کد خبر: 61906تاریخ انتشار : 20:54:07 - شنبه 15 آوریل 2017

نگاه آزاد؛

نگذاریم دلسوزان زیر پای جیب‌های پر پول و پارتی‌های کلفت له شوند

آقا ،خانم، برادر، خواهر،آدمی‌زاد؛ مگر قرار است چند در بیاورید که اینقدر خرج می‌کنید؟! حاجی شاید اشتباه حساب کردید.

به گزارش بهجت نیوز به نقل از 8 دی؛ گاهی وقت‌ها اتفاقاتی رخ می دهد که نظریه های بزرگ علمی را زیر سوال می برد و یا کشف جدیدی باعث زیر سوال رفتن معادلات و قوانین چند صد ساله می شود. همین موضوع (هر چند با تفاوت‌هایی) در عقاید مذهبی و دینی و یا جهان بینی فردی و اجتماعی هم پیش می آید.

یکی از زمانهایی که اخلاق و رفتار ما آدم‌های متمدن امروزی تغییر می‌کند و این تغییر با هیچ قانون علمی و روان‌شناسی قابل پیش بینی و تعریف نیست؛ زمان قبل و بعد از انتخابات است.

بله انتخابات .  واژه ای خاطره انگیز. برای بعضی تلخ و گریه آور، برای عده ای مضحک و خنده دار، برای تعدادی شیرین و چرب، برای بعضی وحشت زا و برای عده ای دیگر تهوع آور.

انسان‌هایی که تا چند ماه پیش مسیر مسجد را نمی دانستند،پای ثابت نماز جمعه می شوند وکسانی‌که تفاوت فعل  و فاعل را تشخیص نمی‌دادند، سخنرانی های ثقیل سیاسی می‌کنند.

تکاپویی برای تغییر دیدگاه رای دهندگان. داستانی کهنه از توبه های آنی و معجزات رفتاری.

ولی این همه‌ی ماجرا نیست!

به نظر من کثیف ترین و شنیع ترین جنایت تاریخ؛ خرید و فروش رای و نظر با پول است. یعنی شما (رویم به دیوار منظورم شما آقا و خانم خوب نیستید) با تحقیق کسی را به عنوان کاندیدای منتخب خود در شورا یا مجلس در نظر می گیرید. ولی با نزدیک شدن به روزهای رای گیری و هیجان‌ها؛ شما رای خود را به مبلغ فلان به شخص فلان تغییر می دهید.

به همین راحتی؟! واقعا؟!

بله واقعا. زرنگ باشید و اقوام گیجی داشته باشید می توانید با دلالی هم، بیشتر دشت کنید!

حتما دیده اید که بت های علمی و فرهنگی و سیاسی زیادی در همین روزها می‌شکنند و از آن طرف بت‌های جدیدی ساخته می‌شوند! روباهانی که موقعیت شناس هستند با هندوانه گذاشتن زیر بغل کفتارها ،آنها را به عرصه آورده و استخوان لیسی سفره های خریت شکار و شکار چی را می کنند.

(متاسفم که لغاتی را به کار می برم که شایسته قلم من و چشم شما نیست ولی افسوس که لغت‌های مترادف بهتری پیدا نکردم. )

بی انصاف نیستم و می دانم که هستند آنهایی که صداقت و مردم داری را فدای میز و منصب نمی‌کنند. چه شاخ‌هایی که این روزها روی سر افرادی مثل من سبز می شود!  چرا؟!  خب از دیدن شگفتی و تغییر.

از این که بعضی‌ها روزی ۵ میلیون هزینه برای رسیدن به شورای شهری کوچک می‌کنند. در دوماه. وااای ی ی! چه عددی!

۶۰× ۵۰۰۰۰۰۰= ۳۰۰۰۰۰۰۰۰  (سیصد میلیون تومان). معادل ۳۰۰ ماه زندگی یک کارگر! معادل یارانه سه میلیون نفر در دو ماه! پسر چه رقمی!

آقا ،خانم، برادر، خواهر،آدمی‌زاد؛ مگر قرار است چند در بیاورید که اینقدر خرج می‌کنید؟!

حاجی شاید اشتباه حساب کردید. دوباره مرور کنید. بی خیال آن دنیا و این دنیا و خدا و روزجزا، نکند حواستان نیست؟ یکی به من بگوید حقوق شورا مگر چند است؟

 

راستش سالهاست این حرف‌ها را می‌شنویم و می‌خندیم و گاهی سری (به عنوان اینکه خیلی فهمیده ایم) تکان می‌دهیم، ولی باز پشت همین کاندیداها به عناوین مختلف (فامیلی، هم محلی، هم تیپی، هم…) یقه پاره می زنیم و رگ گردن کلفت می‌کنیم.

تا وقتی خری برای سواری هست ، پیاده رفتن خطاست.

 

هم وطن، همشهری عزیز، دوست زحمتکش، رفیق با معرفت، جوان تحصیلکرده، هم‌دوشِ روزهای سخت و هم‌فکرِ تصمیم های بزرگ! خواهرم، برادرم؛ تشخیص سره از ناسره سخت نیست در صورتی که خودمان را گول نزنیم.کولی دهنده به هیچ کس نشویم که زیبنده ی شعورمان نیست. اگر قرار است پله ترقی دیگران باشیم لااقل کمی چشمانمان را بازتر کنیم.

همه‌ی ما تفاوت‌ها را می‌فهمیم و می‌دانیم.  اصول دینی و ملی و انسانی را فدای حب و بغض و خویشاوندی نکنیم و نگذاریم دلسوزان و درد کشیده‌ها، به رای من و شما، در زیر پای جیب‌های پر پول و پار تی‌های کلفت له شوند.

انصاف، وجدان و کمی شعور و تعقل و اندکی تقوا. فقط کمی تقوا.

  1. فرهنگی گفت:

    حرف زدن درموردخریدآرای مردم توسط برخی ازکاندیداهای فاسدوفاجرشورای شهر دردی را دوا نمی کند.تنها پیشنهادی که برای فروشدگان آرا که هیچکس منکر افزایش تعداد آنها بدلیل گسترش فقر درجامعه نیست اینست که پول اینجور کاندیداها رابگیرییدوشام وناهارشان رامیل کنیدولی برای نقره داغ کردن وتنبیه آنان به افرادسالم وصالح رای بدهید.مطمئن باشیدبااینکارطی سالهای دیگرسودجویان وقدرتمندان ادب خواهندشد