بود هر جا کم می آوردند عقده هایشان را بر سر اسرا خالی می کردند. دقیقا مثل همین کاری که وارثان آنها یعنی داعش و النصره و غیره با اسیرانشون انجام میدن. اما در همین دوران اسارت که داشتن یک تکه کاغذ و یا مداد و… درآن جرمی مهلک محسوب می شد اسرای ایرانی قرآن را حفظ می کردند، زبان های مختلف را فرا می گرفتند، درس می خواندند و … بدون اینکه دشمن بعثی بتواند کاری کند، برای یادگیری از زمین خاکی به عنوان دفتر و انگشتان خود به عنوان قلم بهره می بردند اما کوتاه نمی آمدند و الی ما شاء الله.

این آزاده فومنی با اشاره به شنیدن خبر ارتحال امام راحل تصریح کرد: شب ارتحال امام در اردوگاه تکریت 11، شبی بسیار سنگین بود. همه اسرا دست به دعا بودند برای سلامتی ایشان، خبر بیماری را از تلویزیون عراق شنیده بودیم اما آن شب ما تلویزیون نداشتیم حدود ساعت 10 شب یکی از نگهبان های عراق به نام اوس از کنار پنجره آسایشگاه ما رد می شد که دوستم محمد فرسیات از دلیر مردان خوزستانی صدایش کرد و جریان بیماری امام را سوال کرد، نگهبان هم خبر ارتحال امام را تایید کرد، محمد میله های حفاظ پنجره را گرفته و سرش را محکم به حفاظ می کوبید ناگهان عراقی با تعجب پرسید چرا ناراحتی؟ مگر تو عرب نیستی؟ محمد جواب داد من عرب ایرانی ام و رهبرم به رحمت خدا رفته است پس باید ناراحت باشم. با پخش خبر ارتحال امام صدای عزا بلند شد. روز بعد هم همه ی اردوگاه از لباس های سبز پشمی که مخصوص زمستان بود بعنوان لباس عزا استفاده کردند، عراقی ها متعجب نگاهمان می کردند وسط گرمای 45 درجه خرداد ماه اینها لباس گرم پوشیدند و دیوانه شدند. تا سه روز کاری به کارمان نداشتند اما بعد از آن شکنجه هایشان شروع شد و تعدادی از بهترین همسنگران را به اردوگاهی دیگر منتقل کردند.

تقدس نژاد با اشاره به شرایط دوران اسارت اظهار کرد: شاید باورش سخت باشد اما دوران جنگ و بعد از آن دوران اسارت جزو بهترین دوران زندگی من محسوب می شود، دوران جنگ به دلیل معنویات و صفا و صمیمیت دوستان و همرزمان و دوران اسارت هم با وجود همه سختی هایش به دلیل اینکه دوستانی داشتیم که حاضر بودند از جانشان برای دیگران بگذرند، جوی صمیمانه در بین دوستان بود که حتی از کتک خوردن دشمن هم ناراحت می شوند، بودند معدود کسانی که برای دشمن جاسوسی می کردند اما وقتی همین افراد هم شکنجه می شدند مابقی ناراحت و معذب می شدند، در چنین فضای سختی اسارت به شیرینی رفاقت تبدیل می شود.

این آزاده فومنی در پایان خاطر نشان کرد: خیلی ها در جنگ حاضر بودند و الان هم تحت عنوان مدافعان حریم حرم در حال دفاع از جان و مال و ماموس و امنیت این کشور مشغولند و جانشان را نثار آرامش و امنیت و عزت این کشور کرده و میکنند اما متاسفانه بی دردانی هستند این ایثار رو نمی بینند و همنوا با شیطان میشوند. امید که خداوند متعال هدایتشان کند. چرا که اگر خدای ناکرده شاکر عزیزان مدافع حرم و وطن نباشیم به مصیبت سوریه و عراق گرفتار خواهیم شد.
در پایان هم از دلاور مرد آزاده محسن حججی یادی کنیم و برای شادی روحش ذکر صلواتی، امید که در روز قیامت شافع ما شود.

  1. م. ب. زارع گفت:

    سلام و درورد بر آزادگان ایران اسلامی و برادر تقدس نژاد. اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم.