کد خبر: 45493تاریخ انتشار : 0:09:34 - پنجشنبه 14 جولای 2016

گفتگو با سید رضا نریمانی؛

باید وجه تمایز بین یک خواننده با مداح اهلبیت باشد

ما چهار سال که سی شب ماه رمضان را راه اندازی کردیم برکاتی از ماه رمضان دیدیم که از ماه های دیگر ندیدیم. در ماه رمضان آدم سازی اتفاق می افتاد. در ماه محرم شور است و در ماه رمضان شور نیست. و کسی که در ماه رمضان اینجا می آید با عشق می آید.

به گزارش بهجت نیوز به نقل از صاحب نیوز؛  در تاریکی شبهای شهری که مردمانش دم از تشیع و ولایت امیر مومنان میزنند، چرخی زده ایم در خیابان های نسبتا پر تردد و تنها خبری که در آن نیست ، معنویت است! همان معنویتی که قرار بوده در سی روز ماه مبارک رمضان غذای روحمان باشد.
حوالی ساعت ۱۱ شب به بهانه ی جستجوی این معنویت، سری زده ایم به خیمه ی عزاداری هیئت فدائیان حسین(ع)، صدای “ابکی لظلمت قبری” غالب شده بر هیاهوی روزمرگی و شلوغی اطراف سی و سه پل، پناهگاهی مطمئن که طیف جوانان بعد از ۱۶ ساعت روزه داری به آن پناه آورده اند. به قول خودشان اینجا رنگ و بوی مهمانی خدا بیشتر حس می شود. ملجائیست برای دل درمانده ی آنهایی که زده شده اند از سیاهی ِ گناه. سید رضا نریمانی، مداح سی ساله انقلابی نزدیک ساعت یازده و ربع و در حین سخنرانی واعظ این جلسه با صدای پخته اش ما را برای آغاز گفتگویی دوستانه پذیرفته، در ادامه شرح این گفتگو را میخوانید:

85906_462

 خودتان را برای مخاطبان ما معرفی کنید.
سید رضا نریمانی هستم نوکر امام حسین(ع).

 از چگونگی تشکیل هیئت خود بگویید.
از سال ۸۷ هیئت را تاسیس کردیم. ۴ سال به صورت محدود و خانگی مراسمات خود را برگزار می کردیم. تا اینکه تقریباً در سال ۹۱ وارد مساجد و حسینیه ها شدیم و حالت مردمی تر پیدا کردیم.

وابسته به ارگان یا نهاد خاصی هستید؟
خیر اصلاً. متاسفانه صحبت هایی پشت سر هیئت ما نیز هست ولی واقعاً این طور نیست. افتخار ما این است که بسیجی هستیم و منتسب به هیچ ارگانی نیستیم. بحمدالله هیئت کاملا مردمی اداره می شود. انصافاً ارگان های مختلف در مناسبت ها کمک می کنند ولی کلیت هیئت هیچ وابستگی به جایی ندارد.

چقدر فکر می کنید در سطح شهر اصفهان موفق بوده اید؟

در سطح شهر اصفهان هنوز نتوانسته ایم کار خاصی انجام دهیم. به نظر من بیشتر از این حرف ها جای کار وجود دارد. اگر هر شخص دیگری بود شاید می گفت موفق بوده ایم و پیشرفت هم داشته ایم اما خودمانی می گویم که ضعف بسیار است و با این وضع فرهنگی شهر کاری نشده است.

 در بحث ولنگاری فرهنگی نقش هیئت ها را در چه حدی می بینید؟
بخشی از اوضاع فرهنگی شهر به هیئت ها بازمی گردد. فراتر از کاری که ارگان ها و نهادها وظیفه دارند که انجام دهند مسئولیت مردمی کار با هیئت ها و مجموعه های فرهنگی است. فضاهایی که در شهر مورد استفاده هیئت ها و فضاهای فرهنگی است بسیار مناسب است ولی متاسفانه خود را درگیر حواشی و افراد کرده ایم و غافل از عموم مردم شده ایم. بخش عمده ای از جذب ما به مراسمات جشن و شادی برمی گردد که به آن صورت کاری انجام نداده ایم. در اصفهان خودتان مشاهده می کنید که در ایام عزاداری در شهر چه خبر است ولی در اعیاد و جشن های مختلف خبری نیست. هیئت ما در اعیاد مذهبی کم نگذاشته است و سعی کرده ایم برنامه داشته باشیم. مردم اهل بیت را بسیار دوست دارند ولی ما فقط از ظرفیت بچه مذهبی ها استفاده کرده ایم.

 اینکه هیئت های ما مداح محور شده اند را ضربه می دانید یا حُسن؟
بستگی به خیلی موارد دارد. مداح محوری تا جایی خوب است که مداح ارتباطش با علما خوب باشد. اینکه خود مداح ارتباطش با اهل بیت چگونه است. مداح اهل علم باشد. اگر اینگونه باشد هیچ ایرادی ندارد. ایراد جایی است که مداح ها اهل علم نیستند، با علما ارتباطی ندارند و به صورت کلی خودمحور هستند. یک مداح تا ابدالدهر باید شاگردی کند. چند درصد از مداح های ما با بزرگان دین نشست و برخاست دارند و در مجالس خود آنها را دعوت می کنند؟ مداح محوری با این سبک اصلا خوب نیست.

 شما بزرگ ترین انحراف هیئت ها را در چه می دانید؟
به چند مورد می توانم اشاره کنم. یکی عدم حضور یک روحانی در هیئت می باشد. چند درصد از هیئت های ما روحانی ثابت دارند؟ یکی دیگر از انحرافات که واقعا ضربه می زند بحث ارتباط لیدر و مدیر هیئت که اصولا همان مداح بوده با بزرگان دین است که متاسفانه مستمع را با ذائقه خود بار می آورد. یکی از اساتید بنده می گفت سعی کنید مردم را به خدا و امام حسین(ع) دعوت کنید نه به سوی خودتان. ما مردم را به سوی خود دعوت کرده ایم. چند درصد از مطالب و مداحی های ما از روایات است؟ چقدر از اهل بیت می گوییم؟ معلوم است که وقتی منِ مداح سبک می خوانم مردم را به سوی خودم دعوت می کنم و فرقی با یک خواننده معمولی ندارم. باید یک وجه تمایز بین کسی که خوانندگی می کند و کسی که مدح اهل بیت را می گوید باشد.

به نظر شما الآن یک هیئت جامع و کامل چه هیئتی است؟
ما از همان اول که می خواهیم یک هیئت بزنیم باید برای ماندگاری اش هم فکر بکنیم. ماندگاری هیئت مهم است وگرنه هیئت زدن که سخت نیست. راه اندازی هیئت مستلزم یک برنامه بلند مدت است که چهارچوب ها و محورها مشخص شود. این ها که مشخص شد، خود به خود کار پیش می رود. نظر شخصی من این است که یکی از چهار جوب های اصلی که در رأس یک هیئت قرار می گیرد بحث معرفت اهل بیت(ع) است. ما باید اهل بیت(ع) را درست و آن چیزی که هستند نشان دهیم نه آن چیزی که خودمان درک کردیم. نکته بعدی بحث نظام ماست. این چراغی که روشن است و ما سینه می زنیم به چه برکتی روشن است؟ بگذارید مثالی بزنم. نامه ای به مداح می دهند می گویند آخر کار تشکر کن برای آن مرحومی که حسینیه را ساخته است. مداح می تواند بگوید نه و من فقط برای امام حسین(ع) دعا می کنم؟ من تا به حال چنین چیزی ندیدم. حالا ما برای بانی اصلی این انقلاب و کشور حق نداریم که یک دعا بکنیم و خدا بیامرزی به بانی انقلاب بگوئیم؟ برخی می گویند اسم شخص نمی آوریم. پس چرا اسم بانی شام هیئت را می آوریم اما تا به شهداء می رسیم اینگونه می گوئیم؟ این موارد باید جزء چهارچوب های اصلی باشد

آیا آموزش مداحان مهم است؟ یا نه خودشان بروند و مداحی را فرا بگیرند؟
آموزش خوب است اما همه چیز در آموزش نیست. ما چیزی فراتر از آموزش داریم. استاد محوری خیلی مهم است. مداح باید یاد بگیرد تا آخر عمر پیش استاد برود و از او خط بگیرد. تجربیات بیاموزد. این هم آموزش دارد و هم اخلاق. کلاس های آموزشی موقت است. اما استاد خیلی می تواند انسان را جلو ببرد.

فکر نمی کنید احترام به پیرغلامان در هیئت های ما کمرنگ شده است؟
متأسفانه همینطور است. این بر می گردد به خودمان. ما نخواستیم. ما سمت و سوی هیئت را به سمتی بردیم که یک پیرمرد نمی تواند در جلسه ما بشیند. عده ای خاص را مخاطب قرار دادیم. اگر طوری برنامه ریزی بکنیم که محدود به قشر خاصی نشود آن احترام هم هست و باقی می ماند. ارتباط با پیرغلامان متأسفانه امروزه کم شده است. به جای اینکه ما مردم را با خودمان در راستای اهل بیت(ع) راهی بکنیم خودمان دنبال مردم راهی شدیم و می بینم که جوانی چطور دوست دارد عزاداری کند و من هم همان طور می خوانم. شاید سلیقه جوان ما را به ناکجا ببرد که قطعاً هم خواهد برد ولی وقتی من برای خواندن برنامه داشته باشم این موارد اتفاق نمی افتد و آن وقت پدر همان جوان هم به هیئت می آید. ما این موارد را دیدیم.

برخی می گویند که مداحان فقط به خاطر مبالغ کلانی که می گیرند به هیئت می آیند و مداحی می خوانند. نظر شما چیست؟
گاهی ما مغازه ای می زنیم و برای آن نرخ تعیین می کنیم. باید ببینیم که ما برای مداحی مغازه زدیم یا داریم معارف اهل بیت(ع) را یاد می دهیم. حال در یاد دادن معارف اگر کسی هم دوست دارد پولی به مداح بدهد اشکالی ندارد. این پول بهترین پول است. اما آن که شما می گویی من انقدر می گیرم و مداحی می کنم، این می شود مغازه و کاسبی و در فردای قیامت تا مداحی گفت فلان جا من مداحی اهل بیت(ع) کردم می گویند همان قدر که خواندی همان قدر هم پول گرفتی. ما در سیره اهل بیت(ع) هم داشتیم که مثلا امام صادق(ع) به کسانی که برای اهل بیت(ع) شعر می گفتند طلا و هدیه و … می دادند.

111

چه اتفاق خاصی در این چندساله در هیئت فدائیان افتاده است؟
ما چهار سال که سی شب ماه رمضان را راه اندازی کردیم برکاتی از ماه رمضان دیدیم که از ماه های دیگر ندیدیم. در ماه رمضان آدم سازی اتفاق می افتاد. در ماه محرم شور است و در ماه رمضان شور نیست. و کسی که در ماه رمضان اینجا می آید با عشق می آید. در ماه رمضان چقدر آدم ها دیدیم که به هیئت اضافه شدند و در ماه محرم نشدند. در ماه رمضان آدم های بسیاری را دیدیم که تغییر می کردند. همین امسال شخصی را داشتیم که شراب خور بوده یک شب آمده و کاملاً عوض شد. علت این تغییرات خود من و امثال من نیست. این از برکات رمضان است

شما یک هیئت هستید. پس چرا اردو دارید؟

ما دوتا اردو داریم. یک اردوی راهیان نور که با هدف هم می رویم. در کل سفر هدف داریم و هدف ما همان زنده کردن روحیه ایثارگری در هیئتی هاست و فضای جنگ را از نزدیک ببینند. این اردو هدفمند است. ما از موقع ثبت نام به هر شخص بلیط می دادیم که به نام یک شهید بود و قسمتی از خاطرات و وصیت نامه شهید هم بود. حتّی شماره صندلی اتوبوس ثبت نام کننده هم به نام شهید بود و تا آخر سفر آن شخص با آن شهید مأنوس میشد. ما تبلیغات راهیان نور را حدوداً از محرم شروع می کنیم که حدود ۵ ماه طول می کشد. عمداً این کار را می کنیم که این روحیه راهیان نور دائماً در هیئت زنده باشد و آن فضا دائماً ایجاد بشود. اردوی دوم ما اردوی زیارتی است که برنامه خاصی مانند راهیان نور نداریم. یک سری برنامه هم داریم برای ارکان هیئت که اردوی تفریحی کوتاه مدت است که بیشتر در آن اردوها سی شب رمضان را جمع بندی می کنیم.

به عنوان سوال آخر از شعر مشهور «منم باید برم» برایمان بگویید؟!
من روزی در گلستان شهداء سر مزار شهید مسلم خیزاب بودم. تا میخواستم بروم شخصی من را صدا زد و گفت آقای نریمانی بچه ام با شما کار دارد. آن خانم، خانم شهید خیزاب بود. بچه ی این شهید لباس نظامی پوشیده بود جلو آمد و به من احترام نظامی گذاشت و خودش را معرفی کرد و گفت من محمدمهدی خیزاب هستم. من اولین بار بود که با خانواده این شهید روبرو می شدم. خانم این شهید یک لحظه بغض کرد و جمله ای به من گفت. گفت برای من دعا کن چرا که بیشتر از اینکه شهادت مسلم ما را اذیت کند، گوشه و کنایه های مردم اذیتمان می کند، و رفت. من همان جا به شهداء گفتم عنایتی به من بکنند تا کاری بتوانم بکنم و جلوی این خانواده شرمنده نشوم. تا از گلستان بیرون آمدم به آقای داوود رحیمی که یکی از دوستان بنده است تماس گرفتم و جریان را گفتم و از او خواستم امکان دارد با این مضامین شعری بگویی؟ سبک ذهنم را هم برایش فرستادم و فردای آن روز شعر را برایم فرستاد. ما میخواستیم این فضا از ذهن مردم خارج شود که الحمدالله همین هم شد. من خیلی شهرها در کشور رفتم و اولین چیزی که گفتند این بود که این شعر را بخوان.

 چند کلمه مطرح میکنم. اولین چیزی که به ذهنتان می آید را بگوئید:

مدافع حرم:
هر چه داریم از آن هاست
غدیر:
ولایت
منبر:
جایگاه حقیقی ذکر اهل بیت(ع)
سیدعلی خامنه ای:
عشق ماست
فدائیان حسین:
خانه دوم ما
محرم:
امام حسین(ع)
بهترین شعری که خواندید؟
منم مدافع حرمم
روضه:
مادرم حضرت زهرا(س)
صاحب نیوز:
فضای مجازی
اقتصاد مقاومتی:
متأسفانه کسی به آن عمل نمی کند
آخوند:
کسانی که فراموش شدند
کدام روضه اهل بیت(ع) را بیشتر دوست دارید؟
حضرت زهرا(س) و حضرت ابوالفضل(ع)