کد خبر: 38586تاریخ انتشار : ۱۹:۰۶:۳۳ - سه شنبه ۲۷ بهم ۱۳۹۴

شهیدی که در فومن معجزه می‌کند؛

از زندگانی و شهادت سید جواد موسوی چه می‌دانید؟

سی امین سالگرد شهادت سید جواد موسوی،شهید مطرح و نام آور فومن در مسجد جامع ولی عصر(عج)روستای شنبه بازار این شهرستان برگزار می شود.

گذر هر کس که به شهرستان فومن بیفتد، بی شک جاده بهشت را به آسانی از دیده نمی گذراند و مبهوت درختان سربه فلک کشیده ای می شود که زیبایی مسحور کننده ای به مسیر بخشیده است.

از جاده بهشت که بگذریم و مسیرمان را به سمت روستای شنبه بازار فومن تغییر دهیم، گویی عطر بهشت به مشاممان می رسد، زیرا بزرگ مردی از بهشت را در دل خود جا داده است، شهیدی که بیشتر در میان مردم به «سید جواد» معروف است و چهره نورانی اش برای خیلی ها آشناست.

خداوند در قرآن می فرماید « وَلَاتَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فِی سبیلِ اللّهِ أَمواتاً بَلْ أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یرزقونَ»، «و مپندارید آن کسانی را که کشته شده اند در راه خدا مرده اند، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند» و حقیقتا اینگونه است و شهدا از تمامی ما زنده ها، زنده تر هستند.

گلزار شهدای روستای شنبه بازار فومن شهیدی را در خود جای داده که زمزمه های کرامات آن از گوشه و کنار به گوش می رسد و می گویند هر دلی که با نیت خالص و از صمیم قلب به درگاهش روی آورد و او را شفیع خود در برابر پروردگار قرار داد ناامید برنگشت.

بارگاه شهید سید جواد موسوی به واسطه روح بلند و ملکوتی خود به مکانی برای برآورده کردن حاجات نیازمندان، درماندگان، بیماران و دل شکستگان تبدیل شد، هرچند عده ای این امر را خرافات دانستند و عده ای بر آن به واسطه مشاهدات خود صحه گذاشتند، بی شک فیوضات و شفاعت شهیدان و جایگاه ارزشمند آنان در نزد خداوند غیرقابل انکار است.

هر سال بیش از صدها نفر در مراسم بزرگداشت این شهید والامقام از سراسر گیلان و حتی خارج از استان حضور پیدا می کنند و اهالی روستای شنبه بازار نیز برای فرارسیدن مراسم این شهید روزشماری می کنند و چند روز قبل نذورات نقدی و غیرنقدی خود را برای این مراسم تدارک می بینند.

چند روز دیگر تا سی امین سالگرد شهادت سید جواد موسوی، شهید مطرح و نام آور فومن باقی نمانده است، جمعه ۳۰ بهمن ماه، مسجد جامع ولی عصر(عج) روستای شنبه بازار این شهرستان پذیرای خانواده‌های معظم شهدا و ایثارگران و اقشار مختلف مردم مؤمن و دوستدار مقام والای شهیدان خواهد بود.

زندگینامه شهید سید جواد موسوی

شهید سید جواد موسوی فرزند مرحوم سید قسمت در سال ۱۳۴۵ در روستای شنبه بازار در شهرستان فومن در استان گیلان دیده به جهان گشود و با ندای دلنشین مادر و نگاه های عاشقانه پدر در گهواره آرامش گرفت.

او اگر چه کودکی بازیگوش بود، اما مهربانیش زبانزد همگان بود، به دلیل شیرین زبانی و چابکی اش همه او را دوست می داشتند. تنها چیزی که همگان را متحیر می ساخت، نورانیت چهره او بود.

او در سال ۱۳۶۰ به عضویت پایگاه بسیج مقاومت اباذر شنبه بازار درآمد و در فعالیت های سازمان هلال احمر شهرستان فومن هم نقش بسزایی داشت.

در سال ۱۳۶۲ تصمیم گرفت پرنده دل را از قفس تن رها کرده و راهی جبهه شود. وی در طول جنگ دو بار مجروح شد و در آخرین مرتبه که به جبهه اعزام شد به برادر بزرگش گفته بود عید امسال منتظر من نباشید… من دیگر در منزل و در جمع شما نخواهم بود، حلالم کنید و از همگان برایم طلب حلالیت کنید.

 او سر انجام در ۲۵ بهمن سال ۱۳۶۴ در سن ۱۹ سالگی در عملیات والفجر هشت گردان امام حسین(ع) لشکر ۲۵ کربلا به عنوان خط شکن در منطقه عملیاتی اروندکنار به دلیل اصابت گلوله و جراحات شدید از ناحیه پهلو، صورت و دست به جمع یاران کربلایی امام حسین(ع) پیوست و به شهادت رسید و در گلزار شهدای شنبه بازار فومن در جوار ۱۳ همرزم شهیدش به خاک سپرده شد.

وصیت‌نامه شهید سید جواد موسوی

با سلام به پیشگاه آقا امام زمان حضرت مهدی(عج) منجی عالم بشریت و نائب بر حقش امام خمینی، خانواده معظم شهدا و سلام و درود بر شما امت حزب الله جهاد در راه خداست که ما پیروزیم.

اسلام با شهادت امام حسین(ع) زنده شد و با شهید شدن این جوانان قوی تر می‌شود.

من فقط برای رضای خدا به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان لبیک گفته و به میدان جنگ شتافته‌ ام. خدا نکند که خیال کنید در اعزام من دستی در کار بوده است و کسی مقصر است. نه، من خود خواسته‌ام و اگر خدا قبول کند به جمع دیگر شهدا پیوسته‌ام.

خواهشم این است که برایم گریه نکنید، شهید گریه نمی‎خواهد بلکه رهرو می‎خواهد. بله، وقتی می خواهید مرا تشییع کنید چشمانم را باز بگذارید که عده‌ای از خدا بی‌خبر نگویند که کور بوده است.

دستانم را از تابوت بیرون بیاورید که کوردلان نگویند چیزی از این دنیا با خودشان می‌برند. جنگ شهادت دارد، اسارت دارد، ازکلیه بستگانم می‌خواهم اگر شهادت، این فوز عظیم نصیب من شد هیچگونه ناراحت نباشند.

ما از خدائیم و آخر هم به خدا ختم می‌شویم. دعا می‌کنم،خدایا مرگم را شهادت در راهت قرار دهی و امیدوارم این شهادت در راهت را پذیرفته باشی و ما را با سایر شهدا محشور گردانی.

  1. روشن گفت:

    سلام، شهید عزیز عضو گردان حمزه س لشکر کربلا بود.

  2. شهروند گفت:

    التماس دعا ای سید پاک خدا ، میدانم نزد خداوند عزیزی ، پس دست ما را هم بگیر.