کد خبر: 50604تاریخ انتشار : ۱۵:۵۵:۵۱ - سه شنبه ۶ مهر ۱۳۹۵

گفتگوی خواندنی با رزمنده فومنی دوران دفاع مقدس ؛

عملیات والفجر ۸ به خوبی برنامه ریزی شده بود/باید فرمایشات رهبر معظم انقلاب را مدنظر داشته باشیم/مسئولین کسانی را در کرسی مدیریت قرار دهند که انقلابی باشند

فردی که شهید رضا ادبی او را “محسن چریک” خطاب می کرد و پیکر بی جان شهید سید جواد موسوی را وی به سمت نیروهای خودی آورد و در یکی از عملیاتها با جراحت شدیدی مواجه شد که حاج بهروز او را با خود به عقب می آورد و جانش را نجات می دهد؛

به گزارش بهجت نیوز؛ با توجه به هفته دفاع مقدس به سراغ یکی از رزمندگان فومنی  بی ادعای هشت سال دفاع مقدس رفتیم و گفتگوئی خواندنی را با این جانباز دوران جنگ تحمیلی انجام دادیم. فردی که شهید رضا ادبی او را “محسن چریک” خطاب می کرد و  پیکر بی جان شهید سید جواد موسوی را وی به سمت نیروهای خودی آورد و در یکی از عملیاتها با جراحت شدیدی مواجه شد که حاج بهروز او را با خود به عقب می  آورد و جانش را نجات می دهد؛

dscf3753

لطفا خودتان را برای مخاطبان ما خصوصا جوانان عزیز معرفی بفرمائید؟
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام وصلوات به روح مقدس حضرت امام خمینی (ره) و شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی که امروزه این نظام مقدس ثمره مجاهدت های این بزرگواران می باشد.
بنده حسینعلی جباری هستم یکی از اعضای سپاه شهرستان فومن که البته سابقه خدمت در لشگر های مختلف از جمله لشگر ۲۵ کربلا و لشگر ۱۶ قدس گیلان را دارم و در جبهه و جنگ ما رو به نام محسن چریک می شناسند و مدت ۲۷۸۹ روز  هم در جبهه سابقه حضور دارم و پنجاه درصد جانباز هستم و چند بار مجروح شدم و در بیمارستان های مختلف بستری گردیدم.dscf3761
انگیزه شما از حضور در جبهه های حق علیه باطل و نبرد با لشگر متجاوز بعثی چه بود؟
باید عرض کنم که در آن زمان شور  و حال خاصی در جامعه حکم فرما بود حضرت امام (ره) فرمودند که واجب کفائی است و هر کسی توان دارد باید در جبهه ها بجنگد خب ما هم در آن زمان آمادگی داشتیم هم خانواده و هم خودمان لذا اولین باری که اعزام شدم برای جبهه و با آن تشکیلات و با بچه های سپاه اخت گرفتیم دیگر به شهرستان که برمی گشتیم تعلل نمی کردیم و به صورت متوالی توفیق خدمت در جبهه ها را داشتم. انگیزه ما همین بود که برای دفاع از کشور و ایجاد عدالت و ایجاد امنیت برای مردم که ولی نعمت ما هستند عازم منطقه بشویم و الان هم این آمادگی وجود دارد هر زمانی حضرت آقا دستور بدهند ما آماده ایم هم خودم و هم خانواده، من دو پسر دارم که همه آماده ایم.

-در کدام عملیاتهای شاخصی که بر علیه دشمن طراحی شده بود حضور داشتید؟
بنده در عملیات کربلای ۵ ،والفجر۶، والفجر ۸، قدس ۱، بیت المقدس ۱۰، والفجر ۴ و در واقع در خیلی از عملیات هائی که سپاه انجام داد من حضور داشتم و البته در خیلی از این عملیات ها مجروح شدم اما در عملیات والفجر ۸ و کربلای ۵ بد جور مجروح شدم که در همین عملیات کربلای ۵ آقای جلائی من را به عقب آورد که خودش هم در کتاب خاطراتش به نام مجنون شمالی اشاره کرده است ولی در عملیات والفجر ۸ در منطقه فاو ۶۴/۱۱/۲۱ که حسن آقای باقری طراحی کرده بودند هم نیروی غواص بودیم و هم نیروی پیاده بودیم که البته آن شب باران سختی داشتیم که فکر نمی کردیم با توجه به هوای جنوب بارانی باشد در هر صورت والفجر ۸ از بین تمامی عملیات هائی که ایران انجام داده بود عملیاتی بود که با طراحی دقیق  صورت گرفته و کسی نمی دانست که چه روزی عملیات می شود و ما ۴۵ روز آموزش دیدیم، بنده در لشگر ۲۵ کربلا گردان حمزه بودم و به اروند زدیم و غواصها اولین گروهی بودند که در عملیات ورود کردند در ساعت ۱۱ شب غوغائی بود لشگر های مختلف در عملیات حضور داشتند و با سرمای استخوان شکن مواجه بودیم و باران شروع شد از اروند که رد شدیم حدودا ۲۵ تا ۳۰ کیلومتر وارد عمق خاک عراق شدیم و بنده حدودا ۱۱ تا ۱۳ روز در آن عملیات بودم در این عملیات بعد از پاتک سنگینی که عراق زد چون تا بن دندان مسلح بود بنده مجروح شدم و ترکش به ناحیه شکم من اصابت کرد مجروحان آن عملیات را با نفربر به عقب بردند بنده در بالای نفربر نشسته بودم ۹ کیلوتر به سمت کشور از خاک عراق حرکت کردیم حدودا در ساعت ۳ بامداد نفربر را زدند و خدمه نفر بر شهید شدند و از ما چند نفری که در پائین و بالای نفر بر نشسته بودیم چندین نفر شهید شدند و ما دو سه نفر باقی ماندیم آمدیم پائین از نفر بر و بنده چون شکمم ترکش خورده بود و روده ام ۲۰ سانت سوخته بود با یک چفیه روده ام را که از شکمم بیرون آورده بودم و با باند و دستمال در آن هوای سرد استخوان شکن جنوب بسته بودم. پانصد تا ششصد متری را پیاده حرکت کردم و بعد دیدم نمی توانم ادامه دهم لحظاتی در گوشه ای نشستم اما با توجه به جراحت و خونریزی تصمیم گرفتم حرکت کنم و حدود ۹ کیلومتر را پیاده حرکت کردم و به عقب برگشتم و سر از لشگر نصر بیرون آوردم و حدودا بیست روز در بیمارستان اهواز بستری شدم و ده روز هم در فومن بودم که مجددا عازم منطقه عملیاتی شدم. به هر صورت در این عملیات ایران برنامه ریزی خیلی خوبی کرد و شهر فاو را فتح کرد تا آنها نتوانند بیایند از نقطه مرزی خودشان هواپیماهاشان سوخت گیری کنند و تا کرمانشاه و تهران و حتی رشت را بمباران کنند.

dscf3760
-وقتی از پایان جنگ و پذیرش قطع نامه ۵۹۸ توسط ایران خبر دار شدید چه حس و حالی داشتید؟
ببینید وقتی جنگ هشت سال طول کشیده بود خب آدم متوجه می شد که مردم هم تحت فشار هستند خب درست بود که ما در منطقه عملیاتی می جنگیدیم اما حمایت های همین مردم ما را بدرستی پشتیبانی می کرد و البته باید بگویم در آن زمان حضرت امام (ره) وقتی می فرمودند که کاری باید صورت بگیرد همه تبعیت می کردند و امام فرمود صلح و ما هم تبعیت کردیم البته زمانی که قطع نامه پذیرفته شد ما خیلی ناراحت شدیم چون کشور مشکلات بسیاری داشت و مردم گرفتاری های زیادی کشیده بودند. ما سال ها زحمت کشیده بودیم و می خواستیم پیروز شویم
-در ارتباط با علل قبول قطع نامه ۵۹۸ توسط حضرت امام(ره) بحث هائی همچنان مطرح است که گویا برخی از مسئولین رده بالای سیاسی و نظامی کشور از ادامه جنگ در صورتی که دست برتر را ما در پایان جنگ داشتیم خسته شده بودند و در جلسات متعددی با حضرت امام (ره)، ایشان را مجبور به نوشیدن جام زهر کردند در این زمینه چه نظری دارید؟
فکر نمی کنم این طور باشد چون آنها که با امام بودند هر چیزی را که امام می فرمود انجام می دادند بالاخره پذیرش قطع نامه تصمیم همه نظام بود البته اگر در ابتدای جنگ بنی صدر با انقلاب همراهی می کرد و مسیر جنگ را مطابق نظر امام (ره) پیش می برد کار به اینجا نمی کشید که با ایجاد این همه مشکلات جنگ این گونه به صلح ختم گردد.البته در مورد سوال شما خب شاید برخی هم واقعا از ادامه مبارزه خسته شدند.dscf3751
– شما در فرمایشات خودتان مطرح کردید که در آن زمان شور و حال خاصی در جامعه حاکم بود و امام (ره) هم فرمودند که مردم ما از مردم دوران رسول الله و مردم دوران امام حسین(ع) بالاتر هستند تمایل دارم از شما بپرسم که آیا قبول دارید که آن شور و حال از دست رفته است؟ اگر پاسخ شما مثبت است از نظر شما چرا اینگونه شد؟
ببینید بنده در سال ۶۲ در منطقه مریوان حضور داشتم  یک روز با یکی از دوستانم به داخل شهر رفتیم وقتی برگشتیم دیدیم آسمان سیاه شده است این رفیق ما گفت آقای جباری گویا هواپیماهای دشمن برای بمباران آمده اند لذا هواپیما ها آمدند و هر جائی که دوست داشتند بمباران کردند و تخریب کردند ما در مجاورت سپاه مریوان بودیم، آنها با یک راکت ، سپاه مریوان را مورد هدف قرار دادند که در همین لحظه در سمت چپ ما خانم بارداری طفلی را که در شکم داشت سقط کرد و خودش شهید شد. من به همراهم عرض کردم که کشورم را از مادرم بیشتر دوست دارم فرمود چطور؟گفتم نگاه کن که چه صحنه ای پیش آمد اگر دشمن حمله کند مادر ما را از بین می برد پس اولا باید کشور و مملکت خود را حفظ کنیم این سوالی که شما فرمودید نه اینگونه هم نیست اگر خدای ناکرده همین الان کشور درگیر جنگی بشود خیلی از جوانان عازم می شوند شما همین جوانان شهید مدافع حرم را ببینید بله خب در یک جعبه میوه این طبیعی است که چند عدد میوه هم خراب بشوند اما من معتقدم جوانان و مردم ما همگی پشت کشور و مملکت خودشان هستند لذا باید مسئولین کسانی را در کرسی مدیریت قرار دهند که انقلابی باشند، پاک و عادل باشند ، متخصص باشند و برای مردم و انقلاب خدمت کنند، متاسفانه اکنون در کشور ما با این همه مواهب طبیعی جوانان بیکار کثیری داریم چرا این همه بیکاری وجود دارد؟بنده خودم دو پسر بیکار دارم که کارشناسی ارشد دارند و از امتیاز ایثارگری بنده هم استفاده نکردند مسئولین باید اشتغال ایجاد کنند و به فکر اقتصاد مردم باشند.
-بنده خدائی در چند وقت اخیر مباحثی را مطرح می کند که جای تامل دارد در چند ماه قبل اعلام کرد دنیای آینده دنیای موشک ها نیست و دنیای گفتمان هاست، اخیرا مطرح کرده است که دو کشور ژاپن و آلمان با تعطیلی قدرت نظامی خودشان پیشرفت کردند نظر شما در این زمینه چیست؟
عرض کردم که در مریوان طفلی که در شکم مادرش بود سقط شد اگر آن روز ما موشک داشتیم، سلاح جنگی داشتیم و به هواپیما اجازه نمی دادیم که برای بمباران به مریوان بیاید آیا آن طفل سقط می شد؟آیا آن مادر شهید می شد؟طبیعیست که پاسخ ما منفی است باید به همان آقا گفت که برود در مورد کشورهائی که آمریکا به آنها حمله کرده تحقیق کند مثل افغانستان و عراق و سوریه که اگر این کشور ها سلاح داشتند و مقابله می کردند اکنون سرنوشت آنها مثل امروز بود؟ ما اگر سلاح نداشتیم و قدرت نظامی نداشتیم این امنیت را در منطقه بحرانی خاورمیانه نداشتیم لذا موشک و قدرت نظامی با نقشی بازدارنده برای ما امنیت ایجاد می کند.
-در شرایط خطیری که امروزه وجود دارد برای حفظ پیام انقلاب اسلامی شما به عنوان یک رزمنده دوران دفاع مقدس وظیفه آحاد نیروهای انقلابی  که کشور و رهبرشان را دوست دارند چه می دانید؟
نیروهای انقلابی ما، جوانان ما، مردم هر چیزی را که حضرت آقا فرمودند همان را باید مدنظر داشته باشند ما باید شرایط را خوب در نظر داشته باشیم در رابطه با همین قضیه برجام حضرت آقا از روز اول فرمودند من به طرف مقابل اعتماد ندارم اما با انجام مذاکرات حضرت آقا از تلاش مذاکره کنندگان تشکر کردند ولی فرمودند که به آمریکائیها اطمینان ندارند امروز بعد از یک سال از مذاکرات دیدیم که آمریکائیها به تعهدات خودشان عمل نکرده اند و موانع متعددی در اجرای برجام ایجاد کرده اند لذا ما باید فرمایشات رهبر معظم انقلاب را مدنظر داشته باشیم و بدانیم ولایت پذیری شرط شکستن همه حربه دشمنان برای جلوگیری از پیشرفت ایران اسلامی است.لذا در همین راستا  مسئولین اجرائی هم باید مشکل جوانان را حل کنند اول مشکلات اقتصادی را مرتفع کنند اشتغال ایجاد کنند و دوم از مدیران پاکدست و انقلابی و متخصص استفاده کنند.
-شما به عنوان فردی که در دوران جنگ با حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل جانفشانی کردید رهبری و مدیریت رهبر معظم انقلاب را بعد از امام راحل(ره) چطور دیدید؟
ببینید شما اگر به داروخانه ای بروید و داروی مدنظر را نداشته باشد می گوید داروی مشابه ای دارد و دکتر هم می گوید این دارو همان کارکرد را دارد بله بعد از حضرت امام (ره) ما مدیریت بی نظیر حضرت آقا را در جمهوری اسلامی داشتیم که خط مقاومت را روز به روز در منطقه گسترش دادند و ایران را در جایگاه قدرت برتر منطقه ای رساندند.رهبر معظم انقلاب از جمله کسانی بودند که از روز اول در نهضت امام خمینی(ره) همراهی داشتند و در همه قسمت های نظام هم تقریبا خدمت کردند و از نزدیک با همه بخش ها آشنا هستند لذا تاکید می کنم تنها راه پیشرفت کشور توجه و تبعیت به فرمایشات حکیمانه حضرت آقا است و هر موقع به فرمایشات ایشان عمل کردیم مشکلی پیش نیامده و هر موقع مسئولین فاصله گرفتند از نظر ایشان مشکلاتی برای کشور پیش آمد.

dscf3758
-به عنوان سوال آخر نظر شما در یک کلمه راجع به شهدای شاخص و فرماندهان گردان حضرت ابوالفضل (ع) فومن می خواهم بدانم؛
شهید حجت نظری؟   خستگی ناپذیر
شهید مجید مرآت؟       شجاع
شهید علی خوش روش؟     بااخلاق
شهید سید جواد موسوی؟(چون شنیدم شما پیکر بی جان ایشان را به سمت نیروهای خودی آوردید)     معصوم
شهید رضا ادبی؟(وی شما را محسن چریک خطاب می کرد)   با ادبیات و معلم
حاج بهروز ؟    همه این مواردی که گفتم حاج بهروز جلائی دارد.

ممنونم از وقتی که به ما دادید.

  1. شهروندعادی گفت:

    ممنون ازمصاحبه بجاوارزشمندتان باآقای محسن جباری،به راستی ایشان نمادی ازمعدود رزمندگان بی ادعاودورمانده ازدنیازدگی وسیاسی کاری و شهرت طلبی درشهرستان مامی باشند،که باحدود۸۰-۹۰ ماه حضوردرخط مقدم جبهه برای هزینه زندگی خانواده باتنی زخمی ازتیروترکش جنگ ورنجورمشغول مسافرکشی درخط ماسوله هستندومثل دیگرعزیزان که ازرانتهای مختلف بهره هابرده اند،کلاهی ازنمدجبهه وجنگ برای خودنساخته اند…انشاالله درپناه حق باشند

    • ناشناس گفت:

      ایشان فردی زحمتکش ، دلسوز ، بچه محله مان از دیار سردار جنکل و افتخار ما تالش زبانان هستند .انشاء الله در پناه ایزد منان همراه با خانواده محترمشان سلامت و موفق باشند.

  2. همشری گفت:

    باسلام انتخاب جالبی بود برای مصاحبه ؛ بی ادعا است و سرباز ولایت وچه واژه های زیبا یی برای شهدا و حاج بهروز عزیز به کار برده است خدا یار و نگهدارش باشد