کد خبر: 54117تاریخ انتشار : ۱۶:۴۳:۳۶ - پنجشنبه ۴ آذر ۱۳۹۵

یادداشت/ علیرضا زادبر

من همشهری آن زن دستفروش فومنی هستم

عدالت حکم میکند با اطلاعات دقیق قضاوت کنیم، نه بی جهت از آن رفتگر دفاع کنیم نه او را تکفیرکنیم. اینجا بازی نخوریم.

خیلی ها دانسته و ندانسته با دیدن یک تصویر دردآور که صحنه کتک خوردن یک زن بود در فضای مجازی نظر می داده و تحلیل می کردند. آن زن را از نزدیک میشناسم، پسرش رحمت را هم همینطور. بارها کنار مغازه معروف به توپولی که همه ى فومنی ها میشناسند روبروی مجسمه آناهیتا او را در حال فروش سبزی محلی دیده ام. مامور شهرداری (رجبی) را هم از نزدیک میشناسم همان که در تصویر آن دو را از هم جدا می کند. کاری ندارم مقصر است یا مظلوم؛ عدالت حکم میکند با اطلاعات دقیق قضاوت کنیم، نه بی جهت از آن رفتگر دفاع کنیم نه او را تکفیرکنیم. اینجا بازی نخوریم.
اگر به فومن بروید، در همان آدرسی که گفتم، مثل آن زن زیاد نشسته بودند و بعضی وقتها هم جمع می شوند تا چهارتا تخم مرغ محلی بفروشند. این زن هم براساس قانون که بارها تذکر داده شده بود باید به محل اسکان مشخص می رفت، قانون برای همه یکسان است و سالها مطالبه مردم این بود و هست که به دلیل ترافیک شهر توریستی (چون در مسیر ماسوله است) معضل دستفروشها سامان پیداکند، چند ماهی این طرح باجدیت پیگیری شد.

اما بهتر است  قبل از اینکه این دستفروشانی که هیچ نوع فیش حقوقی ندارند، سیلی بخورند برای آنها فکری کنید! مثل این زن دستفروش همه جا هست، فومن، تبریز، کاشان، اصفهان… اینجا عده ای دنبال شو بودند! اصلا چقدر بی معناست که یک خواننده گمنام (امین غلامی)از تهران بیاید و یک دوربین همراهش کند تا از آن زن دلجویی کند و بعد فیلم را پخش کند تا معروف شود اگر راست میگویی، مخفیانه می امدی یا اصلا برو چهار راه های تهران، میدان توحید به آن زن دستفروش که همیشه سر میدان گل می فروشد کمک کن تا در این آلودگی هوای تهران آنجا سرپا نماند.(بارها این زن را آنجا سر ستارخان دیده ام )

بین زن دستفروش فومنی و تهرانی هیچ فرقی نیست، صورت او هم کبود است. ماجرای زن دستفروش، برای عده ای نردبان شد تا مطرح شوند اما حل کننده ى مشکل زنان و مردان باغیرت دستفروش نیست. این شو بزودی از تب و تاب می افتد همانند همه ی هیاهوهای دیگر فضای مجازی(سعید طوسی، حقوق مداحان، عباس جدیدی…)اما هزاران نفر مثل آن زن و حتی مانند آن رفتگر بدبخت روزمزد به زندگی خود ادامه می دهند، تنها سودش، ماهی گیری برای کسانی بود که در این شو خوب رقصیدند. سرعت پخش اطلاعات و اخبار در فضای مجازی، معضلات جامعه را جلوی چشمان می آورد، بدون سانسور میتوانیم ببینیم، اما بجای حل منطقی آنها، هیاهوها با لایک و پست گذاشتن فراموش می شود.
منتظر هیاهوی بعدی، از یک گوشه ی دیگر کشور باشید.

 

  1. عاصی می‌گه:

    افرین بر شماالحق که واقعیات را گفتید.بعضی ها فقط فکر معروف شدن خود هستند نه کمک به امثال آن زن دستفروش.