کد خبر: 25982تاریخ انتشار : ۱۱:۴۴:۴۱ - دوشنبه ۱۱ خرد ۱۳۹۴

حجاب فرهنگ ، فرهنگ حجاب

یکی از مقولات مهم و اساسی یک جامعه مقوله فرهنگ می باشد که بسیاری از اَشکال در زیر مجموعه ی این واژه تشکیل می یابد و تمامی جوامع اهتمام ویژه ای بر این اساس و لغت دارند. مسئله فرهنگ مسئله ای بسیار حساس و در خور توجه بیشتری نسبت به مقولات دیگری می باشد زیرا […]

یکی از مقولات مهم و اساسی یک جامعه مقوله فرهنگ می باشد که بسیاری از اَشکال در زیر مجموعه ی این واژه تشکیل می یابد و تمامی جوامع اهتمام ویژه ای بر این اساس و لغت دارند.

مسئله فرهنگ مسئله ای بسیار حساس و در خور توجه بیشتری نسبت به مقولات دیگری می باشد زیرا شکل گیری فرهنگ یک کشور مسائل مختلفی را میتواند حل و یا دامن بزند ، به تبع در جوامع اسلامی باید تمامی زیرشاخه های فرهنگ مختص و در گِرو فرهنگ اسلامی و سبک زندگی دینی باشد ، حال باید به شدت توجه ویژه ای نسبت به جنگ فرهنگی داشته باشیم و پیرو آن جهاد فرهنگی که از دغدغه ها و از بیانات مکرر مقام معظم رهبری در این خصوص می باشد به صورت جدی صورت پذیرد .

امام عزیزمان فرمودند من با سینما مخالف نیستم ، با فحشا مخالفم ، حال بعد از گذر زمان و گذر انقلاب و گذر از رنج ها می بینیم که سینمای ایران در دوران طاغوت جای خود را به سینمای بعد از انقلاب و سینمای محجوب و اسلامی داده است ، حالیه متاسفانه شاهد برخی از اتفاقات می شویم که خجل هستیم بگوئیم سینمای اسلامی ، از آنجائیکه هنرمند در جامعه ی خود به صورت الگو و شخصیت فرهنگی و در جوامع برون مرزی به عنوان سفیر فرهنگی محسوب می شود انتظار از شخص هنرمند به طرق دیگری معنا می گردد که باز متاسفانه به گونه ای دیگر یاد و نامیده می شود ، وضعیت نابسامان پوشش هنرمندان عزیزمان در پشت دوربین رسانه ای فضا و ذهنیت مخاطب را به گونه ای دیگر متغییر میسازد ، وضعیت مدلینگ لباس و طرح های ارائه شده در بازار نشات گرفته از غرب و به دنبال آن نوع پوشش جوانان ایران اسلامی هم گرفتار این الگوهای ناشایسته تعصی می گیرد و صد البته غرب تاثیر بسیاری در این نوع پوشش ها بر جوانان گذارده است هدفی که از دیرباز بدان اهتمام ورزیده شد و نمونه ی بارز آن فوتبالیستان و باب جدید خالکوبی ها ، نوع لباس بازیگران و خوانندگان و هنرمندان و طرح های بی معنای روی البسه و گاهاً طرح های ضد دینی ، و مدل موهای هرچه متفاوت تر نسبت به دیگری و… الگویی که منبع اصلی آن کشورهای غربی ست که بدان ازعان داشته و دارند که ما از طریق نظامی و سخت افزاری نمیتوانیم بر ایران چیره شویم و تنها راهش جنگ با فرهنگ است که از داخل سست و نابود گردد . مقام معظم رهبری در سال ۱۳۷۰ فرموده بودند: ریشه کن کردن فرهنگ ملی از طریق فراگیر کردن بی بند و باری ، عیاشی و هرزگی در میان یک ملت هدفی است که دشمنان درپی تحقق آن هستند. به‌طور مشخص دوران رضاخان سرآغام تهاجم فرهنگی در کشور ماست و بزرگ‌ترین قدمها به نفع فرهنگ غرب و در حقیقت در جهت سلطه ی غرب بر ایران در همین دوران بر داشته شد و با این بهانه که زن با چادر نمی‎تواند عالم و دانشمند شود و درفعالیتهای اجتماعی شرکت کند ، چادرها را از سر زنان برداشتند اما در عین حال در دوران رضاخان و پسرش هرگز به عموم زنان اجازه ی شرکت فعالانه در حرکتهای اجتماعی و سیاسی داده نشد و آن روزی که زنان ایران وارد میدان مبارزه و صحنه ی فعالیتهای اجتماعی و سیاسی شدند و کشور را با دست توانای خود به پیش بردند چادر به سر کردند.

البته خواندن نظرات برخی از متفکران غربی در خصوص حجاب خالی از لطف نیست ، به طور مثال: آلفرد هیچکاک فیلمساز مشهور غربی میگوید” من معتقدم که زن هم باید مثل فیلمی پر هیجان باشد به این معنی که ماهیت خود را کمتر نشان دهد و برای کشف خود ، مرد را به نیروی تخیل و تصور زیادتری وادارد ، باید زنان پیوسته بر همین شیوه رفتار کنند؛یعنی کمتر ماهیت خود را در معرض نمایش قرار دهند و بگذارند مرد برای کشف آنها بیشتر به خود زحمت دهد ، زنان شرقی تا چند سال پیش به خاطر حجاب و نقاب و روی بندی که به کار میبردند خود به خود جذاب مینمودند و همین مسئله جاذبه نیرومندی به آنها میداد اما به تدریج با تلاشی که زنان این کشور ها برای برابری با زنان غربی از خود نشان میدهند حجاب و پوششی که دیروز بر زن شرقی کشیده شده بود از میان میرود و همراه آن از جاذبه جنسی او هم کاسته می شود.

یا آقای ویل دورانت میگوید: آنچه بجوئیم و نیابیم عزیز و گرانبها می گردد ، زیبایی به قدرت میل بستگی دارد، خودداری از انبساط و امساک در بذل و بخشش بهترین سلاح برای شکار مردان است ، اگر اعضای نهایی انسان را در معرض عام تشریح می کردند توجه ما به آن جلب می شد؛ ولی رغبت و قصد به ندرت تحریک می گردد .

علی ایحال انسان لباس به تن نمی کند که تن را عرضه کند ، بلکه لباس می پوشد تا خود را بپوشاند ، لباس برای او یک حریم است ، حریم امنیت به منزله دژ محکم که تن را از دستبرد محفوظ می دارد و مانع خدشه دار شدن کرامت انسانی می شود ، حجاب برای زنان مانند صدفی است که گوهر وجودش را از گزند خطرها و آسیب ها در برابر نامحرمان و بیگانگان مصون داشته و بیمه اش مینماید و به جامعه خصوصاً جوانان آرامش میبخشد و مانع هرگونه گسترش و فساد به فحشا می شود ، لباس برای آن است که تحریک جنسی را کم کند نه آن که بر قدرت تحریک بیفزاید ، لباس پوست دوم انسان نیست ، بلکه خانه اول اوست ، وضعیت تاسف بار حجاب برهمگان ثابت شده است که این یک آسیب جدی برای کشور و برای شهرمان محسوب میشود ، در واقع باید گفت بی بندوباری در پوشش ، بی بندوباری در تحریک است وبی بندوباری در تحریک بنیاد خانواده را از هم گسیخته و متلاشی می کند ، ماهواره و تولید سریال های ترکیه ای که هم اکنون تاثیر گذار ظاهر شده کلمه و واژه ی خیانت را عادی سازی میکند و حول محور همین کلمه رو به جلو پیش می رود و موضوعات طلاق و از هم پاشی خانواده مبتنی بر همین موضوعات شکل می گیرد ، غریزه ی جنسی یکی از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است . اماپس از ازدواج هرچه زمان می گذرد ، نقش غریزه جنسی در حفظ دوام خانواده کمتر می شود و به جای آن نقش عشق ، تفاهم و وفاداری در بقای خانواده بیشتر نمود پیدا می کند . در اینجا باید گفت که بی لباسی ، عریانی وخود نمایی ، آفت زندگی خانوادگی است و در یک کلام بی حجابی ریشه رخت خانواده را می خشکاند . . . جامعه اسلامی بایستی از عفت عمومی برخوردار باشد و امنیت فردی و اجتماعی زنان را فراهم سازد ، به این منظور باید مردان به سلاح غیرت و زنان به سلاح حیا و متانت مسلح شوند و عفت اجتماعی را تضمین نمایند.

مگر امر به معروف و نهی از منکر جزء واجبات به شمار نمی آید؟” چرا روز به روز کمرنگی این مهم را شاهد هستیم تا جایی پیش رفته ایم که اگر کسی در جمعی اقدام به این فریضه ی واجب نماید مورد شماتت قرار می گیرد و از جانب مخاطب با گارد و موضع طلبکارانه پاسخ می گیرد ، با خود فکر میکنم برخی از جوانانی که (پسران) در شهر شاهدشان هستیم به چه شکل میخواهند از پس زندگی برآیند و کانون خانواده را با مدیریت مردانه خود اداره کنند .

حجاب به معنای واقعی کلمه یعنی پوشش اسلامی داشتن (منظور فقط چادر نیست) چه مردان و چه زنان و خصوصاً زنان محترمه باید به این اصل توجه ی ویژه ای داشته باشند . (درکلام آخر و در یک کلام وضع حجاب تاسف بار است)

اگر اندیشه ای جهاد گونه به این امر مهم نشود تبعات ناگواری را به همراه خواهد داشت ، کما اینکه شاهد خیلی از چیزهایی که در قبل شاهدش نبودیم به رویت رسیده است .

از خداوند باری تعالی رخصت میطلبیم که تمامی کوشش های ما در راه اعتلای فرهنگ اسلامی و گسترش سیره و سیمای ائمه ی اطهار علیهم السلام در مسیر حق و صلاح قرار دهد و معنای(خدایا چنان کن سرانجام کار که تو خشنود باشی و ما رستگار) شامل حالمان شود .