کد خبر: 46013تاریخ انتشار : ۲:۴۲:۰۰ - چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۵

آیا فریادرسی برای شیعیان کشمیر نیست؟/تدبیر را برای ایران صغیر به کار ببرید

کشمیر در شعر اقبال لاهوری و دیگران «ایران صغیر» معرفی شده است و مردم آنجا به ایرانیان علاقه خاصی دارند. اما ایران صغیر بودن کشمیر، علتی تاریخی دارد. دو هدیه از ایران به کشمیر رسیده است: نخست دین و دیگری فرهنگ.

به گزارش بهجت نیوز، به لحاظ تاریخی شیعه اقلیتی از مسلمانان را تشکیل می دهد که تحت جور و ظلم خلافت اموی و عباسی قرار گرفتند و به دلیل اعتقاد محکم خود به اصل امامت، در جهان پراکنده شدند و با جابجایی و تکیه بر اصل تقیه و کتمان باورهای دینی خود، بقای خود را در طول تاریخ تضمین کردند. به علاوه در درون جوامع اسلامی (اکثریت سنی مذهب) اقلیت شیعه سعی داشت تا ضمن حفظ عقاید خود به ترویج آن بپردازد و حتی پنهان و آشکار، مراسم و مناسک مذهبی خود را برگزار کند. از نظر تاریخی شیعه از مدینه به عراق و از عراق به بسیاری از سرزمین های عربی و غیر عربی از جمله ایران انتقال یافت.

بخش های زیادی از شامات از لبنان و حلب و همین طور مردمان یمن به تشیع گرویدند. در یک دوره طولانی، مصر هم زیر سلطه دولت شیعی فاطمی بود. از کهن ترین مناطق شیعه نشین عربی، می توان به بخش هایی از حاشیه جنوبی خلیج فارس در منطقه شرقیه عربستان و بحرین اشاره کرد. درسمت شرق، ایران یکی از مهم ترین پایگاه های شیعه در طول قرون بوده است. تشیع از طریق ایران به شبه قاره هند و افغانستان انتقال یافته است.

در این میان آنچه این روزها بار دیگر باعث رنجش خاطر شیعیان جهان و به ویژه شیعیان ایران شده است، درگیری در مناطق شیعه نشین در کشمیر و در بخش هندی آن است که ریشه در تاریخ این منطقه دارد. مساله کشمیر پس از انقلاب اسلامی ایران  از اهمیت ویژه ای برخوردار شد و انقلاب ایران به عنوان یکی از عوامل الهام بخش در مبارزه با ظلم در این منطقه بروز بیشتری پیدا کرد.

منطقه کشمیر زمانی در تحت استعمار و کنترل بریتانیا قرار داشت و پس از مدتی این سرزمین را به یک مهاراجه می فروشد. ایالت کشمیر (قبل از تقسیم) از پنج بخش دره کشمیر، جامو، لداخ، بلتستان، پونچ و گیلگت تشکیل شده بود. در سال ۱۸۴۶ میلادی بر اساس معاهده ای به نام امرتسر، کشور استعمارگر انگلیس حکومت کشمیر را به گلاب سینگ فروخت و او سلسله دُگرا را در این منطقه ایجاد کرد. در دوران حکومت سلسله دگرا مسلمانان به‌شدت سرکوب شدند و تبعیض شدیدی بین مسلمانان و هندو‌ها وجود داشت.

این عمل سنگ بنای اختلافاتی در دهه های بعدی شد که تاکنون نیز ادامه پیدا کرده است. با اعلام استقلال پاکستان، تصمیم بر آن بود که امیران ایالاتی که تحت نظارت بریتانیا حکومتی نیمه‌مستقل داشتند، بر اساس سه معیار مذهب ساکنان ایالت، خواست مردم و وضع جغرافیایی، درباره پیوستن به پاکستان یا هند تصمیم گیرند. بر این اساس ایالت کشمیر که بیشتر ساکنان آن مسلمان بودند باید به پاکستان می‌پیوست اما مهاراجه هاری سینگ علاقه داشت استقلال خود را حفظ کند و از پیوستن به هند یا پاکستان خودداری کرد. مسلمانان پاکستان که از مدتی پیش علیه تبعیض‌ها و محدودیت‌های موجود به اعتراض پرداخته بودند، از پیوستن به پاکستان حمایت می‌کردند. در سال ۱۹۴۷ مهاراجه تصمیم گرفت به هند بپیوندد تا بتواند از کمک هند در سرکوب مخالفان بهره گیرد.این تصمیم آغاز جنگ‌های پاکستان و هند بر سر کشمیر بود و درنهایت تقسیم این منطقه را بین دو کشور در پی داشت.

شیعیان کشمیر اکنون به چهار گروه عمده تقسیم می‌شوند. این گروه‌بندی، باعث شده تا آنان حتی در مسائل کوچک و روزمره نیز اختلاف نظر داشته‌ باشند. شیعیان از لحاظ اقتصادی نیز از فرقه‌های دیگر ضغیف‌تر هستند. لذا کارکشی از کودکان مانند قالی‌بافی معمول است. در اداره‌های‌ دولتی(مرکزی و ایالتی) اشتغال شیعیان، بیشتر از ۲%نیست.درحالی‌که‌  ۵۱%جمعیت را تشکیل می‌دهند. سوادآموزی بین شیعیان ۰۱-۵۱ درصد و بین دختران و زنان ۵-۶ درصد است. وضعیت فرهنگی کشمیر یکی از موضوعات اصلی است که دولت‌مردان‌ هندی از آن بهره‌برداری سیاسی می‌کنند. شیعیان کشمیر، هم از طرف‌ دولت هند و هم از طرف اهل سنت، مورد هجوم تهاجم فرهنگی قرار گرفته‌اند. آنان برای مقابله با این تهاجم، هیچ نوع امکانات و وسایل در اختیار ندارند.  وضعیت دینی شیعیان نیز اسف‌بار است. در حدود نیمی از جمعیت شیعیان‌ کشمیر، از مسائل ابتدایی و روزمره مانند مسائل تقلید بی‌خبرند. شیعیان‌ کشمیر عاشقانه برای اهل بیت علیهم السلام پول می‌دهند، اما تشکیلاتی نیست‌ که از این پول‌ها استفاده بهینه بکند. هزینه‌های هنگفتی برای ساخت‌ حسینیه‌ها می‌پردازند، ولی از فکر شعور حسینی خالی هستند.

کشمیر در شعر اقبال لاهوری و دیگران «ایران صغیر» معرفی شده است و مردم آنجا به ایرانیان علاقه خاصی دارند. اما ایران صغیر بودن کشمیر، علتی تاریخی دارد. دو هدیه از ایران به کشمیر رسیده است: نخست دین و دیگری فرهنگ. حسین قلبی رضوی از فعالان فرهنگی کشمیر می گوید: «ما در بین سنی‌ها متهم به آتش پرستی هستیم، آن هم به علت گرامی داشتن نوروز. البته نوروزی که بین شیعیان کشمیر برگزار می‌شود در ایران برگزار نمی‌شود. فرقش فقط در این است که، نوروز ما هر سال در ۲۱ مارس برگزار می‌شود. در تقویم ایران آن تاریخ اول فروردین و آغاز سال نو است ولی شیعیان کشمیر نمی‌دانند که این سال نو یعنی چه؟ رنگ مذهبی نوروز آنجا بیشتر مشهود است. در ذهن شیعیان اینطور جای گرفته است که این ۲۱ مارس، همان تاریخ ۱۸ ذیحجه است که عید غدیر بوده است. از سویی دیگر از لحاظ رنگ و نسل کشمیری ها بالاخص ساکنان وادی کشمیر، شبیه ایرانی‌ها هستند. از لحاظ دین و مذهب نیز بسیار به هم نزدیکیم.  در نزد شیعه و سنی، ساداتی که از اینجا رفتند مورد احترام هستند. بسیاری از سنی‌ها، از سادات هستند. فامیلی‌های کرمانی، سمنانی، گیلانی و … زیادی داریم که اصالتاً ایرانی هستند. کل سادات کشمیر، بلا استثناء ایرانی هستند. لذا از لحاظ دین و فرهنگ، کشمیر به «ایران صغیر» معروف شده است.»

روابط حسنه ایران با هند و پاکستان پس از انقلاب اسلامی همواره ادامه داشته ولی این روابط باعث نشده تا ایران موضوع کشمیر را نادیده بگیرد و حتی در ملاقات های سران هند با مسئولان ایرانی اوضاع نامناسب آنجا به آنها گوشزد شده است. رهبر معظم انقلاب در دیدار نخست وزیر هند، ناراسیمها رائو در شهریور ۷۲ نگرانی قلبی خود را درباره فشار نظامیان بر مسلمانان کشمیر یادآور شده بودند: “موقعیت‌ و شرایط کنونی‌ مسلمانان‌ کشمیر، برای‌ هند به‌ عنوان‌ یک‌ کشور برجسته‌ و یک‌ دوست‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، مسئله‌ای‌ نامناسب‌ محسوب‌ می‌شود و انتظار می‌رود این‌ مسئله‌ به‌ بهترین‌ وجه‌ حل‌ شود.”

حال به نظر می رسد با توجه به سیاست های اصلی نظام جمهوری اسلامی و تلاش برای بهبود اوضاع مسلمانان و به ویژه شیعیان در جهان، بهتر است دولت تدبیر و امید، بیش از پیش در جهت اعتراض به کشتار شیعیان در کشمیر تلاش کند و ارتباطات خود را با مسئولان هندی برای کنترل اوضاع و توقف خشونت ها بیشتر کنند و موضوع کشمیر نیز در برنامه های دستگاه دیپلماسی به صورت جدی تری گنجانده و پیگیری شود.

  1. ناشناس درد آشنا گفت:

    حامیان حقوق به اصلاح بشر جهان فقط در فکر کودتا ترکیه اند و مردم مظلوم بی دفاع کشمیر و فلسطین و یمن را فراموش کردن و بحرین و عربستان ظالمان حاکم مردم مظلوم شعیه را میکوشند و مدافعان حقوق بشر خوابند.