کد خبر: 56865تاریخ انتشار : 14:34:22 - دوشنبه 23 ژانویه 2017

یادداشت/رضا صادقی

چرا شاه بحرین را فروخت!

رضا صادقی از فعالان سیاسی فومن و شفت در یادداشتی با عنوان”چرا شاه بحرین را فروخت” موضوع جدا شدن منطقه بحرین از ایران در رژیم سابق را مورد بررسی قرار داده است.

به گزارش بهجت نیوز؛ رضا صادقی از فعالان سیاسی فومن و شفت در یادداشتی با عنوان”چرا شاه بحرین را فروخت” موضوع جدا شدن منطقه بحرین از ایران در رژیم سابق را مورد بررسی قرار داده است. متن این یادداشت به شرح ذیل می باشد:

جزیره بحرین در جنوب خلیج فارس با مساحتی بالغ بر ۷۰۶ کیلومتر مربع وسعت که از ترکیب ۵ استان کوچک با مرکزیت شهر منامه و با جمعیت ۱/۲۳۴/۰۰۰ تن واقع شده است.این جزیره از زمان هخامنشیان همواره بخشی از خاک اصلی ایران تا روز ۲۲ مرداد ماه ۱۳۵۰ بوده است و جمعیت آن اکثراً شیعه و فارس و بقیه عرب هستند.

در سال ۱۳۳۶ در زمان صدرات دکتر منوچهر اقبال طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی بحرین بعنوان استان چهاردهم ایران در تقسیم بندی کشوری قرار گرفت.از آنجاییکه بریتانیا از دیر باز همواره بدنبال کوچک سازی کشورها بوده است ، بسیار تلاش کرد تا این جزیره مهم را از ایران جدا سازد.
بحرین دارای منابع نفتی و گاز طبیعی میباشد.این جزیره در سال ۱۵۱۴ مورد تجاوز کشور پرتقال قرار گفت و اشغال شد ، لذا شاه عباس اول ضمن شکست دادن پرتقالیها مجددا آن جزیره را به خاک وطن منضم ساخت.

استعمار پیر که تجربه زیادی در جدایی و تفکیک و گسست اراضی ملتها داشت، در سال ۱۲۳۵ خورشیدی طبق معاهده پاریس در عهد ناپلئون سوم، توانست شهر تاریخی هرات که از ازمنه کهن بخشی از خاک ایران و خراسان بزرگ بود را از ایران منفک سازد و دولت قاجار متعاقبا هیچ ادعایی مطلقاً نداشته و از حاکمیت خود نسبت به افغانستان چشم بپوشد و به موجب این معاهده دولت قاجار حتی از مناطق شرقی هریرود هم عقب نشست.معاهده پاریس شباهت زیادی به قرارداد های گلستان و ترکمانچای داشت.

محمد رضا پهلوی که غرق خود نمایی ها بود و تفرعن مفرطش بر همه شئون سیاسی و مصالح کشور فزونی داشت و پیوسته در اندیشه آن بود تا مورد تحبیب و تمجید غربی ها واقع شود و اطاعت از غرب را واجب و شایسته میدانست!می خواست تا رضایت و خرسندی آنان را فراهم سازد و آمریکا و انگلیس را همچون امیر کویت نعمت خدا بر روی زمین می دانست.

پهلوی دوم که افتخار می کرد که پنجمین ارتش بزرگ جهان را داراست ، نتوانست از خاک خود اندک دفاعی کند. معلوم نبود که افتخار این ارتش در چه بوده است! و آن همه سرمایه گذاری برای کدامین هدف، مهمتر از جدایی بخشی از خاک کشور چه می توانست بوده باشد؟

دیکتاتور ایران کمترین مقاومتی در برابر تهدیدات دولت بریتانیا نکرد، با توجه به اینکه دولت استعماری انگلیس کماکان در بیشتر نقاط جهان مشکلات ارضی دارد که نمونه آن درگیری با دولت آرژانتین بر سر جزیره مالویناس و چند هزار کیلومتر دور از خاک خود، وقیحانه از دولت بی اراده ایران خواست تا به بحرین استقلال اعطاء کند و از حاکمیت خود بر آن جزیره چشم پوشد و شاه نیز سمعاً و طاعتاً پذیرفت.شاه در سفری که به دهلی داشت، پز روشنگری و آزادی خواهی و دمکراتیک بخود گرفت و ادعا کرد که به بحرین استقلال خواهد بخشید  تا در مطبوعات و رسانه های جهان از خود وجهه جهانی بسازد که آری او نیز امپراطور است.

اتحاد جماهیر شوروی در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم ۱۹۴۵ جزایر کوریل را که متعلق به ژاپن بود متصرف شد و همچنان با وجود مخالفت جهانی در چنگال خود دارد و پس نمی دهد  و آمریکا جزیره گوانتانامو را که متعلق به کوبا است. کشور چین بعد از گذشت ده ها سال که از انقلاب چین می گذرد جزیره تایوان را همچنان بخشی از خاک خود می داند و مانع استقلال و عضویتش در سازمان ملل است.
حال آنکه شاه سرسپرده و بی کفایت ایران، یک استان خود را از دست داده و سپس اولین کشوری شد که حاکمیت و استقلال بحرین را به رسمیت شناخت!؟

وزیر امور خارجه عیاش وقت اردشیر زاهدی و نخست وزیر مسخره ” هویدا ” تلاش می کردند تا آن استان از ایران منفک شود، چنین خائنینی کدام ملت سراغ دارد.؟!اگر دولت قاجار تن به معاهدات ننگین گلستان، ترکمنچای، اخال و معاهده پاریس داد، پس از شکست در جنگ از سر استیصال و ناچاری و ضعف مفرط به چنین ذلتی مجبور شد.در جنگهای ده ساله ایران و روس سربازهایی که از میان ایلات عازم جنگ می شدند، مکلف بودند تا ۶ ماه آذوغه خود را همراه ببرند.عباس میرزا بسیار کوشید تا نواقص را مرتفع سازد اما فتحعلی شاه اصلا خیالش نبود و ضعف تسلیحاتی ایران باعث شکست قاجار شد.

در جریان قضیه هرات وقتی حسام السلطنه در زمان ناصرالدین شاه (۱۲۴۹) هرات را محاصره کرد، دولت انگلیس به ایران اعلان جنگ داد و بوشهر و خارک را اشغال کرد ، در نتیجه دولت ایران از افعانستان عقب نشست و از دعاوی خود بر خاک افغان چشم پوشید اما ذلت و حقارت در از دست دادن بحرین در اوج اقتدار نظامی منطقه ای بوده است.

بنابراین شاه خائن جهت لاپوشانی فضاحت تاریخی خود به ارتش دستور داد تا سه جزیره متروک و خالی از سکنه متعلق به ایران را که فقط لاک پشتها در آن بودند اشغال کنند و آوای فرحبخش پیروزی سر داد و اسدالله علم در خاطرات خود اورده است که اعلیحضرت بمن گفت :که آیا بعدا مرا ملت خائن خطاب خواهند کرد!؟

چنین بود که کشوری بی آنکه کمترین اعتراضی از جانب بخشی از ساکنان خود داشته باشد، از حاکمیت خود بر پاره ایی از مملکت خویش دست برداشت و خود مفتخر بر آن شد که از حق تملک خویش بر سرزمین تاریخی اش دست کشیده است. کلیه کشورهای عربی از دل قرارداد سایکس پیکو بسال ۱۹۱۶ که پس از شکست امپراطوری عثمانی در جنگ اول بود، بیرون امدند. دول متفق (انگلیس ، فرانسه ، روسیه) کلیه مستملکات آسیایی دولت عثمانی را بین خود تقسیم نمودند. حال آنکه هیچگاه جزیره بحرین در حاکمیت دولت عالیه عثمانی نبوده است و گرنه می بایست جنگهای متعددی بین ایران و عثمانی دمادم در میگرفت.

آری تا کنون سابقه نداشته است که دولتی بدون هیچ گونه مزاحمتی فقط از سر بی لیاقتی و بی کفایتی و وابستگی شدید با دستان خود اقدام به تجزیه بخشی از خاک خود کند، که پهلوی خائن چنین کرد و این داغ و حسرت تاریخی را رقم زد.

در چند سال اخیر بر اثر تبلیغات ماهواره ای سلطنت طلبان، برخی از سرِ نا آگاهی و فقدان مطالعه تاریخی، طوری از حکومت دست نشانده و دیکتاتوری نظام شاهی دفاع می کنند که انسان حیران میماند و آنچنان غلو می کنند که خود اعضای خاندان سلطنتی بعضا شگفت زده میشوند.

  1. ارش گفت:

    درود بر نویسنده این مقاله بسیار منصفانه قلم فرسایی کرده