کد خبر: 63843تاریخ انتشار : 20:07:06 - پنجشنبه 1 ژوئن 2017

در گفت‌وگوی تسنیم با یکی از همکاران و نزدیکان مرحوم پهلوانی مطرح شد

ناگفته‌هایی از ابعاد شخصیتی و زندگی عارف معاصر/ اعتلای کتابخانه ملک مرهون قلم مرحوم پهلوانی است

یکی از کارهای باقیات الصالحات آن مرحوم که شاید اگر بنده بازگو نکنم غیر از خدا هیچ‌کسی از آن آگاهی نداشته باشد، نقش مؤثر و ممتد مرحوم پهلوانی تهرانی در ایجاد مقدمات رایانه‌ای شدن و مکانیزه کردن فعالیت‌های علمی کتابخانه ملک است.

به گزارش بهجت نیوز به نقل از تسنیم؛ حجت‌الاسلام و المسلمین شیخ حسن پهلوانی تهرانی از شاگردان علامه طباطبایی و آیت‌الله انصاری همدانی چندی پیش دار فانی را وداع گفت. در همین راستا به‌سراغ «عزت‌الله دهقان» دبیرکل انجمن اسلامی فرهنگیان کشور و از دوستان نزدیک و ارادت‌مندان حجت‌الاسلام و المسلمین شیخ حسن پهلوانی تهرانی رفتیم و با وی درباره شخصیت و ویژگی‌های مرحوم پهلوانی به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه مشروح آن را می‌خوانید:

تسنیم: از سابقه و میزان آشنایی خود با حجت‌الاسلام و المسلمین پهلوانی تهرانی بگویید.

دهقان: ابتدا تشکر می‌کنم از خبرگزاری متین و وزین خبرگزاری تسنیمکه در جهت بسط و گسترش اخلاق و معارف اسلامی همت کرده و به معرفی عالم ربانی و عارف بالله مرحوم حجت‌الاسلام و المسلمین پهلوانی پرداخته است. اگرچه خدا از شما تشکر می‌کند که «و من تطوع خیرا فان الله شاکر علیم». سابقه آشنایی حقیر با جناب استاد پهلوانی به همکاری ما در کتابخانه و موزه ملی ملک وابسته به آستان قدس رضوی برمی‌گردد و میزان این توفیق حدود 15 سال و بعد از همکاری نزدیک نیز حدود 10 سال است که جسته و گریخته از محضر ایشان برخوردار بودیم و خدا را به این توفیق سپاسگزاریم.

خوب است که بدانیم که کتابخانه و موزه ملی ملک وابسته به آستان قدس رضوی از کتابخانه‌های غنی، معتبر و مرجع کشور و در رتبه بعد از کتابخانه آستان قدس و کتابخانه مجلس و کتابخانه آیت‌الله نجفی مرعشی قرار دارد. در این خزانه گرانسنگ علمی ــ فرهنگی بیش از 19000 عنوان کتاب و رساله خطی نفیس که بسیاری از آنها منحصر به فرد است وجود دارد.

این مجموعه ارزشمند تا قبل از سال 75 در منزل قدیمی و شخصی واقف مرحوم حاج حسین آقا ملک در بازار تهران قرار داشت. بافت بازار، وضعیت ترافیکی و ازدحام جمعیت در این نقطه تهران تناسبی با کتابخانه و موزه نداشت که با پیگیری و همت والای مرحوم آیت‌الله طبسی و تصلّب امام خمینی(ره) در فتوا به فضا و زمینی مناسب که آن‌ هم توسط خود واقف برای ساختمان کتابخانه وقف شده بود، پس از احداث بنای شایسته و مجلل در جوار وزارت خارجه کتابخانه و موزه به آنجا منتقل شد.

مرحوم پهلوان کارمند رسمی کتابخانه اما بدون هیچ اسم و رسم و تعیّن و تکلّفی کتاب‌های خطی این کتابخانه را شناسایی، بررسی و تنسیق می‌‌کرد. بعد از آ‌ن‌که مسئولیت این مؤسسه از طرف آستان‌ قدس به بنده محول شد و بر اساس وظیفه مدیریتی و دیدار با کارکنان و تمهید مقدمات مکانیزه کردن فعالیت‌های کتابخانه، زیارت حاج آقا پهلوانی و ملاحظه متانت و رفتار و به‌ویژه کارهای تخصصی ایشان به‌روی کتب خطی، حس کنجکاوی همگان را برمی‌انگیخت که شخصیتی با این معلومات و این رفتار و اکتفا به گوشه کتابخانه ملک و پشت پا زدن به همه تعیّنات و تعلقات و ساختن با حداقل حقوق، قطعاً با همگنان تفاوت‌ها دارد. ایشان تا مدت‌ها در منزلی کمتر از 60 مترمربع آن‌ هم در نقاط جنوبی و پایین شهر زندگی می‌کردند و منزل فعلی آن مرحوم نیز در همان نقطه و کمتر از 100 متر است که البته در آنجا از دنیا رفتند. آن‌ مرحوم خرید آن‌ را از مصادیق لطف حضرت حق می‌دانستند و گویا به‌صورتی غیر قابل پیش‌بینی نصیب آ‌ن مرحوم شده بود.

عمل جراحی قلب مرحوم پهلوانی به‌سفارش رهبر انقلاب

پس از سه سال معاشرت و عدم توفیق خواندن حتی یک نماز به‌امامت آن مرحوم، جسته و گریخته توانستیم کشف کنیم که آن مرحوم در ردیف ویژه شاگردان علامه طباطبایی و مرحوم آیت‌الله شیخ جواد انصاری همدانی بوده است. این حقیقت را با سختی هرچه بیشتر و به‌ندرت می‌شد از آن مرحوم شنید. در این ایام از رنگ رخسار و کیفیت راه رفتن ایشان معلوم بود که قدری نارسایی قلبی دارند و چند روز غیبت نیز داشتند. بعد از پیگیری معلوم شد عمل باز قلبی داشته‌اند و به منزل منتقل شده بودند. پس از عیادت آن مرحوم در منزل معلوم شد که از طریق دفتر مقام معظم رهبری برای بستری شدن ایشان اشاره‌ای شده بود و کم‌کم فهمیده شد که از نزدیک با مقام معظم رهبری آشنایی داشته است.

اگرچه در معرفی شخصیت والای مقام معظم رهبری از هیچ تعبیری مبنی بر مراتب علمی و عملی، عدالت و اخلاق و ساده‌زیستی ایشان قبل و بعد از انقلاب دریغ نمی‌کردند، اما هیچ‌گاه نسبت به رابطه شخصی خود با رهبر معظم انقلاب کوچک‌ترین سخنی به‌ میان نمی‌آوردند. اصولاً ایشان سکوت می‌کردند و کمتر حرف می‌زدند و از حیث اسرار معرفتی در مورد خود و اساتید بسیار کتوم و پوشیده بودند.

تسنیم: لطفاً درباره فعالیت‌های مرحوم پهلوانی در کتابخانه ملک بیشتر توضیح دهید.

مکانیزه شدن اطلاعات کتابخانه ملک مرهون قلم مرحوم پهلوانی است

دهقان: یکی از کارهای باقیات الصالحات آن مرحوم که شاید اگر بنده بازگو نکنم غیر از خدا هیچ‌کسی از آن آگاهی نداشته باشد، نقش مؤثر و ممتد مرحوم پهلوانی تهرانی در ایجاد مقدمات کامپیوتری کردن و مکانیزه کردن فعالیت‌های علمی کتابخانه ملک است. آن‌ مرحوم در مدت خدمت در کتابخانه ملی بدون هیچ تبلیغاتی بیشتر نسخ خطی را مورد بررسی قرار داد و با توجه به مقام علمی و تسلط به زبان عربی، نوع اطلاعات لازم از حیث عنوان، نام و شهر نویسنده، سال کتابت، نوع جلد، نوع خط،‌ موضوع کتاب، محتوای کتاب، نوع کاغذ، اطلاعات مربوط به نویسنده و بسیاری از نکاتی که در فن فهرست‌نگاری مطرح است، با مداد در پشت اولین یا دومین صفحه کتاب مرقوم داشتند که از باب نمونه می‌توان از بسیاری از آنها عکس گرفت.

به‌اعتقاد بنده مکانیزه شدن اطلاعات کتابخانه ملک در حد بالایی مرهون قلم مبارک این مرد بزرگ است که بی‌هیچ ادعایی و با حداقل حقوق و با گمنامی هرچه تمام‌تر در کتابخانه انجام دادند. البته مرحوم دکتر هجرتی نیز در ثبت اطلاعات و ورود به کامپیوتر زحمت فراوان کشیدند و کار مرحوم پهلوان را به کمال رساندند.

تسنیم: از ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری مرحوم پهلوانی برایمان بگویید.

دهقان: آن مرحوم از شاگردان علامه طباطبایی بود و بسیاری از ویژگی‌های علامه مثل ساده‌زیستی، پشت پا زدن به دنیا و مقامات دنیوی، اکتفا به کمترین چیزی که نیاز است آن هم در حد ضرورت،‌ از حیث خانه و اثاث منزل، لباس و خوراک و سایر مظاهر دنیا را نیز دارا بود. تعریف از گمنامی و فرار از شهرت، تحسین و بی‌توجهی به زخارف دنیا نباید موجب این سؤال شود که پس چرا برخی از خوبان نه‌تنها گمنام نماندند که دارای اسم و رسم و شهرت و بلکه شهرت جهانی بوده و هستند. یکی از مراتب عالیه سیر و سلوک الی‌الله رسیدن به مرتبه فنا و آن درجه‌ای است که از شخص بنده یعنی از ذات و خود او چیزی باقی نمانده و او قلم قرمز به‌دور من، منیّت و خویشتن خویش کشیده است.

ز بس مهرت بدل بستم تو گشتم پای تا سر من

تو آمد رفته رفته رفت من آهسته آهسته

شنیدید غزل غرای امام خمینی(ره) را با مطلع: «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم»، امام(ره) در ادامه این غزل عرفانی که واقعاً اوج عرفان ناب است، می‌فرماید: «فارغ از خود شدم و کوس أنا الحق بزدم / همچو منصور خریدار سر دار شدم». بنده تمام غزل را به‌گونه‌ای که کمک به تفسیر آن نیز باشد تضمین کردم و در همان ایام ابتدایی رحلت امام(ره) که این غزل رونمایی شد، در روزنامه‌ها درج شد. در تضمین و تفسیر این بیت عرض کردم:

آستین را به فنای تو به مرفق بزدم

خط بطلان همه بر هست معلق بزدم

به بقا تو دم از هستی مطلق بزدم

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم

همچو منصور خریدار سر دار شدم

یک بار نشد بتوانیم پشت سر مرحوم پهلوانی نماز بخوانیم

وقتی عارف به مرتبه فنا فی الله و بقا بالله رسید، برای او فرقی نمی‌کند که گمنام و ناشناخته باشد یا شهره آفاق شود. همچنان که نقل شده است در ایامی که امام(ره) در مدرسه علوی در بدو ورود به ایران مستقر بودند، مردم اظهار ارادت و ابراز احساسات می‌کردند که «درود بر خمینی»،‌ «سلام بر خمینی» و «ما همه سرباز توییم ای امام» مفاد صدا در شعار مشخص نبود، امام می‌پرسند مردم چه می‌گویند و پیامشان چیست، جواب داده می‌شود که “نسبت به شما اظهار ارادت می‌کنند”. امام(ره) می‌فرماید: «برای من فرقی نمی‌کند که درود بر خمینی بگویند»، اینجا دیگر شخص نیست تا شهرت و گمنامی وجود داشته باشد.

بنابراین برای بعضی از بزرگان شهرت عین فنا و برای برخی گمنامی عین فناست، اما وجهه غالب بر شخصیت مرحوم پهلوانی تهرانی همین مرتبه گمنامی و ناشناس زیستن بود. در روایات آمده است که خدا ولیّ خود را میان بندگان پنهان کرده یا این‌که بعضی از مؤمنان واقعی هستند که در جمع و در اجتماعات شناخته نشده و به حساب نمی‌آیند. این هم یک طرف سکه معرفت است. در طول همکاری بنده با مرحوم پهلوانی، یک بار نشد بتوانیم پشت سر او نماز بخوانیم. معمولاً به‌محض حلول وقت نماز درب اتاق را می‌بستند و به نماز می‌ایستادند. در بعضی از اوقات که اتفاق می‌افتاد در حال نماز مشاهده می‌کردیم خضوع اعضاء و جوارح و فراغ از ماسوی‌الله و پرداختن به نماز حاکی از خشوع درونی آن بزرگوار بود.

تسنیم: این روزها خیلی‌ها از کتوم بودن و سکوت مرحوم پهلوانی می‌گویند، نظر شما در این باره چیست؟

دهقان: بیشتر اوقات ساکت بودند و جز به‌ضرورت و افاده جواب سخن نمی‌گفتند، اما اگر ضرورت اقتضا می‌کرد بسیار عالمانه و با اشراف کامل وارد بحث می‌شدند. روزی در خدمت ایشان صحبت از ابن‌فارض مصری شد. ابن‌فارض یکی از شعرای بنام عرب است و بسیاری از معارف اسلامی و حقایق عرفانی را با زبان شعر و همانند حافظ رندانه بیان کرده است، اصولاً ابن‌فارض را به حافظ تشبیه می‌کنند و بعضی هم درباره این دو بزرگوار به‌داوری می‌نشینند. قصیده تأیید ایشان که بعضی شرح کردند یک دوره فشرده عرفان و به‌قول بعضی، ترجمه مختصر فصوص الحکم ابن‌عربی است.

در جلسه فوق و در محضر استاد پهلوانی شخصی گفت ابن‌فارض سنی بوده است، به‌محض اینکه سخن گفته شد، ایشان گفتند “شما شرح منظومه حاج مُلاهادی سبزواری را ببینید که مرحوم شیخ محمدتقی آملی در حاشیه این کتاب مرقوم کردند: «ابن‌فارض شخصٌ شیعیٌ خاصٌ مخلصٌ لاشک فیه و لاتردید؛ ابن‌فارض مصری شخصیتی شیعی، خالص و مخلص است که هیچ شک و تردیدی در آن نیست»”. این‌گونه حضور ذهن و این سبک استدلال، آن هم پس از ملاحظه شرح منظومه سبزواری که از متون محکم فلسفی اسلامی آن‌ هم با ملاحظه حاشیه مرحوم شیخ محمد تقی آملی، رویه‌ای است که به مرحوم پهلوانی تهرانی اختصاص دارد. به‌حسب بعضی نقل‌ها، خود مرحوم آملی با جناب حافظ در خصوص یکی از بیت‌ها گفت‌وگویی دارد که در جای خود شنیدنی است.

یکی از اسراری که علی‌رغم همه کتوم بودن این مرحوم، از ایشان شنیدیم، این است که پس از مهاجرت مرحوم انصاری از قم به همدان، ایشان به دیدن استاد رفته بودند. پس از رسیدن به همدان و ورود به منزل مرحوم انصاری، ایشان را می‌بینند که در آفتاب نشسته و با پاره‌شیشه‌ای دندان مصنوعی خود را که گویا بعضی از قسمت‌های لثه مرحوم انصاری را اذیت می‌کرده، می‌تراشیده و اصلاح می‌کرده است. نیازی به گفتن نیست که مرحوم انصاری با اینکه رویه ایشان مریدپروری نبوده، اما اگر می‌خواستند، دندان‌های متعددی به‌عنوان هدیه برایشان درست می‌کردند، اما او همان دندان چند سال قبل را خودش با دست خودش اصلاح کرد.

بر در میکده رندان قلندر باشند

که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی

خشت زیر سر و بر تارک هفت اختر پای

دست دولت نگر و قدرت صاحب جاهی

غرض اینکه مرحوم پهلوانی تهرانی سؤال می‌کند که “دارید چکار می‌کنید؟” مرحوم انصاری در همان حالت ساییدن شیشه به دندان مصنوعی می‌فرماید: جناب پهلوان!

بر سر آنم که گر ز دست برآید

دست بکاری زنم که غصه سرآید

گویی از به سر آمدن هجرت حبیب با محبوب و نزدیک بودن وصال خبر می‌دهند، آن‌هم با این تعبیر که خودم این کار را بکنم که در اینجا عقول نارسای ما را راهی نیست. مرحوم پهلوانی گفتند “پس از دو سه روز از بازگشت من از همدان خبردار شدیم که مرحوم انصاری به ملکوت اعلی پیوسته است”.

حفظ اوقات نماز، ساده‌زیستی، بی‌توجهی به مقامات دنیوی، سکوت و خودداری از سخن گفتن جز به‌ضرورت از حیث ظاهر و از حیث باطنی نیز؛ فنا فی‌الله، گذشتن از خویشتن خویش و همه تعلقات، فکر و اندیشه در آفرینش الهی و عبرت و اعتبار از پیشامدها، ذکر قلبی و یاد خدا به‌گونه‌‌ای که از خود و اطرافیان غافل بود، از ویژگی‌هایی بارز حجت‌الاسلام و المسلمین پهلوانی تهرانی بوده است.

تسنیم:پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره شخصیت مرحوم پهلوانی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

دهقان: کلام الامام امام الکلم است. ازآنجا که مقام معظم رهبری نه‌تنها فقیه است که حکیم و عارف است،‌ تعابیر ایشان درباره مسائل مختلف انصافاً حکیمانه است. هر لفظی معنای ویژه خود را دارد و مقام معظم رهبری گویی «ایتاء کل ذی‌حق حقه» درباره کلمات و واژه‌ها نسبت به اشخاص ادا می‌کنند، موارد مثال فراوان است. ایشان در پیام حق‌مدار و حکمت‌آثار خویش مرحوم پهلوانی تهرانی را «عالم ربانی و عارف بالله» دانسته‌اند و پیام ایشان همانند کلمات مأثور بزرگان دین، خالی از تعارف و به‌دور از اغراق و غلو است. عالم ربانی که در لسان اهل علم ساری و جاری است، تا آنجا که بنده دیدم درباره مرحوم مُلااحمد نراقی و یکی دو نفر به کار رفته است و در پیام‌های خود رهبر انقلاب هم کمتر چنین تعبیری دیدیم.

«ربانی»، دانشمند راسخ در دین خدا و اما مرتبه اخیره آن در زیارت آل‌یاسین(ع) «السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته» که از خاکدان ماده تا اعلی علّیّین مقول به تشکیک، و در هر صورت به‌تعبیر مقام معظم رهبری مرحوم پهلوانی مرتبه‌ای از آن را داراست و این مقام، مقام والایی است. آنجا که مرحوم پهلوانی نفی تعلقات و رفض تعیّنات کرد و در زیر چرخ کبود از هرچه رنگ تعلق‌پذیر آزاد شد، به‌حق شایسته اطلاق تعبیر عالم ربانی خواهد بود، آن‌ هم به‌بیان قلم مبارک رهبر معظم انقلاب. «عارف بالله» نیز مفهومی مشابه عالم ربانی دارد، در هر صورت عاش سعیداً و مات سعیداً.

زندگی مرحوم پهلوانی تهرانی سعادتمندانه و رحلتش هم سعادتمندانه بود، در همان خانه حقیر با حضور جمعی از بزرگان، فرزند برومند رهبر معظم انقلاب، نماز به‌امامت آیت‌الله صدیقی و این که

فقیر و خسته بدرگاهت آمدم رحمی

که جز ولای توام نیست هیچ دستاویز

پیاله بر کفنم بند تا سحرگه محشر

به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز

بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت

که در مقام رضا باش و از قضا بگریز

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز