کد خبر: 65328تاریخ انتشار : 12:09:25 - پنجشنبه 6 جولای 2017

پیشکسوت فوتبال فومن؛

در حال حاضر فوتبال فومن تعریفی ندارد/نمی دانم قائم مقام باشگاه شهرداری از کجا وارد فوتبال شده است/ فوتبال فومن پر از استعداد است

مهرداد زهری پیشکسوت فوتبال فومن که سابقه بازی در تیم های ملی فوتبال کشور را دارد در گفتگو با بهجت نیوز گفت: در حال حاضر فوتبال فومن تعریفی ندارد و باید عرض کنم که تیم فوتبال شهرداری فومن فقط اسم شهرداری فومن روی آن است این تیم نمی تواند تمام پتانسل فوتبال فومن باشد چیزی نمیتواند عاید فوتبال شهرمان شود.

به گزارش بهجت نیوز؛ مهرداد زهری فوتبالیست مطرح فومنی که سابقه بازی در تیم های ملی فوتبال را دارد و چند هفته قبل موفق به کسب عنوان بهترین مهاجم فوتبال گیلان از دهه هفتاد به بعد در نظرسنجی یکی از کانال های تلگرامی مطرح گیلانی شد که به همین بهانه با او به گفتگو نشستیم. مشروح این گفتگو به شرح ذیل است:

1- جناب آقای زهری ضمن تشکر از شما جهت حضور در این مصاحبه ممنون می شم از سوابق ورزشی خود در سطح ملی و باشگاهی بگوئید؟

با سلام
بنده مهرداد زهری متولد 30.6.56 هستم، فوتبالم را در زادگاهم شهر فومن از تیم کشاوز زیر نظر بهروز قبادی شروع کردم، تقریبا میشه گفت در سنین نوجوانی بودم که در تیم جوانان کشاورز بازی می کردم بعد از یک سال بازی در تیم کشاورز در سال دوم به تیم جوانان هلال احمر رفتم که در آن مقطع همزمان در تیم بزرگسالان هلال احمر هم زیر نظر مربی و استادم مرحوم عطاالله صلاحی وحاج هادی خوش سعادت بازی می کردم. بعد از حضور در تیم هلال احمر که تیم اول فومن بود، پله های ترقی و پیشرفت را یکی پس از دیگری طی کردم به تیم منتخب گیلان دعوت شدم، تیم منتخب گیلان سکوی پرتاب من شد از آنجا بود که به فوتبال ایران معرفی شدم. در تیم منتخب گیلان که زیر نظر اردشیر پور نعمت که در حال حاضر مدرس AFC و FiFA  هستند بازیهای درخشانی انجام دادم، با تیم منتخب گیلان به مسابقات کشوری در اهواز رفتم که در آن بازی ها توسط سرمربی تیم ملی نوجوانان ایران پرویز خان ابوطالب در یکی از بازی های منتخب گیلان که من در آن بازی دو تا گل زدم برای حضور در اردوی تیم ملی نوجوانان ایران دعوت شدم. در اردوی انتخابی تیم نوجوانان که تقریبا حدود 140 نفر از سراسر ایران دعوت شده بودند من در لیست نهایی 22 نفره نوجوانان انتخاب شدم، بعد از نوجوانان ایران به تیم ملی جوانان ایران دعوت شدم و در مسابقات انتخابی مقدماتی جوانان جهان در کشور عربستان اول شدیم و آن گل معروف را به عربستان زدم، که بعد از زدن گل سجده شکر بجای آوردم و دست به دعا شدم بسوی پروردگار
این صحنه شکرگزاری از سوی برنامه های ورزشی تلویزیون سالها در آیتم اول و آخر پخش می شد و ماندگار گشت.

بعد از تیم ملی جوانان به تیم ملی امید المپیک ایران دعوت شدم و در اولین دوره بازیهای المپیک غرب آسیا با تیم ملی امید ایران زیر نظر ابراهیم قاسمپور و امیرخان قلعه نوعی قهرمان  شدیم. اما فوتبال باشگاهی خودم را بعد از هلال احمر فومن در تیم سپیدرود رشت زیر نظر سرمربی تیم فریدون عسکر زاده ادامه دادم، در آن زمان در فومن تیم سپیدرود دو تا طرفدار داشت، اولی دوست عزیزم علی فومنی بود که از طرفداران قدیمی و از ورزشی نویسان قدیمی استان و کشور بود و دومی مرحوم رحیم نیک بین بود، این دو سپیدرودی همیشه به من روحیه می دادند و از من حمایت میکردند. بعد از یک سال بازی کردن در سپیدرود توسط فیروز کریمی سرمربی وقت بهمن تهران در سال 71 ، 72 بود که رفتم تهران و در بهمن  که زیر نظر فیروز کریمی و فرهادکاظمی بازی کردم. در آن زمان هم بازیان من در تیم بهمن تهران عبارت از: محمد خاکپور، مارکار آقاجانیان، اصغر مدیر روستا، حمیداستیلی، نادر محمدخانی، فرهاد مجیدی، احمدسجادی (که یکی از قدیمی های باشگاه همای تهران بود)، اکبر آبسالان، حسن خان محمدی و محمدرضا مهدوی بودند. مربیان ما در رده پایه و در رده امید مرحوم ناصراحمدی پور (سردبیرخبر ورزشی) بود و در تیم جوانان بهمن مربی صادق درود گر بود، بنده در هر سه رده بازی می کردم و سپس توسط  آقای عظیم محمود نژاد یکی از رفقای قدیمی که از طرفداران و عاشقان ملوان بود و با بهمن خان صالح نیا رفیق بودند بنده به ملوان رفتم. بعد از اینکه به باشگاه ملوان رفتم امکاناتی که در باشگاه بهمن داشتیم در ملوان نبود و تنها چیزی که می توان گفت وجود عشق و علاقه بود اما بعد از ملوان به تیم ملی جوانان رفتیم که محمد احمدزاده (مربی) و بهمن خان صالح نیا مربیان من بودند، بعد از 6 سال بازی کردن در ملوان با اسطوره های این باشگاه مثل فرهاد پورغلامی، محمد حبیبی،نادر عزت الهی، بیژن شجاعی و مهدی حسنی مقدم همبازی بودم.
بعد از ملوان درسال 77 توسط مرحوم ناصر خان حجازی به استقلال رفتم چون سرباز بودم از سهمیه قهرمانان ملی استفاده کردم تا برای ادامه تحصیل دانشگاه بروم و هم برای تیم محبوبم استقلال بازی کنم که متاسفانه بخاطر خدمت سربازی بعد از چند ماه تمرین کردن با تیم استقلال توسط سردار عزیز محمدی به فجرسپاسی شیراز رفتم.

در آن دوران من سردار عزیز محمدی را نمی شناختم یک شب در خانه محمد نوازی در نازی آباد بودیم که شخصی به نام سردار عزیز محمدی با منزل محمد نوازی تماس گرفت و گفتند من سردار عزیز محمدی هستم مدیر عامل فجر سپاه ایران که بعدها رئیس سازمان لیگ شدند که بعد بنده رو به تیم فجر سپاسی بردن که در آنجا با مربی تیم حسن آقا سالمی کار کردیم که بهترین امکانات را به من دادند بعد از چند بازی که بازیکن فیکس و یکی از بهترین گل زن های فجر بودم، تغییراتی در کادرفنی تیم فجر انجام شد، مرحوم منصورخان پورحیدری و پرویز مظلومی سکان تیم فجر رو بر عهده گرفتند، من دو سال خدمت سربازی خودم را در فجر بودم بعد از خدمت دوباره به تیم استقلال برگشتم که ربات صلیبی پای راستم آسیب دید. اواخر سال 80 دچار مصدومیت شدم که بعدش زانوی پای راستم رو عمل کردم در دوران نقاهت و ریکاوری بعد از عمل بودم که تصادف کردم و آن ماجرا ها اتفاق افتاد که چهار سال به خاطر دیه به زندان افتادم و بعد از چهار سال دوستان صمیمی و رفیق های قدیمی من که سکان دار آنها حاج حبیب کاشانی مدیرعامل وقت پرسپولیس تهران و مرحوم ناصرخان احمد پور(سردبیر خبرورزشی)، صادق درودگر(نائب رئیس اتحادیه باشگاههای ایران)، فیروز کریمی، حمید استیلی، محمدخاکپور، نادرمحمدخانی،
علی منصوریان، احمدرضاعابدزاده، یحیی گل محمدی، اسطوره پرسپولیسیها علی آقا پروین، مهدی مهدوی کیا،  افشین پیروانی، جواد نکونام و رسول خطیبی اینها همه دست به دست هم دادند،  تیم ملی منتخب جام جهانی فرانسه 98 را که در بین مردم خیلی محبوب بودند تشکیل دادند و در روز 7 دی سال 87 که در رشت بازی انجام شد و حتی ناصر خان حجازی که جزوه کادر فنی تیم ملی ایران در سال 98 نبود ولی به صورت (افتخاری) چون مربی بنده در تیم استقلال تهران بودند روی نمیکت تیم ملی 98 نشست و حتی کمک مالی کردند تا آن بازی در رشت به داوری سعید مظفری زاده برگزار شد. خواست خدا بود که مشکلات من پایان یابد و مراحل سخت زندگی ام را بگذرانم.

در آن بحران که در زندگی ام اتفاق افتاد بنده به اتفاق یک سری از بازیکنان بومی و به لطف شهردار وقت احمد آقا قدیمی تیم شهرداری را تشکیل دادیم، در زمانی که در زندان بودم با آقای احمد قدیمی و توسط آقا محسن منیرزاد رایزنی هایی را انجام دادیم که نتیجتا امتیاز شرکت در مسابقات لیگ استانی را بدون شرکت در مسابقات زیرگروه و مقدماتی گرفتیم تا شهرداری و شورا هم راغب شود و هزینه کند برای تیم داری تا من بتوانم از زندان مرخصی ورزشی رای باز بگیرم و از زندان خارج شوم و به فعالیت ورزشی (مربیگری) بپردازم،
با اتحادیه باشگاه های ایران توسط صادق خان دروگر نائب ریس اتحادیه و سردار آجورلو رئیس اتحادیه باشگاههای ایران و رئیس وقت هیات فوتبال استان گیلان سیروس خان شاملی و آقا جمشید محمدی دبیر هئیت فوتبال که خیلی برای تشکیل تیم شهردای زحمت کشیدند هماهنگ کردیم، همه بسیج شدند تا تیم شهرداری را بدون حضور در مسابقات زیر گروه لیگ استانی، به طور مستقیم در مسابقات لیگ دسته اول گیلان شرکت کند.

در اولین سال حضور ما با کمک آقا محسن منیرزاد، آقا رضا شکوری، سیدمحمد تقوی و شهردار وقت جناب دکتر احمد قدیمی تیم رو تشکیل دادیم. بازیکنان و کادر فنی که در مجموعه تیم قرار گرفتند یک ریال دستمزد و حقوق نگرفتند رفاقتی آمدند برای تی مبدون چشمداشت مالی زحمت کشیدند. ما توانستیم امکانات اولیه از قبیل البسه و توپ و یک مینی بوس اجاره ای برای ایاب و ذهاب و رفتن در سر تمرینات و مسابقات را برای تیم شهرداری فراهم کنیم در دوره و زمانه ای که هیچکس مجانی فوتبال نمی کند هیچکدام از کادرفنی و بازیکنان در تیم حقوق ماهیانه ای دریافت نمی کردند و کسانی که در تشکیل اولیه تیم شهرداری در آن زمان همراه ما بودند همه با عشق و علاقه کار انجام می دادند که این تیم تشکیل شود.  در اولین سال کل هزینه تیم شهرداری فومن 16 ملیون تومان شد و حتی یادم هست در نیم فصل تیم شهرداری قهرمان شد شهردار وقت آمدن در استادیوم برای دیدن بازی و گفتند من نفری 50 هزارتومان به همه اعضای تیم پاداش میدم، دو بازی از نیم فصل دوم گذشت، به شهردار گفتیم قولی که به بازیکنان داده بودید برای پرداخت پاداش رو پرداخت نکردید، آقای قدیمی در جواب گفتن پول نداریم، بنده بعنوان سرمربی تیم به ایشان یک پشنهاد دادم گفتم من پاداش بازیکنان و کادرفنی را از جیب خودم بدهم که بعدا” شما به من پرداخت کنید که آقای شهردار قبول کردند و من حدود  2 ملیون به بازیکنان و کادر فنی پاداش دادم که بعد از شش ماه پولم رو از شهرداری گرفتم‌. در همان سال اول تیم شهرداری را قهرمان گیلان کردیم و بهترین ها از آن تیم شهرداری شد، بهترین گل زن مسابقات، بهترین بازیکن، بهترین و با اخلاق ترین تماشاگران، بهترین مربی استان و …

در سال دوم بنده را که تیم را قهرمان کرده بودم کنار گذاشتند، چون تیم شهرداری تازه برای خیلی ها انگیزه ایجاد کرده بود که ورود کنند و خودی نشان بدهند، هئیت مدیره تشکیل شد و افراد جدید، کادر جدید آمدن و گفتند شما رو نمی خواهیم، از جایی که فوتبال حرفه ای هست بنده هم قبول کردم و گوشه رینگ نشستم و رفتم روی سکوها، چون از جنس فوتبال بودیم نتوانستم بیکار بشینم و آکادمی فوتبالی بنام آکادمی فوتبال(ملی پوشان مهرداد زهری فومن) را راه انداختم و در حال حاضر در مدرسه فوتبالم با عشق به کار آموزش نونهالان شهرم از 6 سال الی 16 سال مشغول هستم و تجربیات خودم را در سطوح مختلف ملی و باشگاهی در اختیار نونهالان قرار می دهم و از این به بعد هم ادامه خواهم داد.

۲-پشتکارتان چطور بود که به این سطح از فوتبال رسیدید یک مقدار برای ما توضیح بدید ؟
در تیم منتخب گیلان استاد اردشیر خان پورنعمت مربی ام بودند‌ و این شانس خوبی برایم محسوب شد، در تیم ملی نوجوانان افتخار پیدا کردم با پرویز خان ابوطالب به عنوان شاکرد کار کنم، ایشان به عنوان مربی و مشاور و یک مدیر برنامه ایده آل برای من بودند. همچنین یک دوره 15 روزه مربیگری را گذراندم زیرنظر یک مربی برزیلی بنام الکساندره باروسو که ایشان استعداد یاب فدراسیون فوتبال برزیل بودند. این مربی را باشگاه ملوان زمان آقای درودگر و هدایتی که سکان ملوان رو داشتند آورده بود، این دوره مربیگری برای فوتبال پایه برنامه ریزی شده بود، این مربی برزیلی تعریف می کرد که خیلی استعداد های که در فوتبال کشورمان یا در فوتبال برزیل وجود دارد به هدر میرود و به احسن تبدیل نمی شوند و این هم به دلیل نداشتن برنامه ریزی درست و نداشتن مدیر برنامه خوب بوده است، حالا شما قضاوت کنید که در فوتبال ما فومن چنین پتانسیلی وجود دارد؟ به جرات می توان گفت که خیلی از استعدادهای ناب فوتبالی شهرمان به هرز رفتند چون برنامه ریزی و مدیر برنامه برایشان تعریف نشده بود.
به نظر من سطح فوتبالی که برای خود من تصور می کردم این نبود خیلی بالا بود بود، پستی و بلندی های زندگی و نداشتن مدیر برنامه و انتخاب درست تاثیر گذار بود، من تمرین می کردم وتمرین می کردم، با ممارست بعد از تمرینات تیم تمرینات اختصاصی برای خودم انجام می دادم و به دور از همه حواشی فقط به فکر این بودم که باید فوتبالم را ارتقاء بدهم. باید ببینم روزی که هلال احمر فومن بازی می کردم آن جا به نقطه ای رسیده بودم که تصورم این بود باید برای پیشرفت هجرت کنم و باید دنبال تغییر باشم رفتم به تیم مردمی سپیدرود، یکی از بهترین مهاجمان تیم سپیدرود بودم. در روز اولی که رفتم سپیدرود سید رضا بهشتی دوست و رفیقم به من گفت، اینجا چهار تا مهاجم داریم، من هستم ،ایرج عملی و علی ناصح چهار تا مهاجم هست سر یک ماه نشد من نوجوان 15ساله فیکس باشگاه سپیدرود شدم، همان سال به بهمن تهران رفتم، سپس سال بعد برگشتم ملوان انزلی. همه فوتبالیها می دانند که کسی که تمرین بهمن صالح نیا رو 120دقیقه انجام بدهد و بیاید خانه دیگر نای راه رفتن ندارد اما بنده بعد از تمرین باشگاه، تمرینات اختصاصی ام تازه شروع می شد، تمرین بسکتبال می رفتم برای پرش سه گام، چون سانتر فوروارد بودم،
تمرین والیبال می رفتم برای درجا پریدن، تمرین بدن سازی برای تقویت بدن پیش استاد بهرام خان سلجوقی عزیز می رفتم، خوب تمرین می کردم و روز های هم که تمرین نداشتم تمرینات هوازی انجام می دادم و تمام روستا های فومن رو می دویدم یعنی فقط به تمرین تیم اتکا نمی کردم و فقط و فقط تمرین می کردم.

۳- در تیم رهپویان رضوانشهر در لیگ دو کشور با بودن سرمربی ای مثل آقا نصرت ایراندوست شما مدیر فنی تیم رهپویان بودید؟

بله در سال 94 در تیم رهپویان رضوانشهر بنده مدیر فنی تیم رهپویان رضوانشهر بودم و سرمربی تیم رهپویان آقا نصرت ایراندوست بودند مالک باشگاه اقای رجاء بودند، به علت مشکلات مالی تیم رهپویان نتوانست به لیگ دسته اول صعود کند، متاسفانه در سال گذشته تیم رهپویان امتیازش را به تیم داماش شهر باران کنونی واگذار کرد.

۴-آقای زهری شما در تیم استقلال بازی کرده اید، آیا با بازیکنان و پیشکسوتان و کادر فنی استقلال ارتباط دارید؟

اول اینکه بنده عضو تیم پیشکسوتان استقلال هستم که سرمربی آن علی آقا شوری و حسن آقا روشن و بهتاش فریبا هستند و در کنار بازیکنان قدیمی مانند: محمد نوازی، مهدی فنونی زاده، محسن گروسی، بیژن طاهری ، مرتضی یکه در بازیهای دوستانه و خیر خواهانه در شهرهای مختلف ایران شرکت می کنیم و اما در کادر فنی تیم استقلال با علی چینی در تیم ملی امید همبازی بودیم و علی منصوریان زمانی که تیم ملی 98 به خاطر بنده به رشت آمده بودند در آن بازی گل زد و توپ را برداشت آمد به سمت من و با منش پهلوانانه از من رخصت گرفت و من را شرمنده خودش کرد، یادم است وقتی ما اردوهای تیم ملی جوانان و امید ایران بودیم بیشتر اردوها با بازیکنان تیم ملی بزرگسالان مشترک بودیم در خوابگاه تیم های ملی در استادیوم آزادی تهران
اوقات فراغت رو بیشتر با بچه های تیم ملی بزرگسال بودیم. علی آقا منصوریان در آن زمان هم به جوانان علاقه مند بودند و ماها رو راهنمایی می کردند ارتباط من با داش علی منصوریان از آن زمان شروع شد و به طور کلی ایشان رفیق باز و عند مرام است.

۵-آقای زهری نظرتان در مورد فوتبال فومن چیست؟
به نظر من آینده فوتبال فومن خوب است، ولی در حال حاظر هیچ تعریفی ندارد، چون اگر بخواهیم آنتن فوتبال شهرمان را تیم شهرداری فومن فرض کنیم باید خدمتتان عرض کنم تیم شهرداری فومن بیشتر بازیکنان آن غیر بومی است و کادر فنی تیم شهرداری در چند سال گذشته از زمانی که ما رفتیم دیگر توجه ای به بازیکنان فومنی نداشتند، کادر فنی تیم شهرداری فومن در چند سال گذشته نگاه شان به بازیکنان فومنی از بالای سر بوده است و بازیکن های فومنی را اصلا” به حساب نمی آورند و نمی بینند. فقط بازیکنانی رو انتخاب می کردند که در تیمهای قبلی شان در باند خودشان جای داشتند مثال دو فرزند سرمربی تیمی که خودش در آن تیم کمک مربی بود و خیلی های دیگر که بعضی از بازیکنان فومنی که از تیم کنار گذاشته بودند از آنها بهتر بودند، حتی کاری کردند که بازیکنی مثل سهیل علیزاده که یک چپ پای کلاسیک بود فوتبال را کنار گذاشت و رفت دنبال امرار معاش زندگی اش. آنقدر آنها بازیکنان فومنی را تحقیر کردند که همان پنج بازی معروف که فرق فوتبالیست های ایرانی نسبت به هم است برایشان اتفاق افتاد.
در صورتیکه اگر چشم بصیرت داشتند و نقاب را از رخ خودشان بر می داشتند حداقل چهار تا پنج بازیکن فومنی بودند که می توانستند در تیم شهرداری جای داشته باشند به جای بازیکنانی که فقط برای تیم هزینه بر بودند و تماشاگر، متاسفانه این یک نکته تاریک کادر فنی تیم شهرداری فومن بود.

در تیم بهمن که بودم فیروز کریمی مثال زیبایی می زد فیروز خان می گفت فرق فوتبالیستهای ایرانی باهم در پنج تا بازی است یک بازیکنی پنج تا بازی می کنه و روحیه و اعتماد به نفس آن بازیکن بالا می رود و برعکس آن: یک بازیکنی پنج تا بازی رو بازی نمی کند ذخیره می شود پنج بازی روحیه اش می آید پایین و داغان می شود، فرق فوتبالیست های ایرانی در 5 تا بازی است یعنی این که به یکی روحیه بدهی می شود مثل نیما پاکدل و یکی را هم این که زیر سوال ببری مثل سهیل علیزاده روحیه اش را از دست می دهد و فوتبال را کنار می گزارد.
بازیکنان فومنی مانند سجاد اخباری، سهیل علیزاده، تارخ نظری، سیامک رحمانی و توکل نظری که پارسال در تیم رهپویان رضوانشهر که من مدیر فنی تیم بودم 15بازی فیکس برای تیم ما بازی کرد اما امسال در شهرداری بازی نکردند جوانان با استعدادی هم بودند که میتوانستند به تیم شهرداری کمک کنند و کادر فنی میتوانست به آنها میدان بدهد چون آینده فوتبال فومن بودند مانند: شایان عاشورپور و رضاآداک جوانان آینده دار فوتبال فومن که متاسفانه به آنها میدان ندادند چون کادرفنی جرات بازی گرفتنشان را نداشت. اگر این جوانان 5 تا بازی در تیم بازی می کردند روحیه و تجربه شان بالا می رفت و اعتماد بنفس پیدا می کردند و برای آینده فوتبال شهرمان، سرمایه گذاری می کردیم، نه سرمایه سوزی!؟

فوتبال فومن در گذشته نشان داده که سرشار از استعداد است. به خصوص این استعدادها بیشترشان روستا زاده هستند. تک ستاره های فوتبال فومن در گذشته عبارت از: اسماعیل شاد، رضا احدی ، رضا اکبرزاده ، حسن جماعتی ، کریم سرپرست ، علی فلاح ، حسن اشجاری ، مهردادزهری و مجتبی قربانی بودند و در حال حاضر حسام سلطان پور و سهیل رحمانی هستند که که به عنوان نماد فوتبال شهرمان می باشند.

۶- آقای زهری شما باشگاه شهرداری فومن را از نظر ساختار اداری باشگاه و چارت سازمانی باشگاه به عنوان یک منتقد و یک فوتبالی چطور ارزیابی می کنید؟
اول باید از تمامی کسانی که بعد از رفتن ما از مجموعه تیم شهرداری، برای تیم شهرداری فومن تلاش کردند و زحمت کشیدند تشکر و قدردانی کنم. نگاه کنید اول من یک مثال برای شما میزنم‌. زمانی داریوش مصطفوی رئیس فدراسیون فوتبال ایران بود. داریوش خان در فوتبال ایران حرف اول و آخر فوتبال را می زد و در آن زمان ساختار فوتبال ما برپایه خودمحوری می چرخید،
داریوش مصطفوی رفت، صفاهی فراهانی شد رئیس فدراسیون فوتبال ایران، فراهانی ساختار فوتبالمان را تغییر داد. برای اولین بار یک چارت سازمانی را برای فوتبال ایران تعریف کردند، دیگر بودن و یا نبودن رئیس فدراسیون فوتبال مهم نبود کارهای زیربنایی انجام می شد، کمیته های مختلف تشکیل شد و ارکان اصلی فوتبال را تغییر داد. فوتبال ما کاملا” روی ریل موفقیت قرار گرفت و چرخه فوتبال در حال حرکت بود. افراد جدید آمدن، روسای جدید آمدن، چوپ لای چرخ گذاشتند ولی بنای اولیه و ساختار اداری و اولیه فوتبال و چارت سازمانی و کمیته های مختلف تعریف شده بود هرکسی رئیس می شد مجبور بود که برای کمیته های مختلف که در چارت فدراسیون فوتبال وجود داشت مسئول انتخاب کند و فوتبال از حالت خودمحوری به یک خرد جمعی رسیده بود و شایسته سالاری برای انتخاب روسای کمیته ها وجود داشت و در حقیقت زیر بنای فوتبال رو
صفائی فراهانی درست کرد.

اما متاسفانه در باشگاه شهرداری هنوز چیزی به نام ساختار و چارت سازمانی برای باشگاه تعریف شده نیست متاسفانه کسانی در راس تیم شهرداری قرار دارند که نمیدانم ملاک متر و اندازه شان برای انتخاب شان چیست که در هئیت مدیره و چارت اداری باشگاه قرار گرفته اند، یکی از آنها قائم مقام باشگاه شهرداری است، کسی که روزی با نام یک طرفدار و لیدر و نامه رسان باشگاه ورود کرد به باشگاه و مسول تبلیغات باشگاه شهرداری فومن شد. با بودن در کنار ما ابتدا ورود کرد به ساختمان اداری شهرداری فومن و بعد از رایزنی های متعدد و مختلف، قائم مقام باشگاه شهرداری فومن شد، شما تصور کنید اصلا ایشان را که نه فوتبالی بود و نه جذب کننده سرمایه گذار و نه سرمایه گذار بود و در حد و اندازه های این تیم نبود که بخواهد قائم مقام باشگاه شود، این آقا قائم مقام شهرداری فومن شدند، پس نتیجه می گیریم که شایسته سالاری در این انتخاب وجود نداشت شما قضاوت کنید سعید بخشی زاده به عنوان یک داور بین المللی فوتبال ایران که کارمند شهرداری فومن بودند و از جنس فوتبال و ورزش است شایسته قائم مقامی باشگاه شهرداری فومن هستند یا ایشان که نمی دانم از کجا وارد این باشگاه و فوتبال فومن شده است.
پس نتیجه می گیریم که شایسته سالاری وجود نداشت، تعریف شان از چارت سازمانی یک باشگاه بر اساس سلیقه شخصی و منافع خودشان بوده است‌. من نمی دانم معیار و متر اندازه برای انتخاب یک فرد برای حضور در هئیت مدیره و قائم مقام باشگاه شهرداری چیست؟
آیا فوتبالی یا مدیر توانمندی باشد یا جذب کننده سرمایه گذار و یا خودش سرمایه گذار باشد است یا اینکه یک لیدر و نامه رسان افتخاری باشگاه؟ متر و معیار اندازه برای این انتخاب چیست؟ حالا با این تعریف قائم مقام باشگاه شهرداری کدامیک از این معیارها را دارد.

و اما مدیر عامل تیم شهرداری مهندس چیرانی در چند سال گذشته خیلی برای تیم زحمت کشیدند و باتوجه به ارتباطاتی که داشتند توانستند با استفاده از برند شهرداری بخشی از هزینه جاری باشگاه را به صورت کمک های نقدی و غیر نقدی از انبوه سازان شهر فومن و دوستان خود بگیرد و به تیم شهرداری فومن تزریق کند.

ولی بعضی از آقایان که در چارت سازمانی بودند وجودشان هیچ سودی برای باشگاه شهرداری نداشت بلکه ‌منبعی بود برای سوءاستفاده های شخصی و به شهرت رسیدن شان و…؟

به نظر من همان کمیته هائی که گفتم در چارت سازمانی باشگاه شهرداری تعریف شده نبود، کمیته فنی وجود نداشت، اصلا کسی نبود که به کادر فنی بگوید که امروز مثلا در بازی شهرداری کاشان که در دقیقه 30 تیم کاشان ده نفره شد، چرا همش زدید زیر توپ و بازی مستقیم انجام دادید، چرا هیچ برنامه و تاکتیکی برای پیروزی نداشتید، و یا چرا چند تا بازی پشت سر هم تیم نتیجه نگرفت و یک نفر نیامد سوال فنی بکند که دلیل بد بازی کردن تیم چیست؟ چرا کمیته فنی وجود نداشت؟ به علت اینکه سرمربی تیم مخالف تشکیل کمیته فنی باشگاه بود، تا کادر فنی تیم جوابگوی نقاط ضعف خودش نباشد.
چرا کسی نبود سوال کند تیم شهرداری در طول مدت 3 سالی که این کادر فنی بودند تیم توان 90 دقیقه بازی کردن را نداشت و از دقیقه 60 به بعد تیم شهرداری از نظر بدنی کم می آورد؟
بعضی از نزدیکان کادر فنی از سرمربی تیم چشم بسته حمایت می کردند، درصورتیکه تنها تاکتیک تیم فقط بزن زیرش و فوتبال علی اصغری و دلخوش کردن به ضربات ایستگاهی حسن اشجاری و ضربات پنالتی داوران بود که خیلی از تیم ها به این پنالتی ها معترض بودند را یدک می کشیدند، بعضی از آدمها رو سکو ها بودن که ارنج تیم را در دکه معروف شهر می چیدند، کسی جرات نقد کردن کادر فنی و تیم شهرداری را جلویشان نداشت،
حرف سرمربی را نمی شد جلویشان زد، در حالی که بدترین اشتباهات ممکن را به نظر من کادر فنی تیم در طول فصل به علت نداشتن استراتژیک و تاکتیک مناسب در بازی های شهرداری انجام دادند اما کمیته فنی وجود نداشت تا سرمربی تیم جوابگو باشد. خود رای بودن سرمربی تیم و استفاده نکردن از نظرات دیگر کمک ها و پیشکسوتان و نداشتن آنالیزور های مناسب جهت کمک و هم فکری به کادر یکی دیگر از نقاط تاریک کادر فنی تیم شهرداری فومن بود.

کادر فنی یک تیم فوتبال فقط سرمربی تیم نیست که مانند یک دیکتاتور در تیم حکومت کند، کادر فنی ایده آل یک تیم فوتبال تشکیل شده است از: سرمربی، دستیاراول و (دوم )، مربی بدنساز و مربی گلرها و اماتیم دوم کادرفنی که شامل چند آنالیزور است که بر روی سکوها می نشینند و بازی تیم مقابل را در جریان بازی آنالیز کرده و نقاط قوت و ضعف تیم مقابل را در جریان بازی و در بین دو نیمه به کادرفنی اطلاع می دهند، وظیفه دیگر آنالیزورها این است که بازیهای قبلی حریف را آنالیز کرده و نقاط مثبت و ضعف تیم حریف را به مربی انتقال داده و با همفکری مربی برای پیروزی بر حریف که در آخر هفته با آنها بازی دارند از اول هفته طراحی تمرین انجام دهند و تاکتیک و شیوه مناسب اتخاذ کنند تا بتوانند با برنامه بر حریف غلبه کنند.
بنظر شما در کادر فنی تیم شهرداری فومن برنامه وجود داشت، تیم دوم کادر فنی یعنی تیم آنالیز وجود داشت؟

نگاه کنید: همیشه در تیم فنی امیر قلعه نویی مربیان زیادی وجود دارد. غیر از کادر فنی که حداقل هشت نفر هستند، بقیه آنالیزور های تیم هستند که سرمربی از نظرات همه آنها در طول بازی و در ایام هفته استفاده می کند. سرمربی باید از نظرات کمک های خود استفاده کند چیزی که من در مورد شهرداری‌ ‌‌‌فومن خبر دارم فقط سرمربی حرف اول و آخر رو میزد به نظرات دیگر اعضای کادر فنی توجهی نمی کرد و کمکی نمی گرفت.

۶-چرا از نظرات پیشکسوت ها و صاحب نظران فوتبالی فومن برای کمک به کادر فنی در باشگاه شهرداری استفاده نمیشود؟
یک مثال برایتان می زنم، چرا از وجود سید محمد موسوی بهتربن مربی گلرهای فوتبال فومن در کادر فنی استفاده نکردند ولی به جای سیدمحمد موسوی از یک بازیکنی که در طول دوران بازیگری در پست تخصصی اش دفاع بوده از آن به عنوان مربی تخصصی گلرها استفاده کردند، در صورتیکه سیدمحمد موسوی جزو بهترین مربی گلرهای استان گیلان به شمار می آید.
ما پیشکسوت های خوبی داشتیم در فوتبال فومن مثل پیر فوتبال فومن احمد آقا دلخوش و آقا ساسان شفیع پور و حاجی رضا زاده و خدابیامرز مرحوم حسین نظری (که در بین ما نیست) خیلی های دیگر مثل حسن جمادی،
همین ها میتوانستند به فوتبال ما کمک کنند و حداقل کاری که باشگاه شهرداری می توانست انجام بدهد باید  کمیته پیشکسوتان برای باشگاه شهرداری را تشکیل می داد و در کمیته فنی هم می توانسنتد از نظرات پیشکسوتان صاحب نظر استفاده کنند اما این کار را نکردند.

۷-شهرداری فومنی که شما در آن تیم سرمربی بودید تا به الان چه تفاوتی کرده توضیح بدید ؟
آن تیم شهرداری که ما تشکیل دادیم پول های میلیونی وجود نداشت فقط عشق و علاقه بود که در تشکیل تیم شهرداری فومن نقش داشت، طرفداران با جان و دل میامدند، تیم شهرشان را دوست داشتند و تشویق می کردند ، هنوز هم که هنوز است  در کوچه پس کوچه های این شهر و روی سکو ها که بنده به عنوان یک حامی تیم همیشه حضور دارم ، مردم از آن تیم شهرداری به نیکی یاد می کنند.
در حقیقت ما اولین کاری که کردیم مردم و پیشکسوتان فوتبالی را آوردیم بر روی سکوها، آن تیم شهرداری با برنامه بود، تاکتیک داشت و فوتبال بازی می کرد و مهمتر اینکه بومی بود، لیدر های آن تیم لیدر نبودن دوست هائی بودند که در کنار ما قرار داشتند، تیم را با عشق و علاقه تشویق می کردند بدون اینکه حتی یک ریال دریافت کنند ولی متاسفانه طرفداران و مردم ارتباط خوبی نتوانستند با این مجموعه برقرار کنند اگر مردم آمدن به استادیوم بخاطر اسم شهرشان بود نه به خاطر آقایانی که به نظر من در فومن محبوبیتی ندارند.

۸-راهکار شما برای بهبود فوتبال فومن چیست؟
نگاه کنید تیم شهرداری فومن و تیم های فومنی ما باید از پیشکسوت ها استفاده کنند، ما نباید سرمایه سوزی کنیم و سرمایه های شهرمان را بسوزانیم، بلکه باید از سرمایه های شهرمان در ابعاد مختلف استفاده کنیم، به عنوان مثال در فوتبال : برای حسن اشجاری ها و مهرداد زهری ها و سعید بخشی زاده ها به عنوان سرمایه های فوتبالی، این شهر و فوتبال فومن چقدر برایشان هزینه پرداخت شده که این ها شدندحسن اشجاری و مهردادزهری و سعیدبخشی زاده و به عنوان ملی پوشان فومنی فوتبال ایران مطرح شدند، طرفدارها و تماشاگران فوتبال ، زمانی که روی سکو ها این ها رو تشویق کردند ، برای این ها هزینه کردند و وقت گذاشتند که این ها در نتیجه شدند مهرداد زهری و حسن اشجاری،
این ها تجربه هایی که به دست آوردند در سطوح ملی و باشگاهی ایران، تجربه های گران بهایی بوده چرا ما نباید از تجربیات آنها و دیگران که سرمایه های شهرمان هستند و سالها برایشان هزینه پرداخت شده تا به این جایگاه کنونی رسیده اند و تخصص شان این است و از جنس فوتبال هستند و از فوتبال پایه رشد کردن و به اینجا رسیدند چرا نباید از تجربیاتشان استفاده کنیم برای ارتقاء فوتبال شهرمان فومن، می آئیم یک کاری می کنیم این ها را که از جنس فوتبالند از فوتبال دور می کنیم و می گزاریم کنار و آنهایی که امتحان پس داده اند و غیر فوتبالی اند را در راس قرار می دهیم، چرا در شهرمان فومن همیشه دنبال سرمایه سوزی هستیم؟چرا در شهرمان فومن همیشه مرغ همسایه غاز است؟
بیاییم منیت ها و غرور و خودمحوری را بگزاریم کنار و دنبال شایسته سالاری و خردجمعی باشیم تا بتوانیم برای ارتقاء فوتبال شهرمان در کنار هم قرار بگیریم.

۹-باتوجه به اینکه خودتان باشگاه خصوصی بنام آکادمی فوتبال ملی پوشان مهردادزهری برای آموزش فوتبال در فومن دارید نظرتون درباره فوتبال پایه فومن چیست توضیح دهید؟
فوتبال فومن دارای استعداد هائی ناب است که بیشتر آنها روستا زاده هستند که باید در روستاها دنبال این استعدادها باشیم. اما ورود تیم شهرداری فومن جهت تیم داری در سطح آموزش نونهالان باعث نابودی تیم های خصوصی شدند و همه تیمهایی که در سطح آموزش فعالیت داشتند را نابود کردند. کسانی که تیم فوتبال پایه شهرداری فومن را بدست گرفتند در حقیقت از آب گل آلود همیشه دنبال ماهی گرفتن بودند و حاضری خور بوده اند یعنی یک تعداد از بازیکنان پایه نونهال باشگاه های ملی پوشان مهردادزهری و باشگاه امین را که سالها مربیان این باشگاهها برای بازیکنان شان زحمت کشیده بودند و به آنها آموزش داده بودند رو مجانی و بدون زحمت جذب تیم آموزشی باشگاه شهرداری کردند.

شهرداری فومن که همیشه چند ماه دستمزد و حقوق کارگران را نداشت بدهد و به کارگران بدهکار بود
به خاطر حضور غیر فوتبالی هایی مانند قائم مقام باشگاه شهرداری فومن که مسئول تیمهای آموزشی و پایه نونهالان باشگاه شهرداری هم بود و به خاطر  غرض ورزی و برای اینکه از قیافه های مسئولان باشگاه های آکادمی ملی پوشان (مهردادزهری) و مدرسه فوتبال امین(امیرواژبخت)خوشش نمی آمد بهترین امکانات را در اختیار تیم های نونهالان شهرداری قرار دادند و از طرفی برای کادر فنی تیمهای نونهالان شهرداری حقوق و مزایا در نظر گرفتند تا بتوانند به این دو باشگاه خصوصی ضربه بزنند که موفق هم شدند. این فقط به خاطر حضور افرادی غیر فوتبالی مانند قائم مقام باشگاه شهرداری در راس باشگاه بود که با رانت های خاصی که داشت اشتباهی وارد مجموعه و باشگاه شهرداری و فوتبال پایه شده بود و بزرگترین ضربه را به باشگاه های خصوصی امین فومن و آکادمی ملی پوشان مهرداد زهری و فوتبال پایه فومن زدند. شهرداری در این سطح بانی خیر نبوده بلکه باعث نابودی تیم های خصوصی پایه آموزشی در فوتبال فومن شدند.

۱۰- جایگاه فوتبال فومن را چگونه می بینید آیا داریم پیشرفت می کنیم و یا داریم درجا میزنیم توضیح بدهید؟

ببینید اگر امسال تیم شهرداری اسپانسر نداشته باشد تیم شهرداری منحل می شود. خیلی ها بودند آمدن برای فوتبال فومن سرمایه گذاری کردند و رفتند، من نمی خواهم ورود کنم و دنبال مقصر بگردم اسپانسرها به دلایل مختلف رفتند اول باید یک کاری کنیم زیر ساخت ها و تیم های پایه مان را درست کنیم تا بتوانیم هزینه ها را کم کنیم و از استعدادها وبازیکنان و پتانسیل داخلی و بومی خودمان استفاده کنیم. با تشکیل تیم امید شهرداری و حتی تیم ب شهرداری فومن بازیکنانی که از تیم جوانان به شرایط سنی تیم امید می رسند را جذب تیم امید شهرداری کنیم تا این استعدادها به هرز نروند. در فوتبال فومن یک سری بازیکن هائی ما داریم در بین سنین جوانی تا بزرگسالان فوتبال را یا ترک می کنند و یا به تیمهای دیگر مثل ملوان و یا دخانیات می روند، در این فضای خالی که در فوتبال فومن وجود دارد خیلی از بازیکن ها استعداشان به هدر می رود و می سوزد تعداد اندکی هستند که به تیم های داماش، ملوان یا دخانیات رشت می روند، با تشکیل تیم امید های شهرداری فومن می توانیم این فاصله را از بین ببریم و تجربه شان را بالا ببریم.
از آن طرف ما می توانیم از بازیکنان فومنی که نتوانستند در تیم شهرداری بازی کنند، یک تیم با نام تیم ب شهرداری فومن در لیگ استان تشکیل بدهیم تا بتوانند پشتوانه تیم اول فوتبال شهرمان باشد و با تجربه ای که به دست می آورند از آن جا به تیم اصلی شهرداری اضافه بشوند این باید با حمایت مسولان باشد. این کار را میتوانیم انجام بدهیم و اگر این اتفاقات بیفتد میتوانیم آینده خوبی را برای فوتبال فومن و تیم شهرداری نماینده شهرمان تصور کنیم.
ولی الان اگر بخواهیم فوتبال فومن و تیم شهرداری را در استان روی آنتن ببریم و بولد بکنیم، باید عرض کنم که تیم فوتبال شهرداری فومن فقط اسم شهرداری فومن روی آن است این تیم نمی تواند تمام پتانسل فوتبال فومن باشد چیزی نمیتواند عاید فوتبال شهرمان شود.

۱۱- آقای زهری نظر شما در مورد امکانات ورزشی و رسیدگی مسئولین چطور هست توضیح بدهید؟
توجه کنید چندین سرمایه گذار بزرگ وجود دارند در سطح کشور که فومنی هستند که یکی از آنها آقای موسوی مالک کارخانه فومن شیمی هستند که سال های گذشته آمد در والیبال هزینه کرد ولی متاسفانه به دلایلی ایشان منصرف شدند از هزینه کردن در ورزش و در حال حاضر در فصل گذشته که شهرداری این قدر سر پا بود تزریق های مسکن وار آقای موسوی باعث شد شهرداری سر پا بماند. یکی دیگر از خیرین و سرمایه داران فومنی مهندس حاج احمد خدابنده لو عزیز بود که واقعا کاری که آقای احمدخدابنده لو در یک سال برای فوتبال و کشتی و ورزش فومن انجام دادند یک کار شایسته و قابل تقدیر بود که ماندگار شدند. سومی آنها آقای علاءالدینی فومنی هستند که یکی ازبزرگترین سرمایه داران کشور به حساب می آیند.
چهارمین خیر فومنی حاج اسماعیل شادمند صاحب کارخانه نساک جنوب هستند که همیشه در همه حال حامی ورزش فومن و به خصوص فوتبال فومن بودند.
پنجمین مالک مجتمع فولاد فومن حاج علی انصاری است که چون کاملا اشراف و شناختی که به حاج علی انصاری بزرگ دارم بازار موبایل و مبل ایران و یکی از اسپانسرها و حامی های اصلی استقلال تهران است و عاشق فوتبالند و البته خیلی علاقه مند هست در شهر فومن که کارخانه داره یک تیم فوتبال داشته باشد ما باید این رایزنی ها را انجام بدهیم و این سرمایه گذاران را راغب کنیم و ورود بدهیم به فوتبال ورزش فومن که بتوانیم با کمک این عزیزان باعث شکوفایی جامعه و رشد و ارتقاء و پیشرفت فوتبال و ورزش فومن شویم.

۱۱-آیا ما میتوانیم با این امکانات در استادیوم پیر آزادی فومن جوابگوی تماشاگران باشیم؟
ملاحظه کنید الان یک استادیوم پنج هزار نفری کلنگش خورده و سال های سال و به دلایل مختلف مثل تحریم های اقتصادی که برای کشور وجوده آمده بود متاسفانه این کار به احسنت تبدیل نشده بود. آقای موسوی یک کاری دارد میکند یک کلنگی زده است سمت دانشگاه فنی با هزینه بخش خصوصی تا استادیوم ده هزار نفری بسازند اگر این کار انجام بشود، زیربنائی است و فومن می تواند صاحب یک استادیوم ده هزار نفری بشود.

۱۲-نظر شما درمورد اسامی ذیل؛
1.حسن اشجاری
فوتبالیست ملی پوش و پرافتخار فومنی و رفیق دوست داشتی که افتخار فومن هست و باید قدرش را دانست

2. بابک رضایی
وقتی اسم بابک رضایی می آید، آدم یاد فوتسال فومن می افتد و فقط میشود گفت احیای فوتسال فومن مدیون بابک رضایی عزیز هست با اخلاق و ورزش دوست و حامی ورزش

3.رضا بابایی
یک پیشکسوت فوتبالی و تحصیل کرده فوتبالی، مربی آینده دار فوتبال فومن

4.احمد دلخوش
پیشکسوت ارزنده و پیر فوتبال فومن و یک مرد با مرام و دوست داشتنی

5.مجید مرات
پیشکسوت ارزنده فوتبال فومن که چند سالی است در پست ریاست هیئت فوتبال فومن هستند و البته حامی باشگاه شهرداری فومن

6.علی فلاح
پیشکسوت فوتبال فومن

7.امیر قلعه نویی
رفیق، بامرام و دوست داشتنی استاد و سرمربی ام ، ژنرال فوتبال ایران

8.عطاالله صلاحی
اولین سرمربی بنده که فوتبال خود را مدیون این معلم عزیز از دست رفته هستم

9.آقای مسعود پور گل
مسعودخان پور گل (ابای انزلی چی) رئیس دوست داشتنی اداره ورزش جوانان فومن

10. ولی قاسمی
رفیق دوست داشتنی و زحمتکش فوتبال فومن که سالها در باشگاه میثم فومن منشاء خدمات برای فوتبال پایه شهرمان بود

12. مرحوم حسین نظری
مرحوم حسین نظری یکی از پیشکسوتان ارزنده فوتبال فومن بود که خیلی آرزوها را با خودش برد آن دنیا و به حق خودش در فوتبال فومن نرسید

11.ملوان

بهترین دوران جوانی ام
قوی سپید خزر و محبوب قلبها

12.استقلال

آبی رنگ عشقه

۱۳.سپیدرود رشت
اولین تیمی که با آن به سطح باشگاهی فوتبال ایران معرفی شدم و تیفوسی های سرخپوش شهر باران های نقره ای

و در پایان
آرزوی توفیق روزافزون را برای فوتبال فومن و تیم اول شهرمان شهرداری فومن  دارم، امیدوارم دنبال شایسته سالاری باشیم و با چشم بصیرت به فوتبال شهرمان نگاه کنیم و به سرمایه های شهرمان اعتماد کنیم تا مربیان جوانی مثل مهرداد زهری ها و رضا بابایی ها و اشجاری ها و رضا بیتاها که از نسل مربی های جوان و شناخته شده در فوتبال استان و کشور هستند بتوانند خواسته های طرفداران واقعی فوتبال را برآورده کنند.

  1. ناشناس گفت:

    بنده به عنوان کسی که 4سال درتیمهای پایه فومن درلیگ برتراستان حضورداشتم تصدیق میکنم تیمی که درسال اول آقای زهری تشکیل داده بودبهترین وقویترین وبانشاط ترین تیمی بودکه توفومن دیدم.