کد خبر: 44138تاریخ انتشار : 15:25:37 - دوشنبه 27 ژوئن 2016

ما راست قامتان جاودانه تاريخ خواهيم ماند/ بهشتی یک نام نبود یک معنی بود

حادثه هفت تیر سال شصت، محصول یک جریان ریشه دار تاریخی منحرف و کینه توز نسبت به پایه گذاران نهضت امام خمینی(ره) بود که در هفت تیر به نتیجه رسید و 72 نفر از بهترین یاران انقلاب را از ما گرفت.

تیرماه، حقیقت تلخی است. واقعیّتی است شناور در خون و خاکستر. هوای مچاله و خنجر هفتم تیر، هنوز در سرها تیر می کشد. زمزمه های ناتمام، بر سنگفرش های سرچشمه می خشکد و بوی مرگ، بر تمام درها می کوبد. حادثه هفت تیر سال شصت، محصول یک جریان ریشه دار تاریخی منحرف و کینه توز نسبت به پایه گذاران نهضت امام خمینی(ره) بود که در هفت تیر به نتیجه رسید و 72 نفر از بهترین یاران انقلاب را از ما گرفت.

جریان بنی صدر و منافقان که بر سرنوشت کشور و بخش مهمی از نیروهای نظامی مسلط بود، با فضاسازی های احزاب لیبرال و بهره گیری از بعضی چهره های موجه انقلاب، در مقابل جریان شهید بهشتی قرار گرفت. بنی صدر با اختیار فراوان در نیروهای مسلح و جانشینی فرمانده کل قوا، هم بین نیروهای مسلح تفرقه ایجاد می کرد و هم در پشت جبهه با روزنامه «انقلاب اسلامی» به مظلوم نمایی و شایعه پراکنی می پرداخت. او یارانی مانند احمد سلامتیان در مجلس داشت که طرح تفرقه و جریان سازی علیه شهید بهشتی و نیروهای انقلاب را دنبال می کردند .منافقان نیز که از دخالت در مقدّرات کشور مأیوس شده بودند، زیر چتر حمایت های بنی صدر به کادر سازی میلیشیا می پرداختند تا در موقع لازم، با یک تیر خلاص، رهبری و انقلاب را ساقط کنند.

صبر و دوراندیشی شهید بهشتی، طرح های پیچیده آنها را به بن بست می کشاند تا اینکه به این نتیجه رسیدند شمشیر نفاق را از رو ببندند و کار را تمام کنند. اتحاد شوم بنی صدر و منافقان با نفوذ دادن شخصی به نام کلاهی در دفتر حزب جمهوری اسلامی در بعدازظهر هفتم تیر، شهید بهشتی و یارانش را در مسلخ عشق و معبد حزب جمهوری اسلامی به لقای خدا واصل کرد.

 «بهشتی» را نمی توان در یک نام خلاصه کرد. او فراتر از یک نام بود. زندگی را عاقلانه دریافت، عارفانه زیست و عاشقانه بدرود گفت  نمی خواست باشد، امّا خطّی از زنده بودنش نباشد. زندگی تکاپو بود برایش  و او به سان دریا که اگر بایستد مرداب خواهد شد. اخلاق را در مکتب اهل بیت علیهم السلام خوانده بود. و آموخته بود که شیفته خدمت باشد نه تشنه قدرت و اینکه  «بهشت را به بها می دهند نه به بهانه. اگر نبود چشم های دیده بانه اش و دست هایی که دستگیره اطمینان انقلاب بودند چه بسا کشتی تلاطم مردم به ساحل نمی رسید و اگر پروانگی اش نبود چه بسا که تاریکیِ پس از خاموشی شمع گسترده شده بود و صبحی در پی نمی آمد.

بهشتی فقط یک نام نیست که هر سال در هفتم تیر از او تجلیل کنیم و او را بستاییم، بلکه یک فرهنگ و قاموس است. فرهنگی که در لحظه لحظه سرافرازی این ملت، نقشی سترگ و در صحنه صحنه این انقلاب حضوری برجسته دارد.

همان رمز جاودانگی علی(ع)، آنگاه که در محراب مسجد کوفه به ضربت شقی ترین منافق تاریخ، محاسنش به خون سرش خضاب شد و فریاد برآورد که «فزت و رب الکعبه.» حتماً شنیده اید که وقتی خبرش در شهر پیچید که علی را در محراب مسجد به شهادت رسانده اند، کسانی گفتند مگر علی(ع) نماز می خواند؟و با خود می اندیشم که علی(ع) از کدام غصه رها شد که رستگار شد؟ … بگذریم.

 بهشتی از همان طایفه بود، از همان قافله که به سوی حرم دوست می تاختند و از دشواری راه و خار مغیلان و ملامت ناکسان باکی نداشتند. گرچه دلشان از تیغ تیز طعنه شرحه شرحه بود.

اين اندیشمند نستوه، راه حفظ انقلاب و جلوگیری از وابستگی مجدد به ابرقدرت های خود ساخته را در تلاش و مقاومت می دانست و هنوز طنین نهیبش در برابر کسانی که اصرار به سازشکاری با غرب را داشتند در گوش همه ی انقلابیون طنین انداز است که می فرمودند “ما در زير بار سختي ها و مشکلات و دشواري ها قد خم نمي کنيم. ما راست قامتان جاودانه تاريخ خواهيم ماند. تنها موقعي سرپا نيستيم که يا کشته شويم، و يا زخم بخوريم و به خاک بيفتيم و الا هيچ قدرتي پشت ما را نمي تواند خم کند.”

مقام معظم رهبری در مورد حادثه هفتم تیر سال 1360 می‏فرماید: «یک جمله درباره حادثه هفتم تیر عرض کنیم و آن این است که شاید از همه ابعاد متعددی که این حادثه داشت، این بُعد جالب‏تر باشد که این حادثه، نشان داد که ضربه‏ های سهمگینی از این قبیل هم حتّی نمی‏ تواند به استحکام بنای جمهوری اسلامی که به ایمان و حضور مردم تکیه کرده است، خللی وارد کند. این حادثه، حادثه کوچکی نبود. چنین حادثه‏ای در هر نقطه دنیا کافی است برای فرو ریختن یک نظام. این همه اشخاص مؤثر، مهم، خوش فکر و مبارز به دست جنایت‏کار تروریست‏ها در یک لحظه از بین بروند و نظام آن را تحمل کند و از آن، وسیله‏ای برای استحکام هر چه بیش‏تر خود به وجود بیاورد. این چیز شگفت‏آوری بود. این برکت حضور و ایمان مردم، به برکت استحکام ساخت درونی نظام اسلامی بود و به فضل پروردگار، همیشه همین‏طور خواهد بود»

امروز بعد از ساليان دراز ، فراق شهيد بهشتي و يارانش ، هنوز خلأ وجود او به روشني احساس ميشود . با اين همه، بركات خون شهيد بهشتي، مدام نصيب ملت ما شده وميشود. نكبت وخاري هم گريبان قاتلينش را گرفت. بهشتي مظلومانه و خيلي زود از ميان رفت، اما همين عمر كوتاهش فوق العاده پربركت بود. اورسالت خود را نسبت به خدا وامام وملتش ادا كرد . تمام عمرش را صرف برپايي حكومت اسلامي نمود. ملت ايران در فاجعه هفت تير، هفتاد و دو مبارز فداكار را از دست داد و به اندازه هفتاد ودوسال گريست.

آری، شهادت، زیباترین هنر مردان خداست؛ هنر سرخی که چون ستاره در آسمان وطن طلوع می کند تا معرفت و آگاهی را در جان نسل ها زنده بداردبهشتی و یارانش رفتند تا بار سنگین مسؤولیت را به دوشِ شاهدان بگذارند و دور از همه جنجال ها و توطئه ها و نفاق ها و التهامات، چشم بر هم نهند..

شمع قامتِ بهشتی، این مصداقِ «نفس زکیه» به خاک افتاد امّا اندیشه بلند و نورانی او و یارانش تا همیشه پابرجاست.

نامشان سربلند و راهشان پر رهرو باد.