کد خبر: 35721تاریخ انتشار : ۱۴:۳۱:۴۶ - دوشنبه ۱۸ آبا ۱۳۹۴

دلنوشته ای برای شهید مدافع حرم گیلانی(اسماعیل سیرت نیا)

در این یادداشت آمده است: سید اسماعیل! چه بی صدا از میان جمع دوستانه ی مان، جبرائیل تورا منتخب شاه بیت غزل حافظ گرفت! عاقلان نقطه ی پرگار وجودند. محمد پوراسماعیلی نوشت: سید اسماعیل! تو را، ای مشق عشق شده ی ولایت مداری مادرت فاطمه! تورا ای اشک دل سوخته مکتب خانه ی حسین! در […]

در این یادداشت آمده است: سید اسماعیل! چه بی صدا از میان جمع دوستانه ی مان، جبرائیل تورا منتخب شاه بیت غزل حافظ گرفت! عاقلان نقطه ی پرگار وجودند.

محمد پوراسماعیلی نوشت:

سید اسماعیل!
تو را،
ای مشق عشق شده ی ولایت مداری مادرت فاطمه!
تورا
ای اشک دل سوخته مکتب خانه ی حسین!

در کدام قنوت وتر خریدند؟!
با کدام أمَّن یُجیب …. ؟!
در خلسه ی مستانه ی کدام نافله, تورا ….؟!

تورا
به تفسیر کدام “أُدخُلوها بِسلامٍ آمنین ….”
به پاورقی درآوردند؟!

تو را خداوند،
شاهد عینی کدام “مِنَ المؤمنین رِجالُ صَدَقوا ….” گرفت تا پاسخ  “أتجعلُ فیها مَن یفسدُ فیها وَیَسفِکُ الدِّماء” ملائک را دهد؟!

سید جان!
چه بی صدا از میان جمع دوستانه ی مان , جبرائیل تورا, منتخب شاه بیت غزل حافظ گرفت!
در نظربازی ما بیخبران حیران اند
من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند
عاقلان نقطه ی پرگار وجودند , ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند ….

زینب کبری سلام الله علیها
چه زیبا اشک های تورا, پای روضه ی برادرش اباعبدلله  الحسین خرید ,
و عباس بن علی علیه السلام, تورا به دفاع از حریم داری حرم عمه ی سادات برگزید…

سید!
پاهای زنجیرمان بالهای پرکشیدنت را نمی رسد….
خسته مانده ایم در هیاهوی دهشت بار تعلقات….

در سوز فراق تو سینه ای گداخته دارم, شهادتت مبارک برادر عزیزم
گوارای وجودت شراب طهور الهی!
در شهود “عِندَربِّهم یُرزَقون”
بحق مادرت فاطمه, نگاهی سید اسماعیل ….
البته که این رسم رفاقت نبود…..
جا مانده از قافله

  1. روشن گفت:

    سلام، عاشق شهداء به شهداء پیوست.

  2. نام شما گفت:

    دیدار به قیامت سید جان