کد خبر: 48947تاریخ انتشار : 13:01:24 - چهار شنبه 7 سپتامبر 2016

یادداشت/ نريمان اکبري

آیا منا در منا خواهد ماند؟

بررسی و تحلیل سیاست‌های غلط عربستان سعودی می تواند زوایای پنهان این جنایت سازمان یافته را بیش از پیش مشخص نماید.

 تکرار سیاست‌های ناپخته عربستان سعودی در مواجه با مسایل داخلی و منطقه، دور از ذهن نیست زیرا سیاست‌ بازان این کشور با نگاهی پر از عناد و کینه و نفرت به ایران اسلامی قدرتمند و مذهب مترقی تشیع می‌نگرند و این سبب می‌شود که عقل خود را وا نهاده و به تعصب خشک و بی مغز برای تصمیمات خود تکیه کنند. این نگاه جامد و سبک مغز حکام عربستان به مذاهب اسلامی غیر از وهابیت سبب آفرینش جنایت‌های فراوانی در دوره حاکمیت متعصبانه وهابیت بر سرزمین حجاز شده است. جنایت‌هایی که این خباثت پیشگان در حق برادران و خواهران مسلمان روا داشته‌اند روی جانیان تاریخ را سفید کرده است. این جمود فکری در مسایل راهبردی عربستان بیش از پیش ملاجظه می‌گردد. در این میان خطای استراتژیک عربستان در مواجهه با بیداری اسلامی و خیزش مردم مسلمان منطقه باعث مقابله با سیاست‌های خارجی ایران در منطقه گردید و در واقع دولت سعودی به بازنگری سیاست خود با ایران پرداخت، از جمله اشتباهات دیگر سعودی ها می توان به چند گزینه زیر نیز اشاره کرد:

  • کشتار حجاج در سال 1366: در روز جمعه ۹ مرداد ۱۳۶۶ پس از آن که حجاج ایرانی در طی تظاهرات برائت از مشرکین، شعار مرگ بر آمریکا و مرگ براسرائیل سر می‌دادند، نیروهای امنیتی عربستان بر آنان هجوم بردند. در این واقعه ۴۰۲ نفر از حاجیان مکرم و نیروهای پلیس، در حریم امن الهی به خاک و خون کشیده شدندکه شامل ۲۷۵ ایرانی، ۸۵ نیروی پلیس عربستانی و ۴۵ تن از حاجیان دیگر کشورها بودند و ۶۴۹ نفر زخمی (۳۰۳ ایرانی، ۱۴۵ عربستانی و ۲۰۱ از دیگر ملیت ها) شدند.پس از این واقعه، حکومت عربستان سعودی سفارتخانه خود را در تهران تعطیل و روابط دیپلماتیک خود با ایران را قطع کرد.
  • سرکوب شیعیانِ عربستان با وجود حضور میدان های نفتی در مناطق شیعه نشین
  • تشکیل و حمایت از گروه های تکفیری در منطقه با هدف بی ثباتی در جهان اسلام
  • بی ثبات کردن قیمت نفت به منظور همکاری با هم‌پیمانان شیطان صفت خود و جلوگیری از افزایش قدرت اقتصادی ایران در عرصه فرامنطقه ای
  • فاجعه منا که در ۲ مهر سال ۱۳۹۴ همزمان باعید قرباندر مراسم رمی جمرات و در «خیابان ۲۰۴» نزدیک تقاطع آن با «خیابان ۲۲۳»، در منطقه منای شهر مکه عربستان سعودی رخ داد. ازدحام حجاج باعث کشته شدن دست‌کم ۲۲۳۶ نفر شد. مقامات رسمی عربستان دو روز پس از وقوع حادثه، تعداد جانباختگان را ۷۶۹ نفر اعلام کردند.  بر اساس مجموع آمار استخراج‌شده از گزارش‌های جداگانه کشورها، تعداد جانباختگان ۲۴۳۱ نفر است. تعداد جانباختگان ایرانی این حادثه ۴۶۴ نفر اعلام شد که تمامی مفقودان حادثه تا تاریخ ۱۶ دی ۱۳۹۴ شناسایی شدند و ۴۲ قربانی نیز در قبورالشهدای مکه دفن شدند. در پی این حادثه، سه روز عزای عمومی توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت ایت الله خامنه‌ای در ایران اعلام شد. بر اساس آمار به دست آمده، مالی با ۳۱۲، نیجریه با ۲۷۴، مصر با ۱۹۰، بنگلادش با ۱۳۷ و اندونزی با ۱۲۹ جانباخته پس از جمهوری اسلامی ایران بیشترین تلفات را داشته‌اند. این واقعه بزرگترین جنایت علنی عربستان در جهان اسلام است. مقامات عربستان، در ابتدا این حادثه را به عواملی نظیر” دمای بالای هوا و خستگی زوار” نسبت دادند.  وزیر بهداشت عربستان گفته بود که برخورد زوار با یکدیگر به دلیل حرکت آنان بدون توجه به برنامه زمانی تعیین شده توسط مسئولین بوده و رئیس کمیته مرکزی حج عربستان هم مقصرین اصلی این اتفاق را زوار آفریقایی معرفی کرد. این اظهارات در بهترین حالت، نشان از بی پایه بودنشان دارد و در بدترین حالت ساده سازی و تطهیرمسئولان یک چنین حادثه تأسف باری است که تنها منجر به سرزنش قربانیان به عنوان مقصر اصلی این حادثه خواهد شد! در سال 1990 در اثر ازدحام جمعیت در منطقه ی منا یک هزار و چهار صد نفر و بعدها در دو سه نوبت به فاصله‌ی چند سال از یکدیگر صدها نفر به همین شکل جان خود را از دست داده اند و این نشان می دهد این منطقه یعنی اطراف منا بدون خطر و مشکل نیست. اگر کوچکترین بی توجهی به نظم و انضباط آن شود استعداد آنرا دارد که فاجعه ببار آورد.

در این بین، بررسی و تحلیل سیاست‌های غلط عربستان سعودی می تواند زوایای پنهان این جنایت سازمان یافته را بیش از پیش مشخص نماید. پر واضح است که میان جمهوری اسلامی ایران و عربستان چند نوع رقابت وجود دارد: رقابت سیاسی، رقابت مذهبی و رقابت ایدئولوژیک. رقابتهای سیاسی خیلی خطرناک نیست چون این رقابت‌ها در چهار چوب منافع ملی طرفین می باشد که می تواند با دیپلماسی و مذاکره حل شده یا تعدیل گردد. رقابت مذهبی هم مشترکات زیادی مانند خدای واحد، پیامبر، دین،کتاب و قبله‌ی واحد دارد. اما خطرناک ترین رقابت‌ها در درون یک دین یا مکتب فکری رقابت ایدئولوژیک می باشد. که هیچگونه سازشی را بر نمی تابند و نوعی مطلق اندیشی و در نظر نگرفتن حقوق دیگران است که نتایج این تفکر ویرانگر هر روز در کشورهای منطقه‌ ملاحظه می‌گردد و در رفتارهای عربستان کاملاً مشهود است. بهمین خاطر می توان به حادثه منا از جهت عمدی بودن آن نیز نگریست. در این خصوص این سوال پیش می آید که آیا این حادثه می تواند عمدی باشد؟
آنطورکه در تصاویر رسانه ها دیده می شود عربستان مسیرهای منتهی به منا را با نرده های آهنی بلند محصور کرده بود که علت آن برای همگان پوشیده است. اساسا یکی از خصلتهای حکومتهای استبدادی پنهان کاری است. چون میدانند بر ملا شدن حقایق خیلی از چیزها را زیر سئوال می برد و حاکمان و دست اندرکاران امور را وادار به پاسخگویی می کند. آنها که بدون پاسخگویی به حکمرانی عادت کرده اند دوست ندارند چنین اتفاقی بیفتد. آنها دوست دارند همیشه برتر از دیگران باشند و این برتری آسیب نبیند. اما رسانه های جهانی و گسترش روز افزون آنها روز به روز معادلات آنها را بر هم می زند و آنها را هر چند کوتاه وادار به پاسخگویی می کنند. در حکومتهای دیکتاتوری جان انسانها چندان ارزش ندارد. در این حادثه مسئولان و حاکمان عربستان سعی کردند حادثه را کوچک و معمولی نشان دهند و کسی هم مسئولیت حادثه را بر عهده نگرفت و کسی به خاطر کشته شدن چند هزار انسان و چند هزار مجروح از پست و مقام خود استعفا نداد. امکان ندارد چند هزار نفر در یک حادثه در روز روشن جان خود را از دست بدهند و کسی هم مقصر نباشد. گویا فاجعه از ساعت نه صبح شروع تا ساعت دوازده ادامه می یابد و هزاران نفر در همان اثنا کشته می شوند، سوالات اینگونه مطرح می‌شود، چگونه در مدت سه ساعت کسی سراغ قربانیان را نمی گیرد؟ آیا فاصله ی محل وقوع فاجعه با امدادگران آنقدر زیاد است که حضور آنها سه ساعت طول بکشد.؟ اساساً مدیریت صحراى منا که یازده ماه از سال کاملاً خالى از سکنه است و جزئیات رفتار حجاج قابل پیش بینى و برنامه ریزیست بسیار آسان تر از آن است که چنین فجایعى را بتوان احتمال داد، آل سعود خائن تنها به حرکت هاى نمایشى در جهت خدمت به حجاج اکتفا مى کنند و آنها به هیچ وجه نمى خواهند حج حقیقی رونق پیدا کند. از نگاه دیگر  با مرگ پادشاه پیشین، تغییر نسلی در این کشور در حال رخ دادن است، که نسل جدید روی چندین گسل مانند گسل نسلی، سیاسی، تضادهای اجتماعی و درگیری اعضای خاندان در داخل این کشور واقع است. ولی پیش بینی آنکه کدام یک از این گسل ها زودتر از بقیه فعال خواهند شد نیاز به بررسی عمیق تری دارد. اشکال عربستان وجود پادشاهی قبیله ای نیست، بلکه در این کشور دولتی عرفی، سنتی، خانوادگی، غیرمدرن و با ظرفیت های محدود درمواجه با بحران های گسترده و دامنه دار منطقه حاکم است یعنی دولتی محافظه کار و به شدت آسیب پذیر و در این حال عربستان در حال گذراندن یکی از متزلزل ترین دوران حیات خود است. مهمترین مشکل عربستان تهدیدات و آسیب پذیری های داخلی ناشی از گسل های برشمرده در بالاست اما این وضعیت آسیب پذیر زمانی تشدید می شود که عربستان خود را در محیط های چند لایه پیرامونی، منطقه ای و جهانی در معرض چالش ها، خطرات و بحران هایی قرار داده که می توانست از آنها پرهیز نماید.  بنابراین مشکلات سیاسی و امنیتی عربستان حاصل دو مولفه است : یکی بیشتر جنبه ادراکی داشته و ناشی از نوع تلقی حاکمان این کشور از فرآیند تحولات سیاسی- اجتماعی منطقه و کشورهای درون آن است و بخش دیگر بحرانی که گریبانگیر عربستان شده ناشی از رفتار، انگیزه و علایق دولتمردان سعودی در سیاست های داخلی و خارجی است.

 تغییرات نسلی، موج بیداری اسلامی و اعلام درخواست مطالبات و تحول خواهی، خودکشی ناشی از ترس ازمردن، گسل های متعدد سیاسی- اجتماعی همراه توسعه فن آوری اطلاعات و ارتباطات، روند تحولات اجتماعی را در یک جامعه سنتی و ایدئولوژیک نظیر عربستان شتاب بخشیده است که ممکن است به تغییرات سیاسی نیز بینجامد. شکاف های عمیقی در میان بافت اجتماعی با ساخت سیاسی کشور پدید آمده وموج بیداری و تحول اجتماعی، سراسر کشورهای عربی و اسلامی را فراگرفته است. پر واضح است که سعودی‌ها با پیروی از چنین سیاست هایی و همچنین با توجه به عدم توانایی برای تغییر آینده شان غلط بزرگی کردند و به غلط کردن می افتند. لذا منا در منا نخواهد ماند و آتش زیر خاکستر آن سبب گمراهی روز افزون آل سعود شده و در نهایت موجب هلاکت آنان خواهد شد.