کد خبر: 43591تاریخ انتشار : 2:13:13 - سه شنبه 21 ژوئن 2016

فراز و فرود یک رئیس جمهور خائن

ورق زدن کتاب خاطرات خرداد ماه و تیر ماه سال شصت، بسیاری از ابعاد و زوایای مشکلات امروز و فردا را برای ما عیان می سازد.

ورق زدن کتاب خاطرات خرداد ماه و تیر ماه سال شصت، بسیاری از ابعاد و زوایای مشکلات امروز و فردا را برای ما عیان می سازد. بر این اساس با نگاهی به گذشته، ریشه ها و شکل گیری فضایی که منجر به مقابله بنی صدر و منافقین با مردم ایران در آن سال شد و نیز درس ها و عبرت های امروزی از آن حوادث را دنبال می نماییم.

تاریخ انقلاب اسلامی  ایران پر از گفته ها و ناگفته ها، خدمت ها و خیانت ها، دوستی ها و دشمنی ها است؛ تاریخی که صحنه تقابل حق و باطل است.  بودند کسانی که در مسیر حق، خدمت ها کردند و کسانی دیگر در صف باطل قرار گرفتند و جز نوکری اجانب و خدمت به جبهه کفر و باطل به چیزی دیگر نیندیشیدند.
همه نام «سیدابوالحسن بنی صدر» اولین رئیس جمهور معزول ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس را با نام تاکتیک مشهور او به نام « تاکتیک گازانبری» می شناسند. مردم انقلابی و مبارز ایران اسلامی هرگز خیانت های بنی صدر را در اوائل انقلاب اسلامی و اوائل جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که اوج خیانت ها و سوء استفاده وی از اسلام و جایگاه ریاست جمهوری بود، هرگز فراموش نمی کنند.

فکر و هدف بنی صدر حکایت از آن قدرت طلبی و فرصت طلبی و دست نشاندگی برای دشمنان اسلام داشت. او خوب می دانست برای چه مأموریت مهمی می رود و نقش آفرینی می کند. بنی صدر تا شروع جنگ تحمیلى، بیکار ننشست و بازی خطرناک خود را با این نقش های تدارک دید و فعالیت های تخریبی اش را ادامه داد.

دو مورد مهم تضاد و اختلاف وی با روحانیون در جلسه مجلس خبرگان قانون اساسى، چشمگیر و قابل توجه بود: اولین اختلاف دربارة اصل پنجم قانون اساسی بود که مربوط به اصل ولایت فقیه می شد و رهبر را در رأس هرم قدرت حکومت قرار می*داد و اختیارات گسترده*ای را به او محول می کرد. مورد دیگر اصل 115 قانون اساسی بود که به شرایط عمومی و اختصاصی رئیس جمهور مربوط می شد و بنی صدر خواستار تصویب قوانینی بود که اختیارات گسترده ای برای رئیس جمهوری قایل باشد.

بنی صدر از همان ابتدا، مستقیم و غیر مستقیم با حضرت امام خمینی(ره) و یاران و طرفدار امام، خط امام و عناصر خدوم و مبارزان حزب اللهی به مخالفت برخاست و مغرور از آرای مردم به کمک دوستان همفکر و طرفداران خود که در دفتر جمهوری گردآوری هیچ کدام از آنها سابقه خوب و سالمی نداشتند، بلکه با انقلاب اسلامی مخالف بودند، توطئه ها و کوبیدن شخصیت های اسلامی و انقلابی را علیه انقلاب اسلامی و امام و مردم آغاز کردند؛ مانند: درگیری با حزب جمهوری اسلامی و شهید مظلوم آیت الله بهشتی و یارانش؛ درگیری با شهید رجائى، نخست وزیر پیرامون مسئله تعهد و تخصص و ایجاد مشکل در راه اداره امور نخست وزیری و اجرای مرتب برنامه ها و امور کشور؛ تلاش برای ایجاد درگیری و اختلاف بین نیروهای ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شرایطی که رژیم عراق به کشور حمله کرده بود.

از نگاهی دیگر می توان گفت: مهم‌ترین دلیل بر عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر از سوی نمایندگان مجلس «موضع‏گیری وی علیه نظام جمهوری اسلامی و اتحاد با نیروهای ضد انقلاب وابسته به شرق و غرب جهت نابودی نظام اسلامی و همچنین مخالفت مستمر وی با مجلس شورای اسلامی از بدو تأسیس و حتی پیش از افتتاح آن، دخالت صریح در قوه قضاییه و عدم درک صحیح از بدیهی‏‌ترین اصول قانون اساسی و نیز عدم اعتقاد به اصل تفکیک قوا» اعلام شد.

شعارهای او قبل و بعد از انتخاب شدن تفاوت پیدا کرد. چرا که در جلب آرای مردم و فریب آنها و حتی عده ای از شخصیت ها و بعضی از گروه ها تمام توان خود را به کار برد. بنی صدر کمک به آمریکا را هم فراموش نکرد، بلکه خدمت بزرگی به آمریکای انجام داد؛ او دستور بمباران هلی کوپترهای سالم به جا مانده در طبس که با اقرار رادیو آمریکا، حاوی اسناد با ارزش بود را صادر کرد.
بنی صدر باعث شد که ترور شخصیت ها و ایجاد ناامنی در اماکن مهم و عمومی قوت بگیرد که فاجعه هفتم تیر سال 1360 و شهادت مظلومانه دکتر بهشتی و 72 تن از یاران امام و شهادت شهیدان رجائی و باهنر، از جمله مهم ترین آن بود و خود به آنها اعتراف کرد. و مسئولیت ترورها و را به عهده گرفت. تخریب های فراوان، ترورهای شخصیتی و افراد، شایعات فراوان و بی اساس، از دیگر اقدامات منحصر به فرد بنی صدر و طرفدارانش در سال های 1358 تا 1360 به شمار می رود.

بنی صدر به حضرت امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامى،  به شهدای والامقام، به مردم، کشور ایران، سپاه، ارتش، حزب جمهوری اسلامی که در رأس آن حضرت آیت الله خامنه ای و شهید مظلوم بهشتی عزیز، بسیج و نیروهای مردمی و دفاع مقدس خیانت کرد و به دامان استعمار از خدا بی*خبران رفت. ائتلاف بنی صدر و منافقین به دستور آمریکا، خیانت بنی صدر، دادن اطلاعات سری و مهم به رژیم بعث عراق، حمایت نهضت آزادی و ملی گراها و منافقین و آمریکا و ضد انقلاب تا آخرین لحظات عمر سیاسی و حضور وی در ایران از بنی صدر، عامل سقوط بخش اعظم خاک ایران توسط عراق، عامل سازمان جاسوسی سیا (آمریکا) ترور مسئولین رده بالای خط امام، عامل به شهادت رساندن شهید علم الهدی و همرزمان عزیزش و دیگر رزمندگان اسلام و… گوشه ای از خیانت های وی به شمار می رود.

با این حال، سرگذشت اولین رئیس جمهوری اسلامی ایران یکی از مقاطع عبرت‌آموز تاریخ معاصر است و زندگی سیاسی بنی صدر از آن روزی که به عنوان معتمد مردم مسلمان ایران در چهره‌ای منافقانه در اوج قدرت قرار گرفت تا آنجایی که به عنوان چهره‌ای مطرود از کشور گریخت، می‌تواند درس های فراوانی دربر داشته باشد.

لذا باید همواره به این نکته توجه داشته باشیم که وقتی کسی قدرت‌طلب باشد، مدام اشتباه می‌کند او با مردم و انقلاب صاف و صادق نبود، از دوش امام بالا رفت اما لگد زد و این امانت را حفظ نکرد و از این منظر  است که می‌گوییم او خائن بود. بنی صدر آن روز نصیحت ها و اندرزهای پیر جماران را نشنیده گرفت؛ آنگاه که خیرخواهانه از او خواست: “کراراً من [به بنی صدر] گفتم که بیا و از این گروهک های فاسد، از این منافقین، تبرّی کن؛ حیثیت خودت را ازدست نده. اینها تو را به تباهی می کشند…”. او قمارگونه با همراهی آشوبگران، رای اعتماد و تایید میلیون ها هم وطنش را به ثمن بخت فروخت تا مصداق این آیه از قرآن باشد که “اولئک الذین اشتروا الضلاله بالهدی فما ربحت تجارتهم و ما کانو مهتدین “؛ آری حیات سیاسی او و عاقبت ننگینش درس عبرتی است برای همگان ….