کد خبر: 47509تاریخ انتشار : 3:16:09 - جمعه 19 آگوست 2016

به قلم مصطفی کوچکی

به بهانه کودتای 28 مرداد

حکومت های خودکامه و لمپنها، برای بقا به وجود یکدیگر نیازمند هستند.اگر چه حکومتها گاهی به صورت ظاهری با آنها برخورد می کنند اما در پشت پرده و گاه آشکارا با هم در ارتباط هستند.

در تاریخ اجتماعی ـ سیاسی ایران ، همیشه در کنار مراکز قدرت، لمپن ها حاضرند.لمپن ها، یا همان گنده لاتها و نوچه ها،اراذل و اوباش، زنان تن فروش، جاهل ها و داش مشدی ها طبقه‌ای بی هویت و فرودست هستند كه به عنوان ابزار قدرت حاكم برای مقابله خیابانی با نیروهای معترض عمل می‌كنند.آنها انسان هایی فاقد ابزار تولید هستند و اشتغالی هم به كار تولیدی ندارند. این گروه بیشتر به شبه كار اشتغال دارند و طبقه‌ای بی هویت و شناور در جامعه‌اند كه به دلیل همین ویژگی امكان استخدام آن ها توسط گروه و طبقه‌ای دیگر به سادگی فراهم می‌شود. امروز سالگرد کودتای بیست و هشت مرداد است. کودتایی که در اجرای آن ، نمی توان از نقش لات ها ،اراذل و اوباش و زنان ساکن در شهر نوآن زمان تهران چشم پوشی کرد.هرگاه از کودتای بیست و هشت مرداد، حرفی به میان می آید با اسامی گنده لاتهایی همچون شعبای جعفری یا همان شعبان بی مخ، طیب حاج رضایی، حسین رمضان یخی، و زنان فاسدی چون پری بلنده و… مواجه می شویم.در باره نقش جاهل ها و لاتها در کودتای بیست و هشت مرداد به تفصیل سخن ها گفته شده و مطلبها نوشته شده است. مطالعه حیات سیاسی- اجتماعی لمپن های ایرانی ما را به نقاط مشترکی در زندگی آنها می رساند:
الف- حکومت های خودکامه و لمپنها، برای بقا به وجود یکدیگر نیازمند هستند.اگر چه حکومتها گاهی به صورت ظاهری با آنها برخورد می کنند اما در پشت پرده و گاه آشکارا با هم در ارتباط هستند.
ب-بهترین راه برهم زدن تجمعات قانونی و حتی کنسرت ها و نمایش ها استفاده از نیروی لمپن هاست. مثلا شعبان جعفری، با بر هم زدن نمایش « مردم» به کارگردانی عبدالحسین نوشین در تئاتر فردوسی، برای حاکمیت محبوب شد و به جای آن که به جرم ایجاد آشوب و اخلال در نظم عمومی محبوس گردد با دریافت وجه دستی بنابه دستور اداره آگاهی مدتی از تهران به لاهیجان رفت. در لاهیجان زورخانه‏ ای را اداره می‏ کرد و پس از یک سال به تهران بازگشت.
ج-آنها به شدت خود را طرفدارحکومت می دانند و به این امر افتخار می کنند.مثلا گفته می شود که شعبان جعفری بنا به پیشنهاد تیمسار زاهدی با شاه ملاقات کرد و زمینی برای تاسیس باشگاه ورزشی به وی اهدا شد. در این ملاقات جعفری از شاه اجازه گرفت تا جمعیتی به نام جمعیت جوانان جانباز تشکیل دهد تا در مواقع ضروری از آنان استفاده شود.
د- آنها به اصطلاح عامیانه، هر غلطی که بخواهند انجام می دهند اما در مناسبتهای مذهبی، بزرگترین دسته جات و هیئت ها و مراسم جشن و عزا را راه می اندازند.بزرگترین هیئت سینه زنی تهران در زمان شاه به طیب و شعبان تعلق داشتند.