کد خبر: 44507تاریخ انتشار : 15:56:47 - جمعه 1 جولای 2016

به بهانه روز بزرگداشت صائب تبریزی

نگاهی به زندگی میرزا محمد علی صائب تبریزی

شهرت جهانی میرزا محمد علی صائب تبریزی باعث شده که در حال حاضر کمتر کسی باشد که صائب تبریزی را نشناسد ؛ مردی که او را خلاق‌المضامین می‌خوانند و به سبب تعدد شعرها و عمق دانسته‌هایش شهرتی جهانی پیدا کرده است

شهرت جهانی میرزا محمد علی صائب تبریزی باعث شده که در حال حاضر کمتر کسی باشد که صائب تبریزی را نشناسد ؛ مردی که او را خلاق‌المضامین می‌خوانند و به سبب تعدد شعرها و عمق دانسته‌هایش شهرتی جهانی پیدا کرده است ؛ شاعری که به سبب ارادت و توجه خاص به حافظ و سعدی زبانزد عام و خاص شده و بارگاه وی در اصفهان ، پذیرای خیل عظیم جوانانی شده که همه ساله برای بازدید از علم و هنر اصفهان راهی این خطه می‌شوند .

به همین دلیل سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دهم ، به نامگذاری روز بزرگداشت صائب تبریزی در تقویم رسمی کشور اقدام نمود و براساس مصوبه شورای فرهنگ عمومی کشور که با حضور اعضا در تیرماه سال 92برگزار شد ، روز دهم تیر به عنوان « روز صائب تبریزی» نامگذاری شد تا هر ساله برزگداشتی به منظور بررسی ابعاد شخصیتی و سبک شعری وی برگزار شود .

این غزل سرای سده ی یازدهم به هنگام حکومت خاندان صفویه در اصفهان دیده به جهان گشود و از همان اوان کودکی علوم و معارف زمانه ی خویش را از محضر استادانی چون حکیم رکن الدین مسعود کاشانی و حکیم شرف الدین حسن شعایی اصفهانی فراگرفت و هنر خطاطی را نزد عموی خود «شمس الدین تبریزی شیرین قلم» مشهور به شمس ثانی آموخت و با بهره از این استعداد اثرهای دیوان شمس تبریزی، جلال الدین مولوی و خمسه ی نظامی را با خطی خوش نوشت.
صائب تبریزی پس از تحصیلات مقدماتی و کسب معلومات لازم در دوره ی جوانی راهی حج شد و مدت کوتاهی را در حکومت عثمانی سکونت گزید و اندکی بعد برای زیارت بارگاه امام رضا(ع) به مشهد رفت و دوباره به اصفهان بازگشت اما به دلیل حسادت حاسدان و بدگویی از وی در نزد شاه عباس صفوی، مجبور شد تا به هندوستان برود، مسافرت وی 6 سال به طول انجامید.
این طلایه دار سبک هندی پیش از آنکه به هندوستان برود، مدتی در کابل اقامت کرد و مورد توجه ظفرخان والی آنجا قرار گرفت و به همراه او به دربار شاه جهان گورکانی در هند رفت و با سرودن قطعه ای درباره ی تاریخ بر تخت نشستن این پادشاه، مورد پسند پادشاه گورکانی واقع شد و منصب «مستعد خانی» را از او دریافت کرد.
چندین سال بعد، صائب تبریزی به ایران بازگشت و در زمان شاه عباس صفوی دوم با اشعار دلنشین و نابی که سرود، مقام ملک الشعرایی را از آن خود کرد.
وی در شعر و سخن خود به شور و شیدایی مولانا، به شیوایی و روانی سعدی و استواری کلام حافظ دلبسته بود و با توجه به سبک بیان این شعرای برجسته با سرودن شعرهایی در قالب غزل؛ گام های استواری را در مسیر تحول شعر این مرز و بوم برداشت. از ویژگی های اشعار او می توان به عنصر خیال، کاربرد صورت های گوناگون تخیل چون تشبیه، استعاره، کنایه و تمثیل، باریک بینی و نکته سنجنی اشاره کرد.
صائب تبریزی جهانی سرشار از رمز و راز، رنگارنگ، تماشایی و حیرت انگیز را در ابیات خود به تصویر کشید و با معانی تازه و بکر در پس هر واژه ی شعرهایش، اساسی ترین نکته هایی چون قرار گرفتن لحظه های ناب کشف و شهود شاعرانه مشاهده می شود.

صائب تبریزی شاعری کثیرالشعر بود، شمار اشعار صائب را از شصت هزار تا صد و بیست هزار بیت گفته اند. آثار صائب جز سه چهار هزار بیت قصیده و یک مثنوی کوتاه و ناقص به نام قندهارنامه و دو سه قطعه، همگی غزل است. افزون بر فارسی وی هفده غزل به ترکی آذربایجانی نیز دارد.

بی هیچ دو دلی به یاد و بر زبان آوردن نام بزرگان در روزهای ویژهای در سال کاری شایسته است و اساسا بزرگان هر کشوری که حقی بر دوش ملت دارند باید به نوعی بزرگ شمرده شوند که نامگذاری روزهای سال یا اماکن و معابر شهری میتواند از مصادیق بزرگشماری به حساب آید اما همانگونه که در عنوان این دست نوشته آمده پرسش این است که آیا همین که نام یک میدان را صائب گذاشتیم این کافی است و یک نوع خدمت به بزرگمردی چون صائب محسوب می شود؟ و یا اگر روزی را در تقویم به نام اندیشمندی همچون صائب کردیم کار پایان یافته است؟و… و پاسخ البته این است که خیر شایسته است اما کافی نیست چرا که باید دید این برزگان (و البته اندیشههای این بزرگان) چه میزان در اندیشههای عموم جامعه جریان دارد و یا افکار عمومی جامعه، تا چه حد آنها را می شناسد و چقدر به آنها و به شناخت آنها توجه دارد و علاقمند است؟ آیا اگر از هزاران رهگذر خیابانصائب و سعدی و عطار و امیرکبیر و مولوی و… بپرسیم دانش و آگاهی خود را نسبت به نام بزرگی که خیابان به نام اوست بگویند، چه دارند که بگویند؟ چه شماری از آنها آگاهی ژرفتری دارند و از جهت گیریهای اندیشهی این بزرگان برداشت درستی دارند و موضوع زمانی جالب تر می شود که بخواهیم اندیشه های سترگ این بزرگان را به الگوهای عملی و رفتاری در جامعه پیگیری و پایش کنیم به عنوان نمونه اگر نام بزرگی چون صائب را بهانه کردهایم و روزی را به نام او در گاهشمار همگانی گنجاندهایم و دانشگاهی هم به نام این عزیز کردهایم، چقدر مردم ما او را می شناسند و از شیوه تفکر و پژوهــش او آگاهی دارند و چه میزان آن شیوه را «به روز» و بهره میگیرند؟

 مخلص کلام اینکه امیدواریم روزی فرا برسد که به جای این که همواره لفظی و نوشتاری از کسی سخن میگوییم از تجربه ها و موفقیت های این افراد الگو بگیریم و سخت کوشی و همت چنین افرادی را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم و به جای تقلید بی قید و شرط از بیگانگانی که هر لحظه در فکر آسیب زدن به فرهنگ ما هستند از این شخصیت ها تقلید کنیم . همواره این را به یاد داشته باشیم که چه گوهرهای بی بدیلی را در ایران عزیزمان داشتیم و داریم.