کد خبر: 46318تاریخ انتشار : ۱:۰۷:۲۰ - دوشنبه ۴ مرد ۱۳۹۵

یادداشت/حامد نیکبخت

قلمم درباره ازدواج جوانها می نویسد

قلمم حرفهایی دارد.حرفهایی که بی بهانه نمیشود زد.باید به دنبال بهانه ها گشت.بهانه هایی که بها دارند.بهای دوستی-بهای عشق-بهای زندگی-بهای ازدواج.

به گزارش بهجت نیوز؛ قلمم حرفهایی دارد.حرفهایی که بی بهانه نمیشود زد.باید به دنبال بهانه ها گشت.بهانه هایی که بها دارند.بهای دوستی-بهای عشق-بهای زندگی-بهای ازدواج. قلمم میگوید:در این دوره زمانه ازدواج سخت شده است.میگوید از بس که جوان بی کار داریم دیگر کسی به آنها جرات زن دادن ندارد.ولی بعضیها هم،کار را دارند اما نه نه باباهاشان مانع سرراهشان میگذراند.
قلمم میگوید:دوستم مداد به خواستگاری رفت ولی در خواستگاری فقط و فقط حرف از مهریه میزدند. مادرعروس:آقا مداد خونه دارن؟ ماشین چطور؟ کار چطور؟ راستی مهریش باید زیاد باشه خیلی زیاد؟ خواهر عروس:البته مهریه و کی داده کی گرفته برای زینت طو عقدنامش میگیم. مداد میگه:مهریه ای به اندازه یک دفتر صدبرگ که نه نوکم طاقت نوشتنش را دارد و نه عمرم کفاف میدهد تا تمامش کنم. قلمم میگوید:مگر نه این است که در اسلام به کم بودن مهریه تاکید فراوان شده است و عملا رسول اکرم(ص) مهریه دخترشان حضرت فاطمه(س)،همسرشان حضرت خدیجه(س) و دیگر همسرانشان را ۴۰۰مثقال شرعی گذاشت که در اصطلاح به مهرالسنه شهرت یافت
قلمم میگوید:اگر به جای مسابقه در فزون طلبی و چشم هم چشمی تلاش شود که مهریه ی دخترانمان به همان مهرالسنه برگردد.تاثیر عجییبی در پایین آمدن سن ازدواج خواهد گذاشت ودر نهایت دختران ماهم نمی ترشند و مداد هم سروسامانی خواهد گرفت. قلمم میگوید:آقای مداد از ازدواج منصرف شد.میگوید مداد به من گفته است نمیخواهم مثل آقای پاککن تمام عمرم را صرف پرداختن مهریه بکنم،آخرش چه شد؟!!تمام عمرش را در پاک کردن یک دفتر۲۰۰برگ گذراندو مرد. قلمم میگوید:پدرها و مادرها اصلا به خواسته ی فرزندانشان توجه نمی کنند با اینکه پیامبر اکرم(ص) برای خواستگاری حضرت علی(ع) از فاطمه(س) از دخترشان اجازه گرفته بود. با اینحال باز پدرها و مادرها مانع ازدواج فرزندانشان میشوند و موانع سخت جلوی پای بچه ها میگذراند.
قلمم میگوید:دوست دیگرم آقای مداد رنگی برای اینکه پدرش مخالف از او بود خودش را به دست تراش داد و خودکشی کرد. یا قلمم میگوید:اینروزها به بهانه های زیاد ولیمه ها را در تالارهای بزرگ با هزینه ی کمرشکن میدهند.مثلا میگویند:دختر همسایه طو تالار داد ماباید بهتر بدیم-خونه کوچیکه و و و هزارویک بهانه،آخرش میشود مثل دوست قلمم آقای خودکار،آنقدر در مراسم عروسیش چک رقم بالا نوشت که جوهرش پس داد و مرد. قلمم قبل از اینکه قلم خودش تمام شود و مجرد از دنیا رود ازدواج کرد و گفت:ازدواج را سخت نگیر-ما همه مسلمانیم و از پیروان علی(ع)، پس چرا بر خلاف علی(ع) و همسرشان فاطمه(س) قدم میگذاریم.

  1. حمید گفت:

    سلام مداد جان
    خاطراتت از مراسم خاستگاری خوبه اما
    ۱:غلط املایی داری
    ۲:مهم درک دونفر از هم هستش درسته ازدواج آنچنانی ضامن خوش بختی نیست اما داریم ازدواج های آسانی که داشتن به طلاق ختم میشدند مگه نه مداد
    ۳:در نظرگرفتن آب جهان برای مهریه یه مقدار عجیب نیست.
    ۴: یا ۱۰۰ یا ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ فرق نمیکنه وقتی سقف داره

  2. فومنی گفت:

    بله منم با جناب حمید موافقم