کد خبر: 51717تاریخ انتشار : ۱۱:۲۱:۳۵ - چهارشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۵

گفتگوی خواندنی با یک مدل محرم:

ارادتی که به بیراهه می رود

تبلیغات اینستاگرامی یکی از آرایشگاه های مجلل محله مرفه نشین رشت، مبنی بر ارائه انواع خدمات آرایش محرم، ترغیبمان کرد تا سری به محل این آرایشگاه و مدل های خروجی از آن بزنیم.

به گزارش بهجت نیوز به نقل از تأثیر، تبلیغات اینستاگرامی یکی از آرایشگاه های مجلل محله مرفه نشین رشت، مبنی بر ارائه انواع خدمات آرایش محرم، ترغیبمان کرد تا سری به محل این آرایشگاه و مدل های خروجی از آن بزنیم.

به علت نوع پوشش خبرنگار ما، آرایشگر به سرعت متوجه اصل قضیه شد و با بیرون راندن خبرنگار از سالن آرایش و کندن پوستر پشت درب سالن با عنوان ” انجام انواع آرایش های محرم ۹۵″ عملا دست ما برای تهیه گزارش کوتاه ماند و خرما بر نخیل!

دو سه ساعتی طول کشید تا افراد وارد شده به سالن تعویض شوند و بتوانیم یک مدل محرم  ۹۵ را پیدا و با او گفتگو کنیم که سرانجام هم موفق شدیم. برخلاف تصور ما بی رغبت به مصاحبه نبود و آن قدر بی آلایش به سوال ها پاسخ می داد که مستمع را بر سر ذوق می آورد. خود را هنگامه.م متولد ۶۹، کارشناس ارشد مدیریت دولتی معرفی می کند. شغلش تهیه و تدوین مقالات علمی است و با یک موسسه پژوهشی همکاری می کند. اصالتا رشتی است و به قول خودش از یک خانواده ای با سطح رفاهی متوسط. نه آدمی سیاسی است و نه علاقمند به این حیطه. نه برانداز است نه فتنه گر. نه لاییک است نه سکولار. نه خیلی فرصت سر زدن به شبکه های اجتماعی را دارد و نه خیلی از نرم افزارهای روز بی خبر. به قول خودش “تیپ زدن” را دوست دارد. در خیابان که ببینی اش یک مدل تمام عیار از آرایش محرم است! ناخن هایی که با لاک های سیاه و قرمز تزیین شده، موهایی های لایت به رنگ قرمز، یک شال مشکی نازک بر سرانداخته که ارتفاعات را پوشش می دهد، ساپورت وکفش مشکی پوشیده و مانتویش هم از همین جلوبازهای بی دکمه است، منتها نه ازنوع “کویین” اش!
تکه ای پارچه مشکی به مچ دست چپش گره زده که مدعی است از علم یکی از دسته های عزاداری جدا کرده. آن چه می خوانید ماحصل گفتگوی خبرنگار ” تاثیر” است با هنگامه.

همیشه همین مدل آرایش می کنی؟ دودی …تیره، با رگه هایی از قرمز؟
نه خب این مدل آرایش محرم است. معمولا از رنگ های قرمز، مشکی و سبز برای آرایش های این سبکی استفاده می شود.

چقدر جالب. فلسفه خاصی دارد؟
معمولا محرم هم همه جا همین رنگی است. حسینیه ها، مساجد، شهر. حتما طراحان این مدل ها هم فکر کرده اند اینطور اگر باشد جذاب تر است.

نظر شخصی خودت چیست؟ با طراحان هم نظری ؟
بله. به نظرم ترکیب درستی است.

یک جورهایی می شود همان همرنگ جماعت شدن، درست است؟
شاید بتوان این گونه هم تفسیرکرد.

من هدف این سبک آرایش را متوجه نشدم. چه لزومی دارد خودمان را سرخ و سیاه کنیم؟
خب مگر از دیگران می پرسید چرا طور دیگری آرایش کردند؟ این هم یک سبک است دیگر. کار قشنگی هم هست. یک جور ابراز ارادت است. به علاوه به روز هم هست. یعنی با این کار تلفیقی از سنت و مدرنیته را می توان نشان داد.

یعنی الان هدف شما از این مدلی که انتخاب کرده اید به روز بودن است؟
شاید به روز بودن ده درصد قضیه باشد. دوست دارم با همه وجودم برای محرم و امام حسین عزاداری کنم. دوست دارم ارادتم را اثبات کنم.

چه چیز شخصیتی امام حسین برای شما جذاب است؟
اقتدارشان. و ایمانی که به هدفشان داشتند برای من خیلی محترم است.

هدفشان؟
بله. این که حاضر شدند از تمام آن چه که به آن ها علقه داشتند بگذرند اما زیر بار زور نروند. اما حقارت را تحمل نکنند. این ویژگی های انسانی ارزشمندی است.

خیلی راه ها هست که می توان ابراز ارادت کرد و یا یاد و خاطره شهدای کربلا و امام حسین را زنده نگاه داشت. چرا این روش؟
مگر از بقیه میپرسید چرا آن روش که حالا ما بخواهیم برای این روش جواب پس بدهیم. هرکسی یک جور است دیگر. یکی نذری می پزد. یکی علم بلند می کند. یکی هم سیاهپوش می شود و آرایش عزا می کند.

 گفتید که دوست دارید اینگونه اوج عشق و ارادتتان را به سرور شهیدان اثبات کنید. خب چرااین حق را برای دیگران قائل نیستید؟
کدام حق؟

این که ان ها هم ارادتشان را بی بهانه ابراز کنند.
خب ابراز کنند. مگر کسی جلویشان را گرفته

فکر نمی کنید سبک ظاهر شما آنقدر جذاب و فریبنده است که نظرها را به خود جلب می کند؟ در چنین شرایطی چطور می توان به معنویات فکر کرد؟
(لبخند می زند) خب یعنی شما انتظار دارید من از خانه ام بیرون نیایم، دسته عزاداری نروم، آرایش نکنم، که نکند مخل آسایش و معنویات مردان شوم؟ این اصلا منطقی نیست. هرکسی می تواند هرطور که دوست دارد زندگی کند. آزادی یعنی همین.

یعنی معتقدی تو آزادی هرطور که دوست داری لباس بپوشی، آرایش کنی، رفتار کنی، درجامعه حضور پیدا کنی و ..؟
دقیقا. این ها حق قانونی و شهروندی من است. کسی نمی تواند از آن منعم کند.

و این حق را برای تمام افراد جامعه قائلی؟
البته.

  طبق گفته ی تو پس اگر مردی هم از شما خوشش آمد این حق و آزادی را دارد که هرطور که دوست دارد از محضر شما بهره ببرد.
(خیره می ماند) نه ببینید ( فکر می کند)  بلاخره جامعه قانون دارد. نمی شود که هرچه که دلش خواست را به دست بیاورد.

خب همین قانون هم برای وضعیت حجاب، آرایش و خیلی از مسائل دیگر هم تفسیرهایی دارد. وقتی شما نقض کردی چرا بقیه باید پایبند باشند؟
شما از ستاد امر به معروفی؟ نه؟ شک کردم

  نه باور کن …

***

می رود! پشت سرش را هم نگاه نمی کند.
این گزارش نه به دنبال تخطئه ستادهای تذکر لسانی است، نه به دنبال توجیه بدحجابی های موجود، نه نهادینه سازی اصل جهالت مدرن! بلکه تلاش می کند بگوید، فرهنگ جوان ایرانی این روزها حال و روز خوشی ندارد! امثال هنگامه ها کم نیستند. از یک سو آماج حملات بی رحمانه و بی وقفه انواع و اقسام رسانه های مکتوب و مجازی و ماهواره ای است از سویی دیگر متولیان فرهنگ هم چنان در خوابند. آنچه روح جوان ایرانی را می خراشد از سویی قصور مقدس مآبان بی علمی است که تنها اشداء علی الکفار اسلام را برجسته ساخته اند و از سوی دیگر روشن فکر نمایان کژ اندیشی که تلاش می کنند فقط بعد رحمانی اسلام را معرفی کنند.
در نهایت، نتیجه می شود این که جوان شیعه ی ایرانی برای ابراز ارادتش به بزرگ مرد تاریخ، ناگزیر، گمان می کند سایه مشکی پشت چشم و تار قرمز لای مو، ابزار ابراز ارادت است و با چنین شکل و شمایلی میراث گرانبهای عاشورا را پاسداری می کند!
فراموش نکنیم این جوانان در همین آب و خاک کنار خودمان قد کشیده اند. مولا علی (ع) فرمود قلب نوجوانان همچون زمین آماده ای است که هر هر بذرى در آن افشانده شود، مى پذیرد. متولیان فرهنگ این سرزمین چه در این قلوب آماده پاشیده اند که اکنون منتظر برداشت محصول اند و چنین از بدحجابی های موجود شگفت زده؟!
انتهای پیام/