کد خبر: 60900تاریخ انتشار : 15:54:37 - چهار شنبه 15 مارس 2017

یادداشت/ رضا صادقی

چهارشنبه سوری و سور مشمئز کننده اش

رضا صادقی در یادداشتی با عنوان “چهارشنبه سوری و سور مشمئز کننده اش” چهارشنبه سوری آخر سال مورد بررسی قرار داده است.

به گزارش بهجت نیوز؛ رضا صادقی در یادداشتی با عنوان “چهارشنبه سوری و سور مشمئز کننده اش” چهارشنبه سوری آخر سال مورد بررسی قرار داده است. متن این یادداشت به شرح ذیل می باشد:

در زمانهای گذشته که آخرین چهارشنبه سال بشارت رسیدن بهار را سر می داد، اکنون چند سالی است که مردم از چنین روزی دل نگران فرزندان خود هستند از یک سو و نیز اثار زیان بارش از پی ایجاد اصواتی دل خراش و مهیب و آتش سوزی ها و دود ناک شدن فضای زیست خود و نیز جراحات و سوانح و زیان های وارده که بعضاً به مرگ و قطع عضو اعضای بدن نوجوانان و یا کوری دیدگان زیبای اطفال و نوباوگان و جوانان می انجامد .
فرا رسیدن این روز را صرفا باعث رنجش خود و خانواده و محیط زندگی تلقی کرده و کمترین علاقه ای به برگزاری آن آیین باستانی که بیشتر بنا به خرافه های عهد ضحاک مار دوش بوده است ندارند.

در این روز حتی بیشتر مردم از ترس و وحشت ترجیح میدهند تا در خانه های خود بمانند و از ترکشهای دلهره امیز و رعد آسا و ارعاب گونه اش بر حذر بمانند تا آسیب و خسارتی به آنان نرسد.

جشن و آیینی که محصول آن اضطراب ، سوزاندن و صدمات و خسارات و وحشت و خوف و انفجارات گوش خراش باشد، بهتر ان است که نباشد.
بر پایی این آیین از آنجا شکل گرفته که در عهد ضحاک که پادشاهی در بین النهرین بود، ابلیس به دیدار او رفته و بر شانه هایش بوسه زده که پس از این عمل دو مار از دو شانه اش بیرون آمده و نزدیکانش به بریدن آن مارها اقدام می کردند؛ اما پس از بریدن سر مارها، دو باره مارها بیرون می آمدند ، که در این میان پزشکی به ضحاک می گوید:
که این مارها نهایتاً ترا به هلاکت خواهند رساند، ضحاک چاره خواست، که پزشکانش گفتند که باید هر روز دو جوان را اعدام کنی و مغز سر آنان را به این ماران بدهی تا بخورند…!
بنابر این همه روزه دو جوان کشته می شدند و مغز آنان به خوراک ان دو مار می رسید، از این رو بسیاری از جوانان از ترس مردن فرار می کردند و به کوه ها پناه می بردند.
در چنین شرایطی گویند که کاوه آهنگر که دو فرزندش توسط ضحّاک کشته شده بودند قیام کرد و ضحاک را شکست داد و آن روز آخرین شب چهارشنبه سال بود و کاوه فریدون را دو باره به تخت شاهی نشاند و او نزدیک به پانصد سال پادشهی کرد.
فریدون در آن روز دستور داد تا آتشی بر افروزند تا جوانانی که از شهر دور مانده اند و به کوه ها پناه برده اند، به شهر و دیار خود برگردند.
در چنین شرایطی همه ساله این روز را به این باور خرافی ارج می نهند و آتش بر می افروزند و گرامی می دارند.

با توجه به اطلاع رسانی های شبکه های اجتماعی، خوشبختانه امسال از حجم و بازتاب آن سر و صداها کاسته شده و خسارات و ضایعات آثار آن هم کاهش یافته است و امید است با هوشیاری از عواقب زیانبار حرکات آزار دهنده و چندش آور کاسته شود.

 

  1. شهروندعادی گفت:

    برادرعزیز! وقتی پس ازنزدیک به چهاردهه ازعمرانقلاب مسوولین دستگاههای متعددفرهنگی کشورکه انسان رابه یادضرب المثل(آفتابه لگن هفت دست، شام وناهارهیچی)!! می اندازند،جزندانم کاری وبی برنامگی وموازی کاری واداره بدست افرادغیرمتخصص وبی سوادونورچشمی هیچ برنامه ای برای ایجادشادی ونشاط اجتماعی جامعه ،خصوصاقشرجوان ندارند…وقتی که شهرداری وشورای شهرمابرای نشاط اجتماعی مانندشهرهای مجاوربرنامه سیرک ودعوت ازگروههای نمایش کمدی وکنسرت نمی گذاردوقتی که کنسرت های مجوزدارموسیقی بدست تندروهای طالبان مسلک اجازه اجرابرای مردم راندارندوقتی که تنهاتفریح جوانان ماقلیانسراوکشیدن حشیش وشیشه وکراک شده ….به ناچارجوانان برای شادی ونشاط به کارهای نادرستی مانندساخت ترقه ونارنجک دستی روی می آورندتابه زعم خوددقایقی راشادی مخاطره آمیزی داشته باشندکه سروصدای آن موجب اذیت مردم ونگرانی وآماده باش دستگاههای امنیتی شود…وبه راستی مقصراین ناهنجاریها هم آنهایی هستندکه همه شادیهای حلال وسالم وآیین های بومی محلی وسنتی رابه همراه تفریحات غیرسالم وخطرناک رابرخلاف مذهب تشیع وفتاوای بزرگان دین ،بااحکامی خودساخته بصورت کلی حرام وممنوع نمودند…

  2. پیروز گفت:

    ضحاک یک نماد از انسانهای شیطان صفت آن روزگار بود پیدا کنید ضحاک زمانه ما را !!!!