کد خبر: 43994تاریخ انتشار : ۲۰:۲۵:۰۹ - شنبه ۵ تیر ۱۳۹۵

به مناسبت فرارسیدن سالروز ترور مقام معظم رهبری؛

گذر سیاوش وار امام خامنه ای از آتش ترورها و خطرات

استیضاح بنی صدر در آخرین روز خرداد ۱۳۶۰ و شروع مخالفت های ضد انقلاب با جریان انقلابی ،حوادث داغ تابستان سال ۶۰ هم آغاز می شود.

  استیضاح بنی صدر در آخرین روز خرداد ۱۳۶۰ و شروع مخالفت های ضد انقلاب با جریان انقلابی ،حوادث داغ تابستان سال ۶۰ هم آغاز می شود. پیش از فرا رسیدن تابستان ۶۰ پیش بینی می شد که سال ۶۰ با حوادث مهم و سرنوشت سازی همراه باشد اما شاید کمتر فردی پیش بینی می کرد که تا پایان آن سال بیش از ۱۰۰ مقام مسئول درجه اول نظام به شهادت برسند و به نوعی نظام اسلامی سخت ترین سال حیات خود را پشت سر بگذارد. تابستان سال ۶۰ با حوادثی همچون ترور آیت الله خامنه ای ، انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی، انفجار دفتر نخست وزیری و ترور بیش از ۳۰۰۰ نفر از شهروندان عادی سپری شد و عنوان داغ ترین تابستان جمهوری اسلامی ایران را به خود اختصاص داد.

156954_7

ششم تیرماه سال۱۳۶۰ در حالی که تنها شش روز از شهادت دکتر مصطفی چمران، گذشته بود، پروژه حذف رهبران اصلی جریان پیرو خط امام(ره)، با انفجار بمب کار گذاشته شده در ضبط صوت قرار داده شده بر روی تریبون سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای در مسجد ابوذر تهران، توسط سازمان مجاهدین خلق کلید خورد.

 از طرفی یکی از اشتباهات رایج تاریخ این است که ترور آیت الله خامنه ای در روز ۶ تیر را کار گروه مجاهدین خلق می دانند؛ درحالی که خود شخص آیت الله خامنه ای چند سال پیش در پی نوشت یک مقاله این مسئله را رد کرده بود و گروه فرقان را مسئول دانسته بودند.  با این حال برخی کارشناسان تاریخی «سازمان منافقین» و برخی دیگر «رهروان فرقان» را عامل ترور می‌دانند.

ترور

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مسجد ابوذر تهران در حالی که مشغول سخنرانی بودند، توسط جوانی ۲۵ ساله با نام جواد قدیری مورد سوء قصد قرار گرفتند و پس از جراحت شدید به مدت ۴۲ روز تحت معالجه قرار داشتند. خوشبختانه امام جمعه محبوب تهران و نماینده حضرت امام(ره) در شورای عالی دفاع از این سوء قصد، به دلیل کامل عمل نکردن بمب و تنها انفجار چاشنی آن از این خطر جانی در امان بمانند ، اما جراحات شدیدی بر ایشان وارد شد. براساس اخبار منتشره در همان زمان، آیت‌الله خامنه‌ای «از نقطه بالای کتف راست و بالای ران سمت راست  مجروح شدند. استخوان ترقوه ایشان شکسته شد و چند رگ و عصب دست راست ایشان نیز قطع شد و در نهایت دست راست ایشان سلامتیش را باز نیافت. تقدیر الهی چنین رقم خورده بود که ایشان برای آینده نظام حفظ و افتخار جانبازان در خیل جانبازان انقلاب اسلامی شوند.

علی‌رغم سوءقصدها و عملیات‌های مختلف تروریستی علیه رهبر معظم انقلاب در سال‌های دور و نزدیک، ایشان کماکان شجاعانه و بدون کوچک‌ترین عقب‌نشینی، از ارزش‌های اسلام و انقلاب پاسداری می‌کنند. چهار عملیات ترور در سه سال پیاپی در تاریخ ایران و جهان کم‌نظیر یا شاید بی‌سابقه است؛ عملیات‌هایی که از گروهک‌های داخلی نظیر رهروان فرقان و منافقین خلق تا دستگاه‌های اطلاعاتی خارجی مصمم بودند به ثمر بنشیند. لیکن تقدیر الهی به گونه دیگری رقم خورده بود. بهترین جواب در چرایی گذر سیاوش‌وار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از آتش ترورها و خطرات را می‌توان از زبان خودشان در اولین نماز جمعه بعد از حادثه ترور مسجد ابوذر و در روز ۲۸ اسفند ماه ۶۰ شنید؛ آنجا که در پاسخ به سوال «چرا خدا من را برگرداند…» اظهار می‌دارند: «بیشتر از هشت ماه از آخرین دیدار ما با یکدیگر گذشته است. آن جمعه فراموش‌نشدنی که به دنبال خود روزهای فراموش‌نشدنی دیگری را به تارک ما داشت، تا امروز هشت ماه فاصله دارد.  فردای همان روز بود که من تا سر حد مرگ رفتم و فضل خدا به برکت دعای شما مردم من را برگرداند و من از همان لحظه احساس کردم که خداوند از من توقع انجام تکلیف بزرگی را دارد و خودم را آماده کرده‌ام. آن روز البته حدس نمی‌زدم که این خدمت چیست. اما یقین داشتم که باید آماده برداشتن بارهای سنگینی برای او و برای این انقلاب در خدمت شما مردم باشم. یکشنبه آن روز کربلای خونین حزب جمهوری اتفاق افتاد، بهشتی ما رفت، ۷۲ تن از یاران بزرگ این انقلاب رفتند. اندکی بعد حادثه‌های تلخ و جان‌گداز یکی پس از دیگری پیش آمد، رئیس جمهور مومن و متعهد ما، نخست وزیر دانشمند و فاضل ما و بسیاری از زبدگان و برگزیدگان این ملت یکی پس از دیگری به دیدار خدا شتافتند. آنچه ما در این هشت ماه گذراندیم با حوادث یک قرن یک ملت برابری می‌کند».