کد خبر: 34460تاریخ انتشار : 15:48:27 - پنجشنبه 22 اکتبر 2015

از گفتگوی تلفنی با اوباما تا چراغ سبز به فست فودهای آمریکایی

دولت یازدهم از یک مذاکره با آمریکا به رابطه تلفنی دو رئیس جمهور رسید و سپس با شیطان بزرگ دست دادند تا امروز مردم ما شاهد باشند که فست فودهای آمریکایی راهشان را برای ورود به ایران باز کرده اند. به گزارش بهجت نیوز به نقل از دانا ؛ در جریان سفر روحانی به نیویورک، […]

دولت یازدهم از یک مذاکره با آمریکا به رابطه تلفنی دو رئیس جمهور رسید و سپس با شیطان بزرگ دست دادند تا امروز مردم ما شاهد باشند که فست فودهای آمریکایی راهشان را برای ورود به ایران باز کرده اند.

به گزارش بهجت نیوز به نقل از دانا ؛ در جریان سفر روحانی به نیویورک، حاشیه هایی به وقوع پیوست که شاید مهمترین حاشیه این سفر دست دادن ظریف با اوباما در راهروهای سازمان ملل بود.

این حاشیه تا حدی مهم بود که از سخنان روحانی در سازمان ملل نیز بیشتر بازخورد وبازتاب داشت و رسانه‌های زیادی به این موضوع پرداختند.

اگرچه رسانه های اصول‌گرا انتقاد از این عملکرد را در دستور کار خود قرار دادند، اما ذوق زدگی رسانه های اصلاح طلب از دست دادن ظریف و اوباما قابل تامل است.

این رسانه‌ها ضمن هماهنگی کامل با ضد انقلاب خارج نشین سعی در القای برداشت دیپلماسی فعال از این دست دادن کردند.

محورهایی که در این روزنامه‌ها دیده می شد بیشتر در دو محور عادی سازی روابط ایران و آمریکا و قدم برداشتن در این مسیر و همچنین عدول از خط قرمزها پیگیری می شد.

این رسانه‌ها با تأکید زیادی بر روی اتفاقی بودن این مصافحه طوری وانمود می کردند که گویا سفارت آمریکا در ایران باز شده است و در این مصافحه کلیه مشکلات کشور حل شده است.

با نگاهی به این مسئله می توان به روشنی دریافت که اتفاقات اتفاقی دیگری از سوی دستگاه دیپلماسی کشور در حال شکل گیری است تا جایی که به نظر می رسد باید به زودی شاهد باز شدن سفارت آمریکا در ایران به صورت اتفاقی! هم بود.

از دیدگاه دیگر نیز می توان گفت دیدار ظریف و اوباما در این سفر به منزله فضاسازی برای دیدار های بعدی در سطوح بالاتر است؛ به طوری که شاید در سال های آینده باید منتظر دیدار روحانی و اوباما هم بود و شاید در سال های بعدی اگر عمر دولت اجازه بدهد حضور اوباما را نیز در کشور شاهد باشیم.

پرداختن به این موضوع از آنجا اهمیت دارد که تابو شکنی در کشور ما همواره یکباره نبوده و تابو شکنی‌هایی از این دست بیانگر برنامه ریزی گسترده برای تابوشکنی‌های بالاتر است.

دولتی که در ابتدا آمریکا و اوباما را مودب نامید و با آن تلفنی گفت و گو کرد،‌ امروز به مصافحه با آمریکا پرداخت تا شاید فردا در ایران منتظر اوباما باشد.

قهرمان سازی از ظریف در سیاست خارجی در حالی از سوی رسانه‌های داخلی و خارجی پیگیری می شود که هیچ کدام از این رسانه ها به این موضوع اشاره نکرده‌اند که در طول تاریخ 36 ساله که از عمر انقلاب می‌گذرد، چگونه چنین اتفاقات اتفاقی رخ نداده است.

تلاش دولت یازدهم برای سفیدسازی چهره آمریکا در حالی صورت گرفته است که دولت آمریکا حتی یک گام از مواضع قبلی خود کوتاه نیامده است و حتی تهدیدهای خود علیه ایران را بیشتر هم کرده است.

برخی از رسانه های داخلی که به پیاده نظامی برای معاندین تبدیل شده اند، هم راستا با رسانه های معاند در تلاش اند چهره شیطان بزرگ را در مقابل ایران تلطیف کنند؛ این جریان در پی آن است که آمریکا را منجی برای شرایط امروز کشور معرفی کند و از طرف دیگر دولت یازدهم را به عنوان کلید قفل ارتباط با آمریکا معرفی می کند.

روزنامه های شرق، اعتماد، آفتاب یزد، ابتکار، قانون، آرمان و دیگر رسانه های پیاده نظام داخلی و خارجی جریان معارض در گزارش‌های متعدد خود به دست دادن ظریف و اوباما پرداختند و آن را یک نمونه دیگر موفقیت دیپلماسی دولت یازدهم خواندند!

شرق تحت عنوان “ظریف با اوباما دست داد”، نوشت: دومین تابو در سه دهه، در فاصله دوسال شکسته شد. دو سال بعد از گفت وگوی تلفنی کوتاه رؤسای جمهوری ایران و آمریکا؛ این‌بار اوباما و ظریف در حال خروج از سالن مجمع، با هم سلام و احوال‌پرسی کرده و دست داده اند.

اکنون این تابو شکنی ها رفته رفته بیشتر می شود تا جایی که طی روزهای گذشته نیز برای نشان دادن عمق این ارتباط یکی از این شرکت های مک دونالد فرم درخواست اعطای نمایندگی در ایران را پس از پایان مذاکرات وین، در وبسایتش قرار داد. اقدامی که در داخل کشور نیز با استقبال و ذوق‌زدگی از سوی جریان‌های سیاسی مختلف همراه شد.

بسیاری از کارشناسان ورود صنایع غذایی به بازار مصرف ایران را تنها یک پدیده اقتصادی نمی‌دانند بلکه این زنجیره‌ قدرتمند را یک پدیده اجتماعی و فرهنگی تلقی می‌کنند که حامل ارز‌ش‌های جامعه‌ آمریکایی است؛ ترویج فرهنگ فست‌فودگرایی که خود فرهنگ فردگرایی را بدنبال دارد.

دولت یازدهم از یک مذاکره با آمریکا به رابطه تلفنی دو رئیس جمهور رسید و سپس با شیطان بزرگ دست دادند تا امروز مردم ما شاهد باشند تا فست فودهای آمریکایی راهشان را برای ورود به ایران باز کرده اند.

  1. موضوغ تابو شکنی نیست ، این نوع اعتراض ها سیاه نمایی موفقیت ها است، موفقیت هایی که نهایتا مقام رهبری هم با سبک و سنگین کردن فواید و مضرات برجام ، رای به اجرای آن دادند.
    البته مشکل این است که این دولت شفاف و رو راست با مردم برخورد می کند اگر نه :
    1) در یکی از جلسات هیات مذاکره کننده به ریاست آقای دکتر جلیلی ، با اصرار خانم اشتون ، آقای جلیلی با وزیر امور خارجه امریکا بر سر یک میز نشستند و صحبت کردند. و حتی قدم زدند .چون آن هنگام فضا کشور را امنیتی کرده و احدی حق نداشت ذر این خصوص حرف بزند چون انرژی هسته حق مسلم ما بود! ، موضوع دیدار دکتر جلیلی و وزیر امور خارجه امریکا نه درز کرد و نه جایی نوشته شد، ماند تا 4 سال بعد آشکار شد، آن هم در این دولت . البته اگر هم آشکار می شد رگ غیرت کسی متورم نمی شد و احتمالا به نشست حضرت ابوالفضل(ع) با ابن سعد تعبیر می شد.
    آنجا که دکتر جلیلی با تعارف _ البته در حقیقت اجبار_ خانم اشتون با وزیر خارجه امریکا نشست عیب وجود ندارد اما ظریف که ظریفانه و آگاهانه برای به بن بست رساندن امریکا این کار را کرد ، کارش زبونی است و …
    2) نامه های جناب احمدی نژاد به رئیس جمهور امریکا که بی جواب می ماند هم تلاش برای گام برداشتن جهت رابطه بود . متاسفانه آن ایام برخی بزرگواران آن نامه ها را با نامه های پیامبر به سران کفر همسان می دانستند . بگذریم که در عرف بین الملل پاسخ ندادن به یک نامه معنای خاصی دارد و کسی هم که نامه اش جواب داده نشود و دوباره نامه بنویسد هم معنای خاص خودش را دارد. معنایی در حد تحویل نگرفتن و اصرار برای نوشتن یعنی زبونی و …
    معنای دیگر هم در اغاز کننده است اینکه دکتر روحانی به اوباما زنگ بزند یا اوباما به دکتر روحانی هم معنای خاص خود را دارد.
    حالا دکتر احمدی نژاد که خودش پیش قدم شد و تحویلش نگرفتند را قهرمان ملی و حسینی و یا پیامبر بعد از پیامبر خاتم بدانیم کجا و
    اینکه رئیس جمهور امریکا بخواهد با دکتر روحانی حرف بزند کجا.
    فکر می کنم باید بعضی از کلمات را دوباره معنی کنیم.