کد خبر: 56757تاریخ انتشار : ۱۲:۳۶:۵۴ - یکشنبه ۳ بهم ۱۳۹۵

با همت سه خبرنگار جوان فومنی؛

بانوی نیازمند در آسایشگاه بستری شد

باهمت سه خبرنگار جوان فومنی، بانوئی نیازمند و بی سرپرست در آسایشگاه فجر آرامش بستری شد.

به گزارش بهجت نیوز؛ با همت سه خبرنگار جوان فومنی، بانوئی نیازمند و بی سرپرست در آسایشگاه فجر آرامش بستری شد.

بار دیگر قلم هائی که به دست خبرنگاران جوان فومنی فریاد زدند وجدان خفته مسئولین امر را بیدار کرد. بانوی نیازمند و بی سرپرستی که با مرگ دست و پنجه نرم می کرد و در سرمای شدید و برفی از گرسنگی زجر می کشید با تلاش این سه خبرنگار فومنی و با کمک عده ای از دوستان خود توانستد به خانه اش رنگ  زندگی ببخشند و با پیگیری های مداوم اداری او را در آسایشگاه فجر آرامش بستری کنند.

این سه خبرنگار که قلم از محرومیت های زمانه می زنند, در عین نداشته هایشان به داشته هایشان که قلم هایشان است دلگرم هستند و رسالت خود را در نقش خبرنگار ایفا کردند. باید راه زندگی را از انسانهائی که وجدان را به رسالت خود وصله زده اند آموخت.

با یکی از این خبرنگاران که خواست گمنام باقی بماند به گفتگو نشستیم که وی اظهار کرد: وقتی چنین خبری در روز تاسوعا و عاشورا به گوش هایمان رسید رفتیم تا از نزدیک ببینیم خب صحنه وحشتناکی بود وقتی زندگی ستاره خانم را دیدیم که روی موزائیک خوابیده بود و موش بی محابا در خانه اش رفت و آمد می کرد و نه چیزی برای خوردن داشت و نه از امکانات بهداشتی بهره مند بود ضمن اینکه از نظر روحی و روانی کاملا بهم ریخته و وضعیت حادی داشت تصمیم گرفتیم تا به یاریش بشتابیم.

این خبرنگار فومنی خاطر نشان کرد: نزد دوستانی که فکر می کردیم می توانند کمکمان کنند رفتیم که در همین راستا برخی از دوستان فرهنگی فومنی و تنی چند از مسئولین شهرستان به یاری این بانوی همشهری خود شتافتند.سعی می کردیم هر چند روز در میان با دوستان مختلف به آنجا سر بزنیم، شاید در طی هفته بخاطر پیگیری کار ستاره خانم بیش از ۶۰تا۷۰ بار تماس تلفنی با افراد مختلف داشتیم و یادآوری پشت یادآوری!

وی تاکید کرد: این پیگیری ها شبانه روزی بود و ما اصلا نه اینکه خسته نمی شدیم بلکه هر چقدر کار سخت تر می شد ما بیشتر انرژی و انگیزه می گرفتیم.خلاصه خبر وضعیت اسفناک این بانوی نیازمند در سرتاسر استان پخش شد و سرانجام احتمالا او خشنود و ما … شاید در این قسمت رستگار!
گویا زمین سرد نیز وجدان درد گرفته بود
زمستان خجل شده بود از شدت سرمائی که بر تو می بارید
چه سخت حرف زجر و سختی تو را به خط آوردیم

وقتی حروف سجده کردند در برابر بی کسی هایت
صدای بیست سال تنهایی ،سرمایی گرسنگی را چگونه تحمل کردند؟
با آن که اشک ناله ی شبانه تو دل خدا را به درد می آورد
گریه روا گریه می آورد، آسمان به سجده می آورد،
فقر را برایت چگونه معنی کردند که اینگونه از تنهایی،بی کسی ، ناله های شبانه سر می‌ دادی،

آرزوی مرگت را کردند همان های که دست رد برای کمکت دادند
امشب فریادت به گوش همسایگان نمی رسد
امشب سیر طعام کن ، آسوده بخواب
بدان هنوز هستند انسانهائی که کلمه مهر و وجدان را رنگی می نویسند
هنوز هستند انسانهای که دلشان رنگ خدایی می زنند
در شبهای محرمی که بزرگان سلفی گرفتند، در تلگرام و اینستاگرام لایک گرفتند
ولی دست رد برای کمک به خانم معلوم زدند
آنقدر که حتی امام حسین(ع) دلش بدرد آمد افسوس خورد که افکارش در کربلا جا مانده است

که اینگونه راه حسین(ع) رفتن خطاست.

خبرنگار: زهرا خوشگفتار

  1. ناشناس گفت:

    سلام احسنت به این عزیزان.متاسفانه چنین آدمهایی در جامعه و حتی در همین فومن زیاد وجود دارند ولی من و امثال من مثل این خبرنگاران بزرگوار امید به خدا نداریم که از ما حرکت و از او برکت.متاسفانه نباید جامعه طوری باشد که مسولین بی خبر از حال این بانوی رنج دیده.بیاییم هر کداممان وسیله ای برای خوشبختی دیگران باشیم

  2. سودابه گفت:

    متن اخری خیلی قشنگ بود مث کار خبرنگارا .لایک دارن