کد خبر: 53032تاریخ انتشار : ۱:۴۴:۰۴ - یکشنبه ۱۶ آبا ۱۳۹۵

حامد نیکبخت (طلبه ی حوزه علمیه حضرت آیت الله بهجت شهرستان فومن)

از ماست که بر ماست،خود کرده را تدبیر نیست

هیچ عملی در دنیا بدون عکس العمل نیست و هیچ کنشی بدون واکنش نخواهد بود، اگر از کنار کوهی عبور کنیم و فریاد بزنیم و یا آواز بخوانیم این صداها و آواز بوسیله کوه ها به ما بر می گردد و جواب صدا با ندا بر خواهد گشت.

این جهان کوه است و فعل ما ندا               سوی ما آید نداها را صدا
هیچ عملی در دنیا بدون عکس العمل نیست و هیچ کنشی بدون واکنش نخواهد بود، اگر از کنار کوهی عبور کنیم و فریاد بزنیم و یا آواز بخوانیم این صداها و آواز بوسیله کوه ها به ما بر می گردد و جواب صدا با ندا بر خواهد گشت.
شرب خمر یک عمل است و عکس العمل آن مست شدن، هوار کشیدن ، دیوانه شدن و عربده زدن و اگر کسی که عامل چنین عملی است شراب را حتی بخیال اینکه آب می خورد بیاشامد باز اثر وضعی آن محقق و مسلم خواهد بود. با دانستن این مقدمه حقایقی در اجتماع برای انسانها آشکار میشود که اگر این مطلب را کسی نداند در  وقایع اجتماعی و حوادث تاریخی مرتکب خطا خواهد شد.
با توجه به اینکه در فضای انتخاباتی سال آینده بسر می بریم لازم است با مراجعه به تاریخ به کشف حقایقی دست پیدا کنیم و وظیفه و عمل خود را نسبت به انتخابات و افراد نامزد، بهتر  بشناسیم تا مصداق آیه شریغه  “ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم” باشیم.
در تاریخ می نویسند وقتی چنگیز بعد از خونریزی نیشابور به همدان رفت متوجه آن شد که همدانی ها دست از پا خطا نمی کنند تا مبادا کشته شوند، خیلی مودب و دست به عصا راه می روند. چنگیز خمار خونریزی بود و سادیسم اینکار را داشت تا در صدد بهانه ای باشد که آنها را قتل عام کند ولی همدانی ها بهانه به دست او ندادند.

یارم همدانی و خودم هیچ ندانی           یارب چه کند هیچ ندان با همدانی
روزی مردم همدان را احضار کرد و گفت سولی از شما دارم اگر جواب صحیح دادید در امانید و سایه ی امنیت بر سر خواهید داشت ولی اگر جوابتان اشتباه باشد سیل خونی به راه خواهم انداخت که در تاریخ بنویسند!
مردم بیچاره از ترس اینکه چه سوالی ممکن است بپرسد با ترس و دلهره همگی آماده شدند،چنگیز گفت:
آیا من از طرف خود آمده ام تا شما را به قتل برسانم یا از طرف خدا؟
علما، تجار، خوانین همه مبهوت ماندند، در آن هنگام چوپانی پیش آمد و گفت: قربان من جواب شما را عرض خواهم کرد، جنابعالی نه از طرف خودتان آمده اید و نه از طرف خداوند! نه خداوند مثل تو را می فرستد تا قتل و کشت و کشتار کنی و نه تو یک نفر آدم، اینهمه عرضه داری که میلیونها بشر را نابود کنی. بلکه تو را اعمال ما فرستاده، تو عکس العمل عمل خود ما هستی، ما از مردمان لایق و عاقل،دانشمندان درستکارمان پذیرایی نکردیم، احترام نگذاشتیم و از مردمی تجلیل کردیم که فرومایه و دزد بودند، این خود بودبم که آنها را بر کرسی قدرت نشاندیم، لذا عمل ما یک واکنش داشت و آنهم آمدن تو بود! چنگیز به تصدیق جواب چوپان، سری تکان داد و بارک الله گفت.
 
ای ملت مهربان ایران، ای مردم فهیم دیار بهجت رضوان الله تعالی علیه با توجه به اینکه در ماه عزای پسر فاطمه حضرت سیدالشهداء حسین علیهم السلام قرار داریم بیائید در بلایی که بر سر مسلمین بعد از علی علیه السلام آمد و بر سر ملتی که با انتخاب غلط خود موجب عقب افتادگی کشور شدند تامل کنیم.
خدا نمیخواهد به کسی ظلم کند “ان الله لیس بظلام للعبید” نمیخواهد گرانی، فساد، بی عفتی، تحریم را در جامعه و مملکتی رواج دهد بلکه ما هستیم با تغییر روشهایمان سرنوشت ملتمان را تغییر میدهیم “ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم”.
 
نگویید فلانی که چنگیز نیست فلانی که یزید نیست معاویه نیست فلان فلان فلان نیست. تاریخ افرادی را در خود دیده و خواهد دید که حتی در لباس اسلام و با اخلاق حسن ،شیک پوش،خوش سخن و… درون ملت خواهد آمد و با مکر و حیله به اهداف غیر شرعی و شیطانی خود دست پیدا خواهند کرد که دیگر دیر شده است.
بیائیم با گوش جان سپردن و با بینشی عمیق به فرمایشات مقام عظمی ولایت حضرت آیت الله سید علی حسینی خامنه ای گوش فرا دهیم تا انتخابی اصلح و سرنوشت ساز در آینده ی کشورمان، استانمان و شهرمان داشته باشیم.

این محنتی را که میکشیم از تنگی قفس        کفران نعمتی استکه در باغ کرده ایم
 
 
والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته

  1. استاد دانشگاه می‌گه:

    با سلام
    جناب آقای نیکبخت،بنده یادداشتهایتان را مطالعه کردم.باید بگویم قلم شما راحتی بیان درونش است و آرایه های ادبیتان مفهوم عام و حاص میباشد که این ویژگی در نوشتن تحسین دارد،بنده استاد دانشگاه هستم.باید بگم که هیچکس نمیتواند منکر بر راحتی درک مطالبتان بشود و اگر آقایانی می آیند و نظرات مغرورانه خود را میدهند مشکلشان چیز دیگری است.مشکل امروز با سوادهای ما بازی کردن با جملات و کلمات است . انشالله موفق باشید و احسنت به شما طلبه ی جوان.

  2. شهروندعادی می‌گه:

    راحتی بیان درونش !! ؟؟ شمامطمنی استاددانشگاه هستیدیا….!!؟؟

  3. فومنی می‌گه:

    سلام. آقای استاد دانشگاه ،

    بنده اجازه می خواهم به عنوان یک آدم بیسواد چند اشکال بر ای نوشته ی آقای نیکبخت بکنم:

    ۱- “مست شدن، هوار کشیدن ، دیوانه شدن و عربده زدن”، را می توان آثار و نتایج و تبعات شرب خمر دانست؛ نه “عکس العمل” آن! بین این دو تفاوت از زمین تا آسمان است.

    ۲- نوشته اند: « با توجه به اینکه در فضای انتخاباتی سال آینده بسر می بریم لازم است با مراجعه به تاریخ به کشف حقایقی دست پیدا کنیم.»

    بگذریم از این که هنوز وارد “فضای انتخاباتی سال آینده” نشده ایم تا در آن به سر ببریم!

    ” کشف حقایق ” همان “دست پیدا کردن” به حقایق است!

    ۳- آیه شریغه “ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم” ، آیه ای عام است و تغییر سرنوشت یک قوم در هر جهتی (مثبت یا منفی) صورت بگیرد ناشی از تغییر(مثبت یا منفی) نفوس آن قوم است! پس معنی ندارد که بگوییم “مصداق این آیه باشیم”! چه بخواهیم و چه نخواهیم مصداق این آیه هستیم!

    ۴-معنی خمار در عبارت ” چنگیز خمار خونریزی بود…” چه معنایی دارد؟ در عربی خمار به شدّ میم ، به معنی می فروش است. در معنی فقهی آن به عمامه و سر پوش اشاره دارد. به معنی جماعت و انبوه مردم هم آمده است. معجر زنان و چادر نماز و پرده و پوشش نیز معنی شده است.
    اما اینجا بر من روشن نشد که به چه معنی چنگیز خمار است!

    ۵- نفهمیدم که این وسط روایت شعر :
    یارم همدانی و خودم هیچ ندانی یارب چه کند هیچ ندان با همدانی

    چه تناسبی داشت؟

    ۶-اشکال طلبگی : نوشته است: «در ماه عزای پسر فاطمه حضرت سیدالشهداء حسین علیهم السلام »

    ضمیر ” هم ” در علیهم السلام به کدام “جمع” در این جمله برمی گردد؟!

    ۷- ایشان می نویسد: «…در بلایی که بر سر مسلمین بعد از علی علیه السلام آمد و بر سر ملتی که با انتخاب غلط خود موجب عقب افتادگی کشور شدند تامل کنیم.»
    اصلا در صدر اسلام مفهومی به نام انتخاب و “انتخابات” از سوی مردم وجود داشت تا این قیاس تاریخی درست باشد؟!

    ۸- استاد عزیز دانشگاه، من به عنوان یک آدم عادی و معمولی از کتب دانشمندان درجه اول علوم سیاسی خوانده ام که فزق حاکمیت در دنیای قدیم و جدید در این است که : در دنیای قدیم بحث بر سر این بود که “چه کسی حکومت کند” و فرد مهم بود. اما در جهان امروز نوضوع این است که “چگونه باید حکومت کرد.”

    تفاوت این دو با هم، تفاوت از ثری تا ثریاست! مشکل اصلی نوشته ی بالا این است که جهان را از دریچه چشم جهان قدیم می بیند. جهان مدرن آن چنان ساده نیست که نوشته فوق می انگارد.

    جناب استاد دانشگاه ؛ لطفا راهنمایی کنید.

    • حامد نیکبخت می‌گه:

      سلام برادر عزیز و بزرگوارم
      معروضم خدمت شما
      جواب اشکال اول:
      یک.در فرهنگ نامه های دهخدا و معین ، واژه ی ” عکس العمل” به معانی:
      ۱.پیامد
      ۲.واکنش
      ۳.انعکاس
      ۴.عمل مخالف وغیره ذکر گردیده است.فلذا هرگاه نویسنده ای بخواهد از کلمه یا کلماتی استفاده کند که دارای معانی متعدد است ، با وجود قرینه در جمله ، معنای حقیقی کلمه فهمانده می شود.

      دو.واژه ی “آثار” به معانی متعدد در فرهنگ لغات آمده که جهت اطلاع چند نمونه ذکر خواهد شد:
      ۱.رعد و برق ، صاعقه ، باران
      ۲.جمع اثر(به ضم همزه) به معنی زخم

      پاسخ اشکال سوم: گفته اید “چه بخواهیم و چه نخواهیم مصداق این آیه هستیم !”جمله مصداق جبر و تفویض است !!!، هر انسانی در چگونگی سرنوشت خود مختار است.

      پاسخ اشکال چهارم: واژه ی خمار( به فتح خاء و میم) به معنای “می فروش” بوده و با توجه به فرمایش جنابعالی( به شد میم) استعمال نگردیده.خمار در لغت به معنای “حالتی که بعد از مستی در انسان ایجاد می شود” و در اصطلاح به معنای “از خود بی خود شدن” و یا همان “جنون” است.

      پاسخ اشکال ششم: یک. در یادداشت هایی که به صورت تایپ شده می باشند چنین مشکلاتی قابل حل است.
      دو. ضمیر مثنی “هما” بوده که مرجعش وجود نازنین حضرت فاطمه زهرا و فرزندشان حضرت امام حسین بوده است.

      پاسخ اشکال هفتم:
      یک. به قول خودتان که شاعر خوبی هم هستید آیا بین انتخاب و انتخابات ، فرقش از ثری تا ثریا نیست؟؟؟”
      دو.چقدر بر تاریخ اسلام تسلط دارید؟؟؟
      جانشینی و خلافت ، حق خدادای امیرالمومنین علی علیه السلام بود که عده ای از روی طمع این حق را از ایشان سلب کردند.بله در تاریخ اسلام انتخاباتی که “رنگی کردن انگشتان سبابه و خط خطی کردن شناسنامه ها” باشد نبوده است.

      پاسخ اشکال هشتم: یک. جناب “فومنی” آن دانشمندان درجه اولی که می فرمایید کتب علوم سیاسیشان را خوانده اید را می توانیم بشناسیم؟؟؟
      دو.امروز چه سیدعلی حکومت کند چه سید حسن ، فرقی بین این دو نیست ، مهم آن است که چگونه حکومت کنند؟؟؟
      بعضی از مسلمانان همچون مسیحیان دچار “پلورالیزم دینی” شده اند ، اگر بنده به عنوان نویسنده یادداشت ” از ماست که بر ماست…” نویسنده یک یادداشت “اخلاقی” بودم ، هیچگاه عزیزانی از روی لجاجت بر من انتقاد نمی کردند چرا که امروز بعضی ها کمان هایشان را بر روی مسئله اصل ولایت فقیه گرفته اند.

  4. فومنی می‌گه:

    سلام .
    طلبه جوان عزیز ، آقای نیکبخت.

    البته من منتظر پاسخ” استاد دانشگاه” بودم که پاسخ بیسوادی چون من را بدهد. چون ایشان ادعا کرده بود که
    «…باید بگویم قلم شما راحتی بیان درونش است و آرایه های ادبیتان مفهوم عام و حاص میباشد که این ویژگی در نوشتن تحسین دارد،بنده استاد دانشگاه هستم.»
    لذا مخاطبم ایشان بود ، نه شما و نوشته تان که سوژه ی بحث ما هستید. شما که مدعی قلم روان و آرایه های ادبی خاص نبودید.

    با وجود این پاسخ تان ،نشان داد که حرف های استاد دانشگاه را در مورد خودتان قبول دارید. لذا نکات دیگری برای بنده بیسواد مطرح شد. این است که دریافت های خودم را با شما درمیان می گذارم:

    ۱- آن چنان که از عرف عام فهمیده می شود؛ اصطلاح واکنش یا عکس العمل را در برابر کنش یا عمل آدمی، یا گروهی از آدمیان ، ( در برابر دیگران )بیان می کنند. اگر کنشی را به انسانی( یا انسان هایی) نسبت دهیم؛ واکنش یا عکس العمل آن امری “خارجی” و بیرون از آنهاست .
    این با آثار وضعی عمل انسان که نسبت به خود انجام میدهد، تفاوت اساسی دارد.
    البته بیشتر توجه ام به موضوع مثال” شرب خمر” معطوف بود که آثار و تبعات عارض بر نفس (که درونی است) را مطرح می کرد ؛که آن نارسا یافتم.
    با این تعریض ، خواستم از استاد دانشگاه بپرسم که تا با این مثال چه میزان : “قلم آقای نیکبخت به راحتی بیان درونش است” ؟

    ۲-ظاهرا اشکال دومم را پذیرفته اید . پس بر خلاف نظر استاد دانشگاه می پذیرید(حداقل در همین مورد) که آرایه ادبی تان وافی به مقصود نیست.

    ۳- اشکال سوم من هیچ ربط مستقیمی به “جبر و تفویض” نداشت؛ بلکه بیان آیه به عنوان یک سنت یا قانون اجتماعی، ناظر به بی تفاوت بودن جهت آیه ی مزبور(و فقط همین آیه) به مثبت یا منفی بودن “تغییر” است. پس هر سوی عملکردی داشته باشیم؛ مشمول همین آیه هستیم.
    اما جمله شما که در رد نظر من نوشته اید؛ خود دچار مشکل است: توجه کنید که نوشته اید:
    “جمله مصداق جبر و تفویض است !!!، هر انسانی در چگونگی سرنوشت خود مختار است.”

    سوال : اولا اگر کسی بگویید “در هر حال بدون توجه به جهت ، همه مصداق این آیه هستیم،” جبری است یا تفویضی؟!

    ثانیا : جمله ی مزبور، بالاخره مصداق “جبر” است یا مصداق “تفویض”؟! کدام؟ چون تفویض بیانگر “اختیار” است وجبر در نقطه مقابل!
    ثالثا : مطابق کلام شیعی و متکلمین آن، بنده هم به “لاجبر و لا تفویض بل امر بین الامرین” قائلم.

    اما شما با بیان ” هر انسانی در چگونگی سرنوشت خود مختار است.” ؛ ظاهرا قائل به تفویض مطلق هستید. مطمئنا اعتزالی مذهب نیستید. پس به عنوان برادرتان از شما می خواهم که نگرش شیعی خود را تصحیح کنید.

    باز همین عبارت ها نشان می دهد که نوشته ی شما بر خلاف نظر استاد دانشگاه رسا نیست.

    ۴- در خصوص “خمار”ی که منظور شما بود ؛ در همان دهخدا “کرب تب و صداع و رنج حاصل از مستی .” معنی شده است که به هیچ وجه افاده معنایی مثل “جنون ” نمی کند.
    این خماری معنای ملال و رخوت و سستی دارد ؛ نه آن چنان که شما گفته اید جنون! این است که بسیار بسیار فرق است.
    اگر متنی را سراغ دارید که عبارتی مشابه ” خمار خونریزی” در آن آمده باشد ، لطفا اطلاع دهید.

    باز همین نشان دهنده این است که قلم شما برخلاف نظر استاد دانشگاه، ابهام در رسایی معنایی دارد.

    ۵- ظاهرا اشکال پنجم بنده ، یعنی بی مناسبت بودن شعر مزبور را هم پذیرفتید. قابل توجه استاد عزیز دانشگاه.

    ۶- در پاسخ به اشکال طلبگی نوشته اید:
    « در یادداشت هایی که به صورت تایپ شده می باشند چنین مشکلاتی قابل حل است.»
    پس اشکال را پذیرفتید که ضمیر “هم” نابجا بود و “ه” یا ” هما ” می تانست درست باشد . باز قابل توجه استاد محترم دانشگاه که از رسا بودن قلم آقای نیکبخت گفته است.

    ۷- اشکال هفتم بنده این بود که : ” اصلا در صدر اسلام مفهومی به نام انتخاب و “انتخابات” از سوی مردم وجود داشت تا این قیاس تاریخی درست باشد؟!”

    بحث روی “انتخاب از سوی مردم” بود که به نه صوری نه معنوی در صدر اسلام وجود نداشت. انتخابات در جهان امروز بر این فرض مبتنی است که حکومت حق مردم است و مشروعیت حکومت منبعث از اراده ملت. در حالی که قطعا این گرایش در صدر اسلام وجود نداشت! لذا نمی توان شبیه سازی تاریخی بی پشتوانه کرد.

    در ضمن مگر کسی می تواند ادعا کند که بر همه تاریخ اسلام مسلط مطلق است که از من می پرسید؛ ” چقدر بر تاریخ اسلام تسلط دارید؟” همه روایت های تاریخی معارض دارند. این طور نیست که شما بتوانید در تاریخ همیشه قیافه حق به جانب بگیرید و برداشت گروهی و فرقه ای تان را حقیقت مطلق بدانید! در اینجا هزاران قلت و ان قلت وجود دارد.
    تاریخ یک معادله با یک مجهول نیست.
    رفتار و برخورد خود علی ع در برخورد با خلفا ، در گزارش های تاریخی دیگر ، آن چنان نیست که شما با دیدگاه ایدئولوژیک تان بیان می کنید.

    ۸- چنان که در بند ۷ عرض کردم در جهان امروز ، پرسش بنیادی این است که “چگونه باید حکومت کرد؟” و این مقم بر این است که “چه کسی حکومت کند؟” .
    کارل پوپر در کتاب «جامعه باز و دشمنانش» می‌گوید:
    «این خطای فلسفه سیاسی کهن است که همواره پرسیده می‌شود حکومت، حق چه کسی است؟ در حالی که سوال درست آن است که چگونه باید حکومت کرد؟»
    پوپر بحث خود را در خصوص دموکراسی با تغییر سؤال اساسی و مطرح در فلسفه سیاسی آغاز می کند: «چه کسی باید حکومت کند؟». پوپر معتقد است این پرسش ساده دلانه را می توان نسبت به حکومتی کوچک نظیر دولت شهر آتن، که همه افراد متشخص آن یکدیگر را کاملاً می شناختند، مطرح کرد…
    مارکس و لنین، موسولینی و هیتلر، نظیر بیشتر سیاستمداران دموکرات، غالباً ـ بی آن که خود بدانند ـ در باب این مسأله کاملاً شخصی تعمق می کردند و وقتی به جمع بندی قواعد کلی خود می رسیدند، معمولاً می خواستند به این پرسش پاسخ دهند که چه کسی باید حکومت کند؟

    پاسخ افلاطون چنین بود که: بهترین شخص باید حکومت کند، که آشکارا جوابی اخلاقی بود.
    مارکس و انگلس پاسخ می دادند: پرولتاریا باید حکومت کند (نه مثل امروز سرمایه داران) و قدرت حکومتی به واقع باید در دست پرولتاریا باشد و آنها باید با اقتدارات دیکتاتوری حکومت کنند.

    هیتلر هم معتقد بود او باید حکومت کند و او هم مانند پیشینیانش این پرسش را که چه کسی باید حکومت کند، اساسی می دانست.

    به نظر پوپر پرسش فوق، پرسش کاذبی (false) است که به فریبکاری می انجامد و حاصلی ندارد جز جواب های مسخره و احمقانه که فرصت طلبانه با الزامات اخلاقی جفت وجور می شود.

    وی در نتیجه پیشنهاد می کند این پرسش را با پرسشی کاملاً متفاوت عوض کنیم و سؤال کنیم:
    «آیا شکل هایی از حکومت وجود دارد که نکوهیده و شرم آور باشد؟»

    یا از زاویه ای مخالف بپرسیم:

    «آیا شکل هایی از حکومت وجود دارد که بگذارد خود را از شر حاکمیت های شیطانی و حتی ناکارآمد و زیان آور خلاص کنیم؟».
    منبع : درس های قرن بیستم،(دو مصاحبه با پوپر)، جیانکارلوبوستی، ترجمه هرمز همایون پور،

    به نظر پوپر دیکتاتورها یا حکومت های جبار از لحاظ اخلاقی شیطانی هستند و تحمل این گونه حکومت ها نه تنها سخت است، بلکه چون پاسخ گویی ندارند تحمل ناپذیر هم هستند.
    حکومت دیکتاتوری وضعیتی را تحمیل می کند که ما مسئول آن نیستیم و غالباً قدرت تغییر آن را هم نداریم؛ بنابراین، وظیفه اخلاقی است که هرچه در توان داریم برای پیشگیری از به قدرت رسیدن این گونه حکومت ها انجام دهیم و این هدفی است که ما از طریق شکل های مختلف حکومت های به اصطلاح دموکراتیک برای تحقق آن تلاش می کنیم.

    پس جناب نیکبخت به نظرم ، شما اگر همان طور که صادقانه گفتید به عنوان یک طلبه جوان، “مقاله اخلاقی” می نوشتید بهتر بود ؛ تا این که مقاله ای سیاسی نوشتید.

    با سپاس

  5. فومنی می‌گه:

    به علاوه جناب نیکبخت؛
    «…هیچگاه عزیزانی از روی لجاجت بر من انتقاد نمی کردند چرا که امروز بعضی ها کمان هایشان را بر روی مسئله اصل ولایت فقیه گرفته اند .»
    انتقاد، انتقاد است. منطق درونی انتقاد مهم است. چرا از آن تعبیر به لجاجت می کنید؟

    باز عبارت ” کمان هایشان را روی مسئله اصل ولایت فقیه گرفته اند” نارساست. معمولا تیر را نشانه می روند.

    تصحیح می کنم: در بند ۸ : …این مقدم بر این است که “چه کسی حکومت کند؟”

  6. مرتضی می‌گه:

    آقای فومنی گویا جواب به اصظلاح خودتان طلبه ی جوان خیلی برایتان سنگین بود که چنین سنگین نوشتید!!!!!

  7. محسن می‌گه:

    آقا فومنی عزیز ، میخواستی یه چند سطر دیگه هم اضافه کنی تا ازش به عنوان یادداشت یا مقاله علمی استفاده می شد برادر

  8. فاطمه سادات می‌گه:

    من در نوشته ی آقا حامد هیچ بی احترامی ندیدم بجاش این آقای فومنی با چسباندن عزیزم خیلی بی ادبانه با او صحبت کرد!!!! آقای با سواد سواد دانستن چند کلمه ی خارجکی و کلماتی که ایسم پیسم دارن نیست . سواد اون چیزیه که شما به عنوان یه تحصیل کرده نداری(اخلاق) شما سیاست رو بد فهمیدی فومنی

  9. سید می‌گه:

    خخخخخخخخخخ.جز این چیزی ندارم بگم

  10. فومنی می‌گه:

    سلام دوستان عزیز،
    ضمن احترام به همه ؛ بنده طرف خطابم در مرحله نخست آقای استاد دانشگاه بود. در مرحله دوم شخص طلبه عزیز و جوان، جناب نیکبخت بود که در نوشته شان نصافا علی رغم تفاوت های اساسی فکری با اینجانب، ادب گفتگو را به دقت رعایت کرده اند. با عرض پوزش، پاسخی برای موضوعات حاشیه ای و بی ارتباط ندارم. شاد و سر بلند باشید.

  11. فومنی می‌گه:

    تصحیح می کنم: انصافا