کد خبر: 41000تاریخ انتشار : 2:35:15 - چهار شنبه 11 مه 2016

حمید رسایی در آخرین نطق مجلس شورای اسلامی

جریانی با برجام 2 و 3 و 4 دنبال خانه نشین کردن امام مسلمین است

شاید جماعتی از مشاورین و پدرخوانده ها با استفاده از شما به دنبال خانه نشين كردن امام المسلمين هستند . كه اگر چنين قصد و نيتي در مسئولي باشد، ترديد نكند كه به خانه خرابي خودش ختم مي شود

به گزارش بهجت نیوز به نقل از رجا نیوز؛ حجت الاسلام حمید رسایی نماینده مردم تهران در نهمین دوره مجلس شورای اسلامی امروز در جریان آخرین نطق خود در مجلس به بیان مسائل مهم روز پرداخت

به گزارش رجانیوز متن کامل نطق وی به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به محضر ملت شریف ایران اسلامی و مردم شریف تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس

با توجه به اینکه نطق امروزم، آخرین فرصتی است که بعد از دو دوره حضور در مجلس شورای اسلامی ارائه می کنم، چند نکته را یادآور می شوم:

از 41 سئوالم بعد از رفع اشکالات انصراف دادم

یک – در طول مجلس نهم در خصوص موضوعات مهم کشور و مشکلات مردم، 50 سئوال از وزرای ارشاد، اقتصاد، مسکن، اطلاعات، خارجه، دفاع، کشور، علوم، دادگستری، کار، نفت و صنعت و معدن طرح کرده ام که فقط 9 مورد آن در صحن علنی مطرح و بقیه موارد با توجه به برطرف کردن اشکال و موضوع سئوال از سوی وزرای محترم، قبل از طرح سئوال در کمیسیون یا در صحن علنی، اینجانب از سئوال خود انصراف دادم.

سئوالات مطرح شده در صحن علنی مربوط به بلاتکلیفی مسکن مهر، وضعیت اسف بار سقوط شاخص بورس، عضویت وزیر صنعت در هیات مدیره 19 شرکت خصوصی، وضعیت توهین به مقدسات در نشریات و انفعال وزارت ارشاد، وضعیت استخدام پذیرفته شدگان آزمون نفت و موارد دیگر بوده است که از 9 مورد، در خصوص 2 مورد در صحن علنی قانع شدم و در خصوص 2 مورد، نتوانستم رای اعتماد نمایندگان را جلب کنم اما در 5 مورد دیگر، همکاران خود را قانع کردم تا به منظور اصلاح وضعیت و مشكل مطروحه به وزیر مربوطه رای منفی بدهند.

در هر دو دولت دهم و یازدهم به دادگاه فراخوانده شدم

در طول این مدت، ضمن مشارکت در استیضاح دو وزیر، 98 مورد فرصت تذکر آیین نامه ای اخطار قانون اساسی، تذکر کتبی به رئیس جمهور و وزرای دولت یا مشارکت در بررسی طرح و لوایح برایم فراهم آمد که مطابق وظیفه قانونی، آنچه می پنداشتم صحیح است را طرح کرده ام. علاوه بر اینها مشارکت در سه تحقیق و تفحص و تهیه گزارش مفصل کمیسیون اصل 90 درباره فساد در فوتبال را به عهده داشتم. البته این روال در مجلس هشتم علی رغم همسویی با سیاست های دولت قبل، نسبت به وزرای دولت نهم و دهم با حجم کمتری حاکم بوده است.

برای همین در طول این مدت، هفته نامه 9 دی که مسئولیت آن را به عهده دارم، یکبار در دولت دهم و سه بار در دولت فعلی، توقیف شده است. برخی از مسئولان دولت دهم و برخی از وزرا و مسئولان دولت یازدهم و برادران لاریجانی و خانواده هاشمی رفسنجانی (به صورت خانوادگی) از بنده شکایت کرده اند و هر چند خود را مصون از خطا نمی دانم اما به تمامی این تلاش ها و حتی بعضا پرونده سازي های قضایی افتخار می کنم چون هیچ يک از اظهاراتم بر اساس حب و بغض شخصی نبوده بلکه بر اساس تکلیفم، سخن گفته و نوشته ام.

از جمله طرح هایی که ارائه کردم لغو حقوق مادام العمر بود

دو – از جمله مهمترین اقداماتم در کنار ملاقات های مردم و پیگیری مشکلات ارباب رجوع و حضور در مجامع متعدد در شهرهای مختلف، مقابله با جریان فتنه و ساکتین فتنه و تلاش برای به محاکمه کشاندن آقازاده مشهور به جنیور، ارائه طرح لغو حقوق مادام العمر نمایندگان، طرح شفاف سازی هزینه های انتخاباتی، طرح لغو وقف دانشگاه آزاد، مخالفت با توافقنامه تحمیلی، پرابهام، ضعیف و پرضرر برجام و مخالفت با رفتارهای غلط شخص آقای روحانی و دولت وی بویژه در سیاست خارجی و جهت گیری های سلطنت مآبانه برخی از اعضای کابینه وی می دانم. هرچند از پشت همین تریبون، بارها از اقدامات مثبت دولت یازدهم و برخی از وزرای محترم حمایت و تشکر هم کرده ام، همانطور که نسبت به تمام انتقادات ها و حمایت هایم از آقای احمدی نژاد و دولت نهم و دهم نیز افتخار می کنم هر چند این دو دولت، قابل مقایسه با یکدیگر نیستند.

اکنون چنانچه قصور و کوتاهی ای در انجام وظایف نمایندگی داشته ام که حتما داشته ام، ابتدا از مردم و سپس از خدای سبحان طلب مغرفت می کنم. می کنم و از همین جا به تمام کاندیداها بویژه نمایندگان تهران که اعتماد مردم شریف شهرشان را برای دور دهم جلب کرده اند، تبریک می گویم و به آنها توصیه می کنم که با نشستن بر روی کرسی نمایندگی، استقلال خود را حفظ کنند که استقلال در رأی و نظر در کنار سلامت، بصیرت، تیزبینی و تحلیل درست از مسائل مختلف، همه ی هویت یک نماینده واقعی مردم را تشکیل می دهد.

همچنین از این فرصت استفاده می کنم ضمن تبریک به راه یافتگان مجلس دهم، از همسر و فرزندانم که در طول 8 سال گذشته، در کنارم با تحمل مشکلات کاری، تمام سختی ها را پذیرفتند، و در حالی که حرف ها و حدیث های مربوط به ریخت و پاش تعداد دیگری از مسئولین را از زبان توده مردم متوجه خود دیدند، اما بر اساس وظیفه شرعی و انقلابی، هرگز از مواهب و موقعیت های نمایندگی بهره ای نبردند و سؤاستفاده ای نکردند.

دوگانه اصلاح طلب و اصولگرا دیگر کارایی ندارد

سه – دوستان و همکاران مجلس نهم و دهم بهتر از بنده می دانند که تغییر و تحولات سال های اخیر بویژه بعد از فتنه و کودتای سال 88 و مسیری که برای توافق و اجرای عهدنامه تحمیلی، پرابهام، ضعیف و پرضرر برجام طی شده، وضعیت سیاسی و فکری جامعه را به جایی رسانده که مدت هاست دوگانه اصولگرا و اصلاح طلب، گویای واقعیت های احزاب، جریانات سیاسی، چهره ها و رسانه ها نیست. صف بندی های فکری و سیاسی همواره از ابتدای انقلاب در کشور ما وجود داشته است که در گذر زمان نیز با نامگذاری های مختلف مواجه شده است. روزگاری رسانه های خارجی، جریانات سیاسی و فکری درون نظام را به دو دسته «تندرو و محافظه کار» تقسیم می کردند.

پس از چند سال، این اصطلاحات جای خود را به واژه های جدیدی به نام «جریان چپ و راست» دادند. با مرور زمان و حذف بنی صدر که دشمن مشترک جریانات سیاسی درون نظام بود، اختلافات داخلی این جریانات بیشتر خودنمایی کرد تا جایی که شکاف و جدایی بین اعضای تشکل سیاسی جامعه روحانیت مبارز شکل گرفت و از دل آن، مجمع روحانیون مبارز بوجود آمد. از اینجا به بعد، جریانات سیاسی و لیست های انتخاباتی با محوریت «جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز» شناخته و معرفی می شد. قبل از انتخابات سال 76 تقسیم بندی جدیدی در چهار دسته ارائه شد، «جریان چپ و راست سنتی، جریان چپ و راست مدرن». بر اساس این تقسیم بندی چهره هایی مانند ناطق نوری، راست سنتی به حساب می آمدند و امثال حسن روحانی، به عنوان راست مدرن شناخته می شدند.

این تقسیم بندی ادامه داشت تا در سال 77 که واژه «اصلاح طلبی و اصولگرایی» وارد ادبیات سیاسی کشور شد. اصلاح طلبان چهره های پشیمانی بودند که تغییر برخی باورهای اعتقادی و سیاسی نظام و مردم را دنبال می کردند. در مقابل آنها جریانی بوجود آمد که معتقد به پافشاری و اصرار بر حفظ ارزش ها و آرمان های ملی، انقلابی و اعتقادی انقلاب بود. جریان اصلاحات به دلیل مردودی اکثر عناصر و عوامل اصلی آن در حوادث مجلس ششم و دولت هشتم خاتمی و بعد در کودتای سال 88 ، به عنوان سیاسی غیرقابل دفاعی تبدیل شد تا جایی که برای عبور از بحران هویت خود، در سال های اخیر مجبور به پنهان شدن در پشت عنوان دیگری به نام اعتدال شده است. اصولگرایی اما توانست تا سال های اخیر، هویت خود را حفظ کند، هر چند این جریان نیز پس از فتنه و کودتای سال 88 و موضوع تحمیل برجام به نظام اسلامی با ریزش های متعددی مواجه شد.

اکنون وقتی به صحنه سیاسی کشور نگاه می کنیم، به جرأت می توان گفت که تابلوی جریان اصولگرایی هر چند مانند اصلاح طلبی و تا اندازه آن دچار بحران هویت نیست اما تعدادی از چهره ها و تشکل های سیاسی آن دچار بحران هویت شده اند. برای همین کاندیداهایی که در چند دوره گذشته، خود را اصولگرا معرفی می کردند در لیست مورد حمایت اصلاح طلبانی قرار گرفتند و سرلیست اصلاح طلبان در قم شدند که شعارشان رفع حصر از سران کودتای سال 88 بود.

برای همین بود که جامعه روحانیت تهران برای انتخابات مجلس شورای اسلامی در ائتلافی قرار می گیرد که بر صف بندی با فتنه و کودتای سال 88 اصرار دارد اما وقتی همین تشکل روحانی، لیست انتخاباتی برای مجلس خبرگان معرفی ارائه می کند، نام چهره هایی را در آن می بینیم که تمام تلاششان را در تقابل با آن نگاه دنبال می کردند و همین جاست که تضادها و دوگانگی ها در تشکل های سیاسی، حکایت از این می کند که صف بندی «اصولگرا و اصلاح طلب» هم مانند صف بندی قبلی، مثل «چپ و راست» در ابتدای دهه شصت و صف بندی انتخاباتی «یت و یون» (جامعه روحانیت و مجمع روحانیون) در ابتدای دهه هفتاد، نمی تواند حکایت از همه واقعیت های سیاسی امروز جامعه کند.

اصولگرایان باید تکلیف خود را با دو زیست ها و کاسبان دو نبش مشخص کند

سوگمندانه باید بگویم که جریان اصولگرایی درگیر نوعی خودزنی سیاسی  است. برخی چهره ها و تشکل های اسم و رسم دار این جریان از یک طرف می خواهند همچنان روی اصولشان بایستند و از طرف دیگر می خواهند آنهایی را که برای رسیدن به قدرت، تن به هر خفت و خواری سیاسی می دهند را در خود نگه دارند. می خواهند اصولگرا باشند اما نمی خواهند هزینه های آن را در مبارزه با فساد سیاسی واقتصادی و جراحی از درون بپردازند و همین زندگی شترمرغی، آنها را در بزنگاه های سیاسی غبارآلود، دچار مشکل در وحدت بدنه رأی ساز کرده است.

و این پاشنه آشیلی است که ذهن بدنه رأی ساز و پرتحرک یعنی خیل عظیمی از خواص  اصولگرا را به خود مشغول کرده است، بدنه ای که سال هاست خون دل می خورد و عده ای را روانه سنگرهای مهمی چون شورای شهر، مجلس، ریاست جمهوری و خبرگان می کند اما در بزنگاه ها – مثل فتنه و کودتای سال 88 و تصویب توافقنامه تحميلي و پرابهام برجام و پرونده های فساد اقتصادی – از برخی چهره های اصولگرا رفتار اصولگرایانه نمی بیند.

اما آنچه اینجانب بر اساس بیانات صریح رهبر معظم انقلاب مبنی بر تقسیم بندی »مسئولان انقلابی و غیر انقلابی در بدنه نظام» می فهمد، در سال های اخیر، رقابت حقیقی بین دو تفکر «استکبارپذیر و استکبارستیز» و دو جریان «مرعوب غرب و اشرافی گرا با جریان مدافع مستضعفان و خودباور» بویژه در انتخابات آینده است. همان نکته مهمی که امام امت (ره) 27 سال قبل به عنوان جنگ حقیقی از آغاز آن این چنین یاد کردند و فرمودند: «امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه‌ها و مرفهین بی‌درد شروع شده ‌است.«

جریان اصولگرایی اگر می خواهد از این رخوت و رکود و دوگانگی بیرون بیاید، باید تکلیف خود را با چهره های دوزیست و مغازه داران دو نبش و كاسبان اين جبهه  مشخص کند و مطابق فرمایش رهبر انقلاب و امام راحل، صف بندی بدون تعارف را بر اساس دوگانه انقلابی و غیر انقلابی، جنگ فقر و غنا، جنگ استکبار و استضعاف و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد بنا نهد و الا بهتر است زودتر مجلس ختم آن را اعلام کنند.

روحانی با مواضع تقابلی در برابر رهبر انقلاب به دنبال چیست

چهار – متاسفانه مدت هاست  رئيس دولت يازدهم به رفتارها و گفتارهاي متناقض و گاهي اوقات در تقابل صريح با مواضع رهبري رو آورده و روز به روز بر شيب و سرعت آن نيز مي افزايد از جمله مواردی مانند مذاکره تلفني با رئيس جمهور آمریکا، عدم انتشار فکت شیت علی رغم تاکید رهبری، موضع مخالف در خصوص اسلامی کردن علوم دروس دانشگاهی، حمله به تکالیف پلیس، نقش حکومت در دینداری و تلاش برای بهشتی شدن آحاد جامعه، رفتارهاي توهين آميز با منتقدين در نحوه ی اجرای برجام كه بر خلاف مجوز مشروط رهبري عمل مي شود، در خصوص میزان توان موشکی و دفاعی، در خصوص خط قرمز بودن فتنه و فتنه گران، در مورد بحث رخنه و نفوذ، در مورد افراطي خواندن نيروهاي بسيج و جوانان انقلابی، پیرامون جایگاه شورای نگهبان ، درباره جهت دهی های فرهنگی در دانشگاه ها و موضوع بورسيه ها، در خصوص حمله به دلواپسان، پیرامون بحث و اجرای اقتصاد مقاومتی، پیرامون رفراندوم، در خصوص تحریف فرهنگ عاشورا و صلح حسنی، در رابطه با نقش تحریمها، در مورد شعار مرگ بر آمریکا، در خصوص فضاي مجازي، برجام 4، 3، 2 و در روزهاي اخير در خصوص اسلام انقلابي و انقلاب اسلامي و موضوع آموزش زبان انگليسي و … می توانیم اشاره كنیم.

رهبر انقلاب در 13 ارديبهشت، اصرار بر ترویج زبان انگلیسى در کشور را یک کار ناسالم اعلام مي كنند و بر آموزش ديگر زبان ها نيز تاكيد مي ورزند اما آقاي روحاني دو روز بعد مي گويد: «مردم باید خودشان انتخاب کنند که چند زبان می‌خواهند بیاموزند. ببينيد امروز با زبان انگلیسی چه شغل بزرگی در زمینه ‌IT در هند درست شده است. وقتی در مدرسه‌ای ۹۸ درصد دانش آموزان یک زبان را انتخاب کردند ما که نمی‌توانیم برای آن ۲ درصد معلم دیگری را به کار بگیریم.»

اين در حالي است كه جناب روحاني برخي از مواقع بويژه در موضوع برجام در حالي كه در تقابل كامل با سخنان صريح رهبري موضع مي گيرد و عمل مي كند اما در پايان اظهاراتش با ابراز ارادت پررنگ به رهبر انقلاب، ایشان را هدايت گر اجراي برجام معرفي مي كند و مي گويد: «زمانی که ما می‌گفتیم پای میز مذاکرات می‌توان مشکل را حل کرد، بدبین ها و بدگمان ها می‌گفتند امکان‌پذیر نیست، زمانی که با 6 قدرت جهانی به توافق رسیدیم باز هم بدبین ها و بدگمان ها می‌گفتند، قابل اجرا نیست و نیز در روز اجرا باز هم بدبین‌ها گفتند که به آنچه به شما وعده داده شده عمل نخواهد شد. چرا کار یک ملت بزرگ را کوچک می‌شمارید؟ این کار بزرگی که انجام شد، کار دولت نیست، بلکه کار یک ملت بزرگ، قدرتمند و مقاوم است و کاری است که توسط همه مردم با هدایت‌های رهبر معظم انقلاب انجام شده است.»

برجام محصول روحانی و کمیته نظارت بر حسن اجرای برجام است

آقاي روحاني! چه كسي از ابتدا اعلام كرد كه به دليل خوي استكباري و فريب كاري آمريكا به نتيجه اين مذاكرات خوش بين نيست، آيا جز رهبر انقلاب بارها و بارها اين را فرمودند و آيا جز اين است كه همان هشدار دلسوزانه هم محقق شد. آقاي روحاني اگر توافقي شده، چرا آقاي ظريف با آمريكايي ها جلسه مي گيرد تا براي اجراي توافق به راه حل مشترك برسند، اگر توافق توسط آمريكايي ها اجرا مي شود چرا آقاي ظريف التماس مي كند و آقاي سيف از دست آورد تقريبا هيچ برجام برای ایران سخن مي گويد. آقاي روحاني برجامي كه در حال اجراست، به هيچ وجه مطابق مجوزنامه مشروط رهبر انقلاب نيست والا هر روز بر حجم تحريم ها، توهين ها و تحقيرها توسط آمريكايي ها افزوده نمي شد و به اموال ما دستبرد زده نمي شد. آنچه اجرا مي شود، خواسته شما و محصول سكوت كميته نظارت بر حسن اجراي برجام است كه در طول سه ماه گذشته فقط دو جلسه تشريفاتي برگزار كرده است.

بدون تعارف آقاي روحاني اين رفتار شما براي مردم علامت سئوال شده است .ایا شما نمیدانید در تقابل با مواضع رهبري سخن می گویید؟ شاید جماعتی از مشاورین و پدرخوانده ها با استفاده از شما و در قالب برجام 2 و 3 و 4 به دنبال خانه نشين كردن امام المسلمين هستند كه اگر چنين قصد و نيتي در مسئولي باشد، ترديد نكند كه به خانه خرابي خودش ختم مي شود.

مردم مواضع شما را در كنار مواضع رهبرشان قرار مي دهند كه مي فرمايد: «در همین توافقی هم که با آمریکایی ها در قضیه هسته ای کردیم؛ آمریکایی ها، به انچه وعده دادند عمل نکردند. کاری که باید انجام می‌دادند را انجام ندادند.»مردم همين چند ماه قبل شنيدند كه ايشان فرمود: «کسانی که امید می بندند که بنشینیم با آمریکا مذاکره کنیم و به نقطه توافقی برسیم؛ از این غفلت می‌کنند که ما باید به همه تعهدات عمل کنیم اما طرف مقابل با شیوه‌های مختلف و تقلب و خدعه سر باز می‌زند و عمل نمی‌کند به تعهداتش. این چیزی است که در مقابل چشم خود می بینیم. یعنی خسارت محض.»

در واقع طرح سخنان تقابلی با مواضع صریح رهبر انقلاب در حالی روز به روز پررنگ تر می شود که در پشت صحنه، جریان متحد اعتدالی و اصلاحاتی اول به دنبال استحاله انقلاب و از بین بردن روح انقلابی گری است و سپس به دنبال منزوی کردن نیروهای انقلابی در جامعه و طرد آنها از مراكز حساس و کلیدی کشور است. با این شیوه اگر به تصحیح مواضع غلط این افراد بپردازيم، در دام ایجاد تقابل بین دولت و رهبری گرفتار می شويم و اگر سکوت کنيم و چیزی نگویيم، جریان غرب باور و کدخدا زده به راه خود ادامه می دهد.

روحانی در بن بست اعتماد به آمریکا گرفتار شده است

اما چاره اي نيست بايد ضمن تبيين اين رفتارها از موضوع اصلي غافل نشد. ملت شريف آنچه دلواپسان و منتقدان و دلسوزان و در رأس آنها رهبري انقلاب از ابتدا در خصوص نتیجه توافقنامه ضعيف و پرابهام برجام مي ديدند، در حال تحقق است. سه سال از عمر دولت گذشته، دست های آقاي روحاني خالي است. او همه تخم مرغ هاي خود را در سبد مذاكره با آمريكا و برجام قرار داده و الان در بن بست اعتماد به غرب و آمريكا گرفتار شده براي همين نه راه پس براي خود مي بيند و نه راه پيش، بنابر اين تنها راه حل را با نظر مشاورانش، تغيير زمين بازي يافته است. او مي خواهد ملت را به اين لفاظي ها مشغول كند تا از او نتيجه وعده حل مشکلات کشور در 100 روز را كه الان به روز 1000 رسيده، مطالبه نكنند. او ادعا کرد كه با برجام ديوار تحريم ها فرو ريخته و همه تحريمها لغو شده اند اما حالا هر ماه ،به جاي تحقق وعده هاي داده شده، يك تحريم جديد در كاسه دراز شده به سوي آمريكا قرار مي گيرد. آمریکایی ها همچنان دبه می کنند و آقای ظریف از لزوم فشار به آمریکا برای اجرای تعهداتش سخن می گوید. آقای ظریف لطفا بگوید به غیر از ایمیل زدن و خودکار پرت کردن، چه راهکار دیگری برای اعمال فشار دارید.

رکود پدر مردم را درآورده و چشمان شما همچنان به دستان آمریکاست که تحریمها را بردارد در حالی که شیطان بزرگ اگر می خواست تحريم ها را بردارد چرا تحریم کرد؟ آقاي روحاني تا از اميد به آمريكا دل نكنيد، مشكلات دولت تان حل نمي شود. سوگمندانه هر چه از عمر آرایش عجوزه پیر برجام بیشتر می گذرد، معایب این ننگنامه بیشتر نمایان می شود و عده اي عصبانی تر می شوند.

پس از دوره نمایندگی همچنان در سنگر دفاع از انقلاب خواهم بود

پنج – ملت شريف، نمایندگی مردم و تریبون مجلس یکی از ظرفیت هایی بود که می توانستم مطالبه بخشی از جامعه را از آن بازتاب دهم. اکنون که این توفیق را برای حضور در مجلس دهم ندارم، طبعا ضمن حفظ ارتباط خود با توده های باانگیزه در سرتاسر کشور از ظرفیت های دیگری که در اختیار دارم همچون هفته نامه 9دی، سایت شخصی ام و صفحات مجازی ام در اینستاگرام و کانال تلگرام و دیگر رسانه های پرتلاش انقلابی برای دفاع از ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی و استکبار ستیزی و مقابله با دیوثان سیاسی و اقتصادی بهره خواهم برد و حسرت یک آخ را بر دل آنهایی که تلاش کردند تا از صحنه بیرونم کنند، خواهم گذاشت. در طول این سال ها نه به کسی باج دادم و نه از کسی باج گرفته ام و برای همین مطابق قاعده انتخاب بین باز بودن جیب یا باز بودن دهان، جیب را بستم تا دهانم آزادنه باز باشد.

با صدای بلند و رسا اعلام می کنم که هرگز به ننگنامه برجام رضایت ندادم و تا جایی که توانستم به تبیین آنچه رهبر معظم انقلاب در چند سخنرانی مهم خود و در پاسخ به نامه های رئیس جمهور و در مجوز نامه مشروط برجام تعیین فرمودند، همت گماشتم. اما روزی را می بینم که مدافعان سینه چاک این ننگنامه، همان هایی که آن را در 20 دقیقه از سد مجلس عبور دادند، خود برای حمله به این عهدنامه و ننگنامه برجام، از یکدیگر سبقت می گیرند تا بلكه اين لكه سياه را از كارنامه خود پاك كنند.

  1. اقای رسایی: براساس همین نظرات ناصحیح- مردمی که شما از سوی انان دلسوزی می کنیدازطیف شما روی برگرداندند شما چگونه خود وهم نظرانتان را متصل به الله و سایرین را متهم به حمایت از کفر و همراهی با شیطان می کنید . خیلی ازجوابهاست که نمی توان در رسانه ها مطرح کرد چون موجب سوئ استفاده مخا لفان خواهد شد.