کد خبر: 58828تاریخ انتشار : ۲۳:۲۸:۰۱ - چهارشنبه ۲۷ بهم ۱۳۹۵

در بخشی از وصیت نامه شهید رضا خوش روش می خوانیم؛

آرزو دارم از دستاوردهای انقلاب اسلامی پاسداری کنم/سنگرهای مبارزه را خالی نگذارید

۲۷ بهمن ماه سالروز فرارسیدن شهادت شهید رضا خوش روش می باشد که در بخشی از وصیت نامه وی می خوانیم که آرزو دارم از دستاوردهای انقلاب اسلامی پاسداری کنم.

به گزارش بهجت نیوز؛ ۲۷ بهمن ماه سالروز فرارسیدن شهادت شهید رضا خوش روش می باشد که در بخشی از وصیت نامه وی می خوانیم که آرزو دارم از دستاوردهای انقلاب اسلامی پاسداری کنم.

شهید رضا خوش‌روش‌ گشتی‌ فرزند فیض اله‌ در سال‌ ۱۳۴۴ در روستای‌ کردمحله‌ شهرستان فومن چشم‌ به‌ جهان‌گشود. پس‌ از اینکه‌ دوران‌ کودکیش‌ راطی‌ کرد، وارد مدرسه‌ گردید و توانست‌ تا قبولی‌ پایه‌ی‌ اول‌راهنمایی‌ به‌ تحصیل‌ بپردازد. بعد از دوره‌ تحصیل‌، مدتی‌ در مغازه‌ پدر به‌ کار وتلاش‌ پرداخت‌، تا اینکه‌ داوطلبانه‌ و آگاهانه‌، در دهم‌ بهمن‌ ماه‌ ۱۳۶۲ از واحد بسیج‌ سپاه‌ فومن‌ به‌ جبهه‌ اعزام‌ شد و در میادین‌ نبرد، حضور یافت‌.
 
مدت‌ زیادی‌ از حضورش‌ در جبهه‌ نگذشته‌ بود که‌ در بیست‌ و هفتم‌ بهمن‌ ماه‌ ۱۳۶۲ در همان منطقه‌ای‌ که‌ در آن‌ مستقر بود، به‌ فیض‌ شهادت‌ نائل‌ آمد و به‌ جمع‌ شهدای‌ اسلام‌ پیوست‌.

وصیت نامه شهید رضا خوش روش

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
بارالها ما را مردنی عطا کن که در خواری و ذلت نباشد، بارالها ما را از زندگی علی وار از مردی علی گونه و برخاستنی علی مانند عنایت بفرما، مرگ در راه اسلام را برایم افتخار است که صد بار کشته شوم و زنده گردم من از راه دور و دراز آمده ام تا اینکه در کنار همرزمانم و دیگر برادرانم با کفار بعثی بجنگم و با نثار خون سرخم درخت دین مبین اسلام را آبیاری کنم و این ملت رنجدیده را از قید و بند اسارت رهایی بخشم.

برادر و خواهر مسلمان بدانید که من با رشادت می جنگم و مبارزه می کنم تا اینکه کاخ فرعونیان را ویران سازم،  آرزو دارم که از دستاوردهای انقلاب شکوهمند اسلامی پاسداری کنم و سرانجام کشته شوم،  آرزو دارم که با اهداف امام خمینی خدمت کنم تا اینکه در خون بغلتم تا اینکه ندای حق را به گوش جهانیان برسانم،  پدر و مادر من این راه را با علاقه انتخاب کرده ام که بهترین راه است برای نجات انسانهای محروم،  اگر ما بخواهیم دست روی دست بگذاریم دشمن تا آخرین قطره خون پاک و انسانی ما می ریزد و همه فضایل اخلاقی معنوی ما از بین خواهد برد.

پدر و مادر و برادران و خواهرانم و برادرم اکنون که من به جبهه می روم از شما تقاضا دارم که در مرگ من بجای غم و غصه، صبر و شکیبایی را برگزینید تا دیگران تشویق شوند و راه ما را ادامه دهند و کشور عزیزمان نجات یابد. گاه زندگی رنگ تازه ای به خود می گیرد و مفهوم حقیقی خود را پیدا می کند خدایا ذلت تا کی،  ذلتی که انسان را نابود می سازد،  آری من شما را به خدای بزرگ می سپارم حقیقت در میدانهای جنگ است و سنگرهای خون و شهادت.پدر و مادر قبل از اینکه سعادت شهادت نصیبم شود وصیت نامه خود را می نویسم،  مادر جان هر موقع به یاد من افتادی و خواستی گریه کنی و با اینکه بر سر قبر من آمدی آن لحظه به فکر کربلای حسین(ع) باش.

چند وصیت دیگر به پدر و مادرم
پدر و مادر حلالم کنید اگر من شهید شدم هر جا که دلتان خواست من را دفن کنید و اگر جنازه مرا نیاوردند ناراحت نباشید و فقط به فکر شهیدان باشید، حلالم کن ای مادر می روم زیرا کردستان محتاج من است.
والسلام/میلاد پورمحسن