کد خبر: 45395تاریخ انتشار : ۱۵:۵۶:۳۹ - سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵

به مناسبت سالروز تشکیل اولین مجلس خبرگان رهبری؛

خبرگان رهبری پایه های نظام جمهوری اسلامی را تثبیت می کند

اولین دوره از مجلس خبرگان رهبری، بیست و سوم تیر ماه ۱۳۶۲، رسماً فعالیت خود با پیام حضرت امام خمینی آغاز کرد، مجلس خبرگان رهبری یکی از نهادهای اساسی و حساس نظام جمهوری اسلامی ایران است که بر مبنای قانون اساسی مسئولیتهای خطیری بر عهده دارد.

به گزارش بهجت نیوز، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت اسلامی، مسأله رهبری و ولایت فقیه بیش از گذشته مهم و مبتلابه شد. از آنجائیکه برای ولی فقیه در فقه ما شرایطی تعیین شده که اکثریت مردم با آن شرایط آشنا نیستند و توانائی تطبیق شرایط بر افراد مختلف را ندارند؛ لذا وجود نهادی که بتواند افراد دارای صلاحیت را بررسی کرده و در نهایت فردی که در مجموع برای مقام ولایت فقیه و رهبری نظام اصلح است را معرفی کند ضروری می نمود. از این رو مجلس خبرگان رهبری در قانون اساسی ما پیش بینی شد.

اولین دوره از مجلس خبرگان رهبری، بیست و سوم تیر ماه ۱۳۶۲، رسماً فعالیت خود با پیام حضرت امام خمینی  آغاز کرد، مجلس خبرگان رهبری یکی از نهادهای اساسی و حساس نظام جمهوری اسلامی ایران است که بر مبنای قانون اساسی مسئولیتهای خطیری بر عهده دارد. اولین دوره از مجلس خبرگان رهبری در حالی شکل می گیرد که انقلاب اسلامی، بحران ها و چالش های عمیقی را پشت سر گذاشته اما هنوز درگیر یک جنگ ناخواسته و توطئه های رنگارنگ از سوی استکبار جهانی است. در این شرایط تشکیل مجلس خبرگان با جایگاه بلندی که در تداوم انقلاب دارد، با پشتوانه بیش از هیجده میلیون رأی یکی از موفقیت های نظام جمهوری اسلامی محسوب می شود بطوری که رهبر کبیر انقلاب پس از برگزاری انتخابات مجلس خبرگان فرمود:  « انقلاب تثبیت شد، می توانم راحت بمیرم و از آینده مطمئن باشم».

   پس از به ثمر رسیدن انقلاب و تشکیل مجلس بررسی نهایی قانون اساسی، اصل ولایت فقیه در سال ۱۳۵۸ در قانون اساسی گنجانده شد. مبتکرین و پیشنهاددهندگان این اصل ابتکار خاصی برای تعیین یا انتخاب رهبر پیش‌بینی کردند که بر طبق آن تعدادی از فقها که در زمینه مسائل فقهی و شرعی تخصص دارند به‌وسیله مردم انتخاب می‌شوند و مجمع یا مجلسی را تشکیل می‌دهند تا رهبر یا همان ولی‌فقیه که ولایت امر وعالی‌ترین سطح حاکمیت را اعمال می‌کند، انتخاب شود. تشکیل چنین مجمعی حتی برای انتخاب سلطان جامعه شیعی نیز سابقه نداشته است. با این حال جامعه ایران پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷  ضرورت تشکیل چنین مجلسی را که قبلاً مبانی نظری و فقهی آن تبیین و تأمین شده بود، آشکارا حس کرد.

در واقع اولین اقدام ضروری پس از انتخاب رئیس‌جمهور و نمایندگان اولین دوره مجلس شورای ملی (اسلامی) تعیین خبرگان رهبری بود، زیرا خبرگان جانشین رهبری را تعیین می‌کند و نقش مهمی در مواقع خطیر و حساس به عهده دارد. به‌علاوه شرایط جسمی رهبر فقید انقلاب و تهدیدات داخلی و خارجی نیز ضرورت تسریع در تشکیل مجلس خبرگان رهبری را هویدا می‌کرد. این نگرانی و دغدغه در بین اعضای مجلس بررسی نهایی قانون اساسی نیز وجود داشت. به عنوان نمونه شهید دکتر بهشتی در جلسه شصت و دوم این مجلس به هنگام شور در مورد اصل ۱۱۱ قانون اساسی می‌گوید: «اصولاً اگر بخواهید این جامعه در این مسیری که در قانون اساسی تعیین شده است پیش برود… از اولین اقدامات تعیین خبرگان است برای اینکه شما اینجا نوشته‌اید: جانشین رهبر را خبرگان باید معین کند.

به بیانی دیگر به دلیل اهمیت کارکرد خبرگان در قانون اساسی و با توجه به ملاحظات خاص دوران پس از انقلاب و نیاز فوری به تثبیت پایه‌های اصلی حاکمیت و شرایط خاص ناشی از مقابله و تهدید انقلاب اسلامی باعث شد پس از انتخاب رئیس‌جمهور و نمایندگان مجلس ملی انتخابات مجلس خبرگان رهبری نیز برگزار شود و اعضای آن که از ویژگی آریستوکرات برخوردار بودند انتخاب و مجلس خبرگان رهبری عملاً در سال ۱۳۶۲ فعالیت رسمی خود را آغاز کرد.

در همین راستا اصل ۵ قانون اساسی که در مجلس خبرگان قانون اساسی به پیش نویس قانون اساسی افزوده شد تاکید دارد در زمان غیبت امام عصر(عج) در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که اکثریت مردم، او را به رهبری شناخته و پذیرفته باشند و در صورتی که هیچ فقیهی دارای چنین اکثریتی نباشد رهبر یا شورای رهبری مرکب از فقهای واجد شرایط در اصل ۱۰۷ عهده دار آن می شوند. البته در بررسی متمم قانون اساسی عبارت اکثریت مردم از این اصل حذف گردید.
اما تشکیل مجلس خبرگان رهبری به عنوان نهادی ابتکاری در نظام جمهوری اسلامی در سال های آغازین شکل گیری نظام جمهوری اسلامی با برخی حساسیت ها و گاها مخالفت ها همراه بود چه آنکه به عقیده این دسته از افراد برگزاری انتخابات مجلس خبرگان و به تبع آن تشکیل مجلس خبرگان رهبری که وظیفه نظارت و عزل رهبر را برعهده داشت به نوعی تضعیف حضرت امام (ره) و جایگاه رهبری بود. از همین رو بود که علی اکبر ناطق نوری وزیر کشور وقت در نامه ای به امام خمینی در خصوص برگزاری این انتخابات کسب تکلیف کرد؛ امام نیز موافقت خود با برگزاری این انتخابات را اعلام کرد تا ابهامات و حساسیت ها نسبت به این انتخابات برطرف شود.

امام راحل بالاترین انحراف را انحراف رهبری دانستند و تاکید کردند.« بالاترین انحراف که منجر به انحراف تمام ارگان‌ها می‌شود، انحراف رهبری است که امروز شما نقش اول آن را دارید. شما دیدید و شنیدید که با اصل پنجم قانون اساسی چه مخالفت‌ها شد و چه جار و جنجالها به پا کردند و بحمدالله تعالی موفق نشدند مأموریت خود را انجام دهند و اخیراً با همین تعیین خبرگان نیز مخالفت کردند و سمپاشی نمودند و بحمدالله با شکست مواجه شدند. امروز هم شما نباید از کید ساحران و وسوسه خنّاسان غافل باشید. راه خود را با قدرت الهی و تعهّد به اسلام بزرگ و قوّت ایمانی و روحی ادامه دهید و به هیچ چیز الا مصالح اسلام و مسلمین فکر نکنید و در این صورت خداوند تعالی پشت و پناه شماست».
ایشان در بخش دیگری از پیام خود صراحتا تذکرات و توصیه هایی را به رهبر آینده یا شورای رهبری دادند «رهبر و رهبری در ادیان آسمانی و اسلام بزرگ چیزی نیست که خود به خود ارزش داشته باشد و انسان را خدای نخواسته به غرور و بزرگ‌اندیشی خود وادارد. آن همان است که مولای ما علی‌ابن ابی‌طالب درباره آن گوشزد فرموده است. شما که خود پیروان اصحاب وحی و اولیاء عظیم‌الشأن می‌دانید و بحمدالله هستید، خود را جز خدمتگزار به ملت‌های ستمدیده ندانید و باید بدانید که تبهکاران و جنایت‌ پیشگان بیش از هر کس چشم طمع به شما دوخته‌اند و با اشخاص منحرف نفوذی در بیوت شما با چهره‌های صددرصداسلامی و انقلابی ممکن است خدای نخواسته فاجعه ببار آورند و با یک عمل انحرافی نظام را به انحراف کشانند و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی زنند. الله الله در انتخاب اصحاب خود، الله الله در تعجیل تصمیم‌گیری خصوصاً در امور مهمه و باید بدانید و می‌دانید که انسان از اشتباه و خطا مأمون نیست. به مجرد احراز اشتباه و خطا از آن برگردید و اقرار به خطا کنید، که آن کمال انسانی است، توجیه و پافشاری در امر خطا، نقص و از شیطان است. در امور مهمه با کارشناسان مشورت کنید و جانب احتیاط را مراعات نمایید».