کد خبر: 25771تاریخ انتشار : ۲۰:۰۷:۲۵ - جمعه ۸ خرد ۱۳۹۴

مذاکرات هسته ی در “بخش ICU” تحت مراقبت ویژه غربی هاست

وبلاگ”نجوا کنگان“،  رفتن بسوی مذاکرات علاوه بر زمینه سازی رسانه ی به ابعاد مطالعاتی  وبررسی بیشتری نیاز داشت  حرکت بسوی مذاکرات  ساده بوده ، و صرف محسابات انجام مذاکرات   هیچگاه نمی تواند پیروزی بشمار آید. بویژه اینکه مذاکرات در پیش از این هم در ابعاد مختلف کمابیش جریان داشت. و یقیناً هدف آمریکا در انحراف […]

وبلاگ”نجوا کنگان“،

 رفتن بسوی مذاکرات علاوه بر زمینه سازی رسانه ی به ابعاد مطالعاتی  وبررسی بیشتری نیاز داشت  حرکت بسوی مذاکرات  ساده بوده ، و صرف محسابات انجام مذاکرات   هیچگاه نمی تواند پیروزی بشمار آید. بویژه اینکه مذاکرات در پیش از این هم در ابعاد مختلف کمابیش جریان داشت. و یقیناً هدف آمریکا در انحراف کلی مذکرات بسمت خود در واقع  همان چیزی بود تا تا بحال پس از بیش سه  د هه  آمریکا در آرزوی ان بود. یعنی مذاکره مستقیم با ایران …
تیم مذاکراتی ما  چقدر از وضعیت جهانی آمریکا  و میزان صداقت و هدف نهائی طرف های مقابل  اطلاع داشت  … و ابعاد ابراز توانائی وزمینه تعامل خود را به چه میزان میدان مانور رابرای ما  می توانست فراهم کند. رقبا با ترفند تبلیغاتی و ظاهر سازی تصنعی نیاز مبرم و ضعف های عمیق خویش را کتمان کرده بودند . چنین وانمود می شد که مذاکرات پیاده با سواران در پیش است….تیم مذاکره کننده ما در واقع فضا را بهتر می توانست مطالعه کند… از یکسو آنها اعراب را ترسانده بودند و از سوی دیگر تیم مذاکره کننده تمام تمرکز خود را متوجه ۵+۱ کرده بود در صورتی در سطح مدیرکلان وزارت خارجه می شد بطرقی پیش یا قبل از مذاکرات زمینه های هراس اعراب را تا حدود زیادی خنثی کرد.تا غرب واسرائیل از این خلاء نهایت استفاده را نبرند…
کتاب رفتارمذاکراتی آمریکا: چرخ سرمایه دارن ، قلدرمآبی ، گفتمان تحمیلی، واعظان بدون عمل .
توسط ریچارد H. سلیمان ، کاندولیزا رایس ، مادلین آلبرایت ،

American Negotiating Behavior: Wheeler-Dealers, Legal Eagles, Bullies, and Preachers

by Richard H. Solomon (Editor), Condoleezza Rice (Foreword by), Madeleine Albright (Foreword by), Nigel Quinney (Editor)/تاریخ جعلی علیه برنامه هسته ای ایران
گزیده ای از کتاب “بحران مصنوعی” داستان پنهان در پشت وحشت از برنامه هسته ای ایران “.
نویسنده: گرت پورتر

-he Devil We Know: Dealing with the New Iranian Superpower

افسر سابق سیا: ایران یک ابرقدرت است با او مثل یک ابرقدرت رفتار کنید

:by Robert Baer
Over the past thirty years, while the United States has turned either a blind or dismissive eye, Iran has emerged as a nation every bit as capable of


:
در حالی که برخی رسانه ها  وشخصیت ها برای توافقات بین ۵+۱ و ایران  مرتب کف می زنند وآنراپیروزی تصور می کنند ،   دیدگاه   خیلی ساده لوحانه ی خواهد بود که تصور کنیم که مناقشات تاریخی  مطرح شده  علیه ایران بوسیله  غرب ناگهان با صرف لبخند دوطرف مذاکرات  به یک دیگر و حتی نوشتن قراردادخاتمه یافته است.
حقیقت این است که ایران از تحقیقات هسته ای اش قطع نظر کرده و در حال تعطیل کردن ساختارهایش در زمینه تولید انرژی هسته ای است، بی آنکه در ازای آن چیزی دریافت کرده باشد، بجز وعده حذف تدریجی تحریم هائی که به شکل غیر قانونی علیه ایران راه اندازی شده بود. به عبارت دیگر،چرخه ی نقد هسته ی را به وعده ی نسیه واگذار کرده ایم …. این حرف هنگامی بیشتر قابل درک است  که می بینیم اوکراین  کودتا زده سراپا غربی شده پس از دوسال هنوز مشکلات اولیه اش حل نشده است ۲ دسامبر ۲۰۱۳

امضای توافقات پیرامون موضوع هسته ای ایران، در تاریخ  ۲۴ نوامبر در ژنو، به استثناء اسرائیل، به شکل همگانی به عنوان پایان منازعات مورد استقبال قرار گرفت و علاوه بر این طرفین مذاکره کننده واقعه را به شکلی تلقی کردند که گوئی این توافقات خیلی پیش از اینها می توانست صورت پذیرد و گوئی تنها شیوه های رفتار رئیس جمهور پیشین بوده که چنین امر میمون و مبارکی را دچار اختلال می کرده است.؟!
واگر این توافق صورت نمی گرفت در نتیجه آن ممکن بود که تجارت بین المللی ایران در هم شکسته شود و ما از روی چنین تسامحاتی با جنگ جهانی روبرو شویم.

البته واقعیت امر  خیلی متفاوت است : غربی ها به هیچ عنوان از هیچ یک از مطالبتشان دست نکشیده اند، ولی ایران از تمام برنامه هایش قطع نظر کرد. حتی اگر متن امضا شده تنها موقتی باشد، ایران از ساخت مرکز اراک، و از غنی سازی ۲۰ درصدی و از فن آوری غنی سازی قطع نظر کرد
[۱] “Nuclear deal between Iran and six world powers (full text)”, Voltaire Network, 24 November 2013.).

از سال ۲۰۰۵، درطول  چند سال موجبات ارتقاء علمی و صنعتی کشور فراهم شد.  تحقیقات هسته ای به ایجاد سامانۀ وچرخه ی تولید انرژی هسته ای بیانجامد که خاصه در کشورهای جهان سوم قابل بازتولید باشد و استقلال انرژیک را برای  جامعه  بدون استفاده از سوخت فسیلی  علاوه بر مصارف کشاورزی وپزشکی  فراهم سازد.

هرگز   اختلاف زودهنگام  بین جناح های سیاسی    نگذاشت به روشنی  در خصوص میزان بازدهی علمی  وصنعتی برنامه ی هسته ی راهکارهای مستحکم بشکل آکادمیک و فنی  مطرح شود .و شتاب در رفع رجوع مسئله که موضوعی ملی بود   … دفاع از آن به بخشی از جریان های سیاسی  وازسوی دیگر سرزنش انرژی هسته ی در طول مذاکرات را به بخشی دیگر خواسته یا ناخواسته  واگذار شد…. انگار اینگه فقط بخشی از جامعه خواستار ارتقاء علمی وپیوستن به صنعت انرزی هسته ی بوده  اند…

چون در پاسخ به دولت نهم ودهم ، غربی ها برنامۀ هسته ای ایران را زیر علامت سؤال بردند و[۲] « Propagande : CNN, pris sur le fait, s’excuse auprès de l’Iran », par OssamaLotfy, Réseau Voltaire, 17 janvier 2006
از سازمان ملل متحد استفاده کردند تا غنی سازی های اورانیوم در آنجا  را ممنوع کنند، با آگاهی به این امر که ایران ذخیرۀ عظیمی در اختیار دارد [۳] « Qui a peur du nucléaire civil iranien ? », par Thierry Meyssan, Réseau Voltaire, 30 juin 2010. به این شکل می توانستند ایران را از بهره برداری منابع خودش محروم سازند و از سوی دیگر می خواستند این کشور را مجبور کنند که فلز گرانبهای خود را به قیمت نازلی به آنها بفروشد. بر این اساس بر آن شدند تا در شورای امنیت یا به شکل یکجانبه، یک سری تحریم بی سابقه برای خفه کردن کشور راه اندازی کنند. علاوه بر این اردوی تبلیغاتی علیه احمدی نژاد را راه اندازی کردند تا او را به عنوان فردی خطرناک و دیوانه قلمداد کنند. سرانجام، به کمک عوامل داخلی انقلاب رنگی را طی سال ۲۰۰۹ سازماندهی کردند (۴).
[۴] « La CIA et le laboratoire iranien », « Pourquoi devrais-je mépriser le choix des Iraniens ? », « La “révolution colorée” échoue en Iran », par Thierry Meyssan, Réseau Voltaire, 17, 21 et 24 juin 2009 ; « Iran : le bobard de l’”élection volée” », par James Petras, Traduction Marcel Charbonnier, Réseau Voltaire, 19 juin 2009 ; « Rafsandjani acclamé au cri de « Mort à la Russie ! Mort à la Chine ! » », Réseau Voltaire, 19 juillet 2009
گروه دولت یازدهم  نیز رویای موفقیت اقتصادی را دنبال می کرد  و با مبارزۀ ضد امپریالیستی کاملا بیگانه است. و با احتمال حذف تحریمها   ایرانی ها در حال حاضر معمولا بایدنشانه هائی  از  ارتقاء سطح زندگی خود شاهد باشند.

امّا غربی ها همچنان اهداف همیشگی خود  را پی گیری می کنند. طرح حملۀ جرج دبلیو بوش پیشبینی می کرد که ابتدا افغانستان و عراق را در هم می کوبد ، سپس به شکل متوالی به لیبی و سوریه (با عبور از لبنان) حمله خواهد کرد، و سپس سودان و سومالی  و سرانجام به سراغ ایران خواهد رفت. از دیدگاه آنها، تحریم هائی که علیه ایران راه اندازی کردند، اگر چه بر  بهانه های تردیدآمیز تکیه داشت، ولی برای تضعیف ایران ابزار ساده ای بود  .

[۵] « Comment Reuters a participé à une campagne de propagande contre l’Iran », Réseau Voltaire,
۱۴ novembre 2005
ولی از دیدگاه غرب ، حتی تسلیم شدن   معمر قذافی قابل با جریان مذاکرات ژنو قابل مقایسه است  چون هردو  از برنامۀ هسته ای اش قطع نظر کردند و به تمام مطالبات واشینگتن آری گفته و بگویند تا از جنگ اجتناب کنند. ؟
در واقع از روی اشتباه،  قذافی تصور می کرد که خصومت ایالات متحده علیه او به دلیل اعتقادات سیاسی بوده است. در حالی که تنها انگیزه ای که تعیین کنندۀ تصمیم جرج بوش بود ریشه در عرصۀ جغرافیای سیاسی داشت. سال ۲۰۱۰، لیبی در جنگ «علیه تروریسم» به هم پیمان واشنگتن تبدیل شد و بازار داخلی ا ش را به روی شرکت های چند ملیتی ایالات متحده باز کرده بود، ولی موجب نشد که قذافی را «دیکتاتور» معرفی نکنند و چنین سیاستی کشورش را از بمباران نجات نداد. به همین شکل، حتی هم پیمان شدن با ایالات متحده ایران را از جنگ دور نخواهد ساخت.

طی این چهار سال دولت یازدهم ،  باردیگر شاهد خواهیم بود که بیش از همیشه آرمانها ی حضرت امام خمینی (ره)و هشدارهای  مقام معظم رهبری ،   نظریات استادمطهری ودکترشریعتی    در خارج و داخل  ایران که بر منافع  کشور ومردم ومسلمین  متمرکز بوده بیشتر مرور   شده  و باز خوانی خواهند شد  . چون  در پس  ماجرا  مذاکرات  واشنگتن هرچند وقت  یکبار به بهانه ی  سراغ ایران خواهد آمد و بنای ناسازگاری  خواهد گذاشت.

واشنگتن (ایالات متحده) | ۲ دسامبر ۲۰۱۳
سخنرانی باراک اوباما در مورد توافقات موقتی مرتبط به برنامۀ هسته ای ایران:
رئیس جمهور، اوباما پیروزی دیپلماتیک خود را اعلام می کند
:” امروز، ایالات متحده همراه با نزدیکترین همپیمانان و همکارانش، برای جستجوی راه حل کلی در رابطه با برنامۀ هسته ای جمهوری ایران که موجب نگرانی ما می باشد، به تحقق نخستین گام مهم نائل آمدیم.

پس از یک دهه، برای نخستین بار ما پیشرفت برنامۀ هسته ای ایران را متوقف کردیم و عناصر کلیدی این برنامه را با حرکت معکوس به عقب بازگرداندیم. ایران متعهد شده است که از غنی سازی معینی پافراتر نخواهد گذاشت و بخشی از ذخیرۀ خود را خنثی خواهد کرد. ایران نمی تواند از سانتریفوژهای جدید خود استفاده کند که برای غنی سازی اورانیوم کاربرد دارد. ایران نمی تواند سانتریفوژهای جدید را به کار بیاندازد و تولید سانتریفوژ برای ایران محدود خواهد بود. ایران فعالیت هایش را در رابطه با رآکتور تولید پلوتونیوم متوقف خواهد کرد. بازرسی های جدید دسترسی گسترده تری به سامانه های هسته ای ایران فراهم خواهد ساخت و جامعۀ بین الملل می تواند روند تعهدات ایران را تحت نظر داشته باشد.”

ایالات متحده و شرکاء به سهم خودشان پذیرفته اند که در اجرای بخش ناچیزی از تحریم ها انعطاف داشته باشند و هم زمان به کار بست سخت ترین تحریم ها ادامه دهند.با گام هائی که به پیش برمی داریم، ایالات متحده قاطع باقی خواهد ماند، به همان شکلی که در تعهداتمان در رابطه با دوستان و متحدان مان، به ویژه در رابطه با اسرائیل و همکارانمان در خلیج قاطع بوده ایم که دلایل موجهی برای بی اعتمادی به نیات ایران داشته اند.
این گفته های اوباما را   در تحلیل روزنامه نگار ایتالیائی  مانیلو دینوچی بشکل زیر می خوانیم :

در حالی که غرب در این هفته خشنودی خود را از متوقف ساختن برنامۀ هسته ای نظامی ایران اعلام می کند، یعنی برنامه ای که در واقع ایران طی سال ۱۹۸۸ متوقف ساخته بود،
“مانلیو دینوچی ” روزنامه نگار ایتالیائی یادآوری می کند که تولید سلاح اتمی در جهان هرگز متوقف نشده است. بر این اساس، از چنین توفیقی خشنود باشیم  بهتر است؛  یا اینکه واقعیت هسته ای را واپس بزنیم؟!.
۲ دسامبر ۲۰۱۳
“خبر خوب توسط رئیس جمهور اوباما، برندۀ حایزۀ نوبل صلح، اعلام شده است”: یک ماه پیش از نوئل. واقعه ای امیدوار کننده که ما را سرانجام به جهانی مطمئن تر هدایت می کند، جهانی مطمئن تر با سازماندهی افزایش صدها بمب هسته ای که ایالات متحده در اروپا مستقر می کند : بمب های ب ۶۱-۱۱ به بمب های ب ۶۱-۱۲ ارتقاء می یابد که می تواند به عنوان بمب سنگر کوب نیز در نخستین حملۀ هسته ای به کار برده شود.

چنین تحولی به هدف حفظ برتری هسته ای ایالات متحده به نقشۀ جنگی دولت اوباما ضمیمه شده است. ایالات متحده تقریبا ۲۱۵۰ کلاهک هسته ای مستقر کرده، یعنی آماده برای پرتاب توسط موشک و هواپیمای بمب افکن، بیش از ۲۵۰۰ کلاهک دیگر در انبارها ذخیره شده که فورا می تواند فعال گردد، به این تعداد از کلاهک های اتمی باید ۳۰۰۰ کلاهک دیگر را اضافه کنیم که خنثی شده اند ولی به سرعت می توانند این ذخیره را نیز فعال سازند : در مجموع با ۸۰۰۰ کلاهک اتمی روبرو هستیم. ذخیرۀ روسیه به همین اندازه است، ولی کمتر از ایالات متحده کلاهک آماده برای پرتاب دارد، تقریبا ۱۸۰۰ کلاهک.
علاوه بر ایالات متحده، ناتو تقریبا در جبهۀ فرانسه ۳۰۰ کلاهک اتمی و در جبهۀ بریتانیا ۲۲۵ کلاهک اتمی آمادۀ برای پرتاب در اختیار دارد. اسرائیل که تنها قدرت هسته ای خاور نزدیک است و خلاف ایران منشور منع گسترش سلاح های هسته ای را امضا نکرده است، بر اساس گمانه زنی بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ با پرتاب شونده هایش در اختیار دارد و به اندازۀ کافی پلوتونیوم تولید می کند که سالانه برای ساختن ۱۰ تا ۱۵ بمب به قدرت بمب هیروشیما کافی خواهد بود. اسرائیل در عین حال تریتیوم نیز تولید می کند، گاز رادیو آکتیو که با آن کلاهک نوترونی می سازند، که آلودگی رادیو آکتیو آن کمتر است ولی با قدرت مرگبار بیشتر.
هم زمان برخورد هسته ای در آسیا/اقیانوس آرام افزایش می یابد، یعنی جائی که ایالات متحده در حال تحریکات نظامی است. چین ذخیرۀ هسته ای در اختیار دارد، که بر اساس گمانه زنی تقریبا ۲۵۰ کلاهک را در برمی گیردف به علاوه ۶۰ موشک بالیستیک قاره پیما. هند تقریبا ۱۱۰ کلاهک هسته ای، پاکستان ۱۲۰ کلاهک هسته ای، کرۀ شمالی احتمالا چند کلاهک هسته ای در اختیار دارد. علاوه بر ۹ کشوری که سلاح هسته ای در اختیار دارند، ۴۰ کشور دیگر قادر به ساخت آن می باشند.
در واقع جدائی مشخصی بین استفادۀ صلح آمیز و نظامی در زمینۀ انرژی هسته ای وجود ندارد و توسط رآکتورها اورانیوم غنی شدۀ سطح بالا و پلوتونیوم مناسب برای ساخت سلاح هسته ای بدست می آید. بر اساس محاسبان انجام شده اورانیوم غنی شده در سطح ذخیرۀ جهانی به میزانی رسیده است که می توان با آن ۱۰۰۰۰۰ بمب هسته ای ساخت، و این حجم همچنان در حال افزایش است : بیش از ۱۳۰ رآکتور هسته ای «غیر نظامی» اورانیوم با غلظت بسیار بالا تولید می کند که می تواند برای ساخت سلاح هسته ای به کار برده شود.

این است وضعیت جهانی که »مطمئن تر می شود» به این علت که ۵ قدرت هسته ای، به علاوۀ آلمان (که به اسرائیل زیر دریائی برای حملۀ اتمی تحویل داده) به توافق رسیده اند که «برنامۀ هسته ای ایران صرفا صلح آمیز خواهد بود».
مانیلو دینوچی
ال مانیفستو (ایتالیا)

بهانۀ خطر هسته ای ایران نه تنها بی اعتبار است، زیرا ایران برنامۀ هسته یا نظامی نداشته است  بلکه بیهوده  است زیرا اگر ایران حامل   پرتاب بمب می داشت، می توانست راه کوتاه تری برای ضربه زدن به ایالات متحده را انتخاب کند بی آنکه مجبور باشد  اروپا را تهدید کند.؟

طرح واشنگتن برای ده سال آینده در خاورمیانه
از دو سال پیش، ایالات متحده به شکل مخفیانه برای آتش بس منطقه ای با ایران گفتگو می کند. با دستیابی به توافق دو جانبه، اعلام کردند که برای مسئلۀ هسته ای و مجازات های اقتصادی در چهار چوب گفتگو های چند جانبه که از سال ۲۰۰۳ آغاز شده، راه حل پیدا کرده اند.
تی یری میسان به عنوان ناظر ویژۀ رویدادها ابهامات دیپلماتیک را در اینجا آشکار ساخته و نشان می دهد:
که چگونه واشنگتن می خواهد شامات و خلیج (فارس) را برای ده سال آینده سازماندهی کند.
۶ آوریل ۲۰۱۵

جان کری و محمد جواد ظریف در مرحلۀ پیش توافقات سیاسی دو جانبۀ سرّی. با پشت سر گذاشتن این مرحله در چهار چوب گفتگوهای چند جانبه ۱+۵ به شکلی رسمی اعلام کردند که توافقاتشان به نتیجه رسیده است.
این توافق برای بنیامین نتانیاهو که می خواهد کشورش را «از نیل تا فرات» گسترش دهد قابل قبول نبود. به همین علت هر آنچه در توان داشت به کار بست تا این طرح را تخریب کند، و پیامد این واکنش اسرائیلی بود که توافقات هسته ای در آغاز سال ۲۰۱۴ در ژنو، وندی شرمن Wendy Sherman گفتگو کنندۀ ایالات متحده با اتکا  به فراخواست های اسرائیل بهای توافقات را بالا برد. این بار ناگهان واشنگتن موضوع توافقات را تغییر داد و از این پس ناممکن ساختن ساخت بمب اتمی برای ایران را با تضمین چشم پوشی از گسترش موشک های بالیستیک وبازدید از مراکز نظامی گره زد.
گرچه کم وبیش این خواست غافلگیر کنندۀ توسط چین و روسیه مردود اعلام شده و اعلام کردند که چنین موردی از چهارچوب منع گسترش سلاح های اتمی فراتر می رود و در صلاحیت ۱+۵ نیست.

این جهش تازه نشان داد که بمب اتمی هرگز موضوع نگرانی ایالات متحده در پروندۀ هسته ای ایران نبوده، با این وجود از این بهانه برای تحمیل محاصرۀ اقتصادی و مالی بسیار سخت علیه این کشور استفاده می کند. از سوی دیگر، رئیس جمهور اوباما طی سخنرانی اش در ۲ آوریل به فتوای رهبر انقلاب در مورد ممنوعیت این نوع جنگ افزارها اشاره کرد.

به هر صورت واشنگتن بنیامین نتانیاهو را فردی «متعصب و هیستریک» تشخیص داده و ار سال ۲۰۱۴ برآن شد تا با ارتش اسرائیل به توافق برسد. به تدریج طرح تقسیم منطقه بین عربستان سعودی و ایران جا افتاد ولی می بایستی به ساخت و سازی می اندیشیدند که امنیت مهاجران یهودی را تأمین کند. از همین رو ایجاد نوعی ناتوی منطقه ای مشابه منشور بغداد مطرح گردید که رسماً ریاست آن به عربستان سعودی واگذار می شد تا قابل قبول اعراب باشد ولی در واقع توسط اسرائیل مدیریت شود، همان گونه که منشور قدیمی توسط ایالات متحده مدیریت می شد، گرچه عضو سازمان نبود. رئیس جمهور اوباما این طرح را در دکترین امنیت ملی خود در ۶ فوریۀ ۲۰۱۵ به شکلی رسمی مطرح کرد  با این اوصاف پیرامون مذاکرات هسته ی و فرضیه های ایالات متحده بروز  وتاثیر گذاری اتفاقات زیر  نیز باید در نظر داشت:

۱) طی سه ماه آینده این احتمال وجود دارد که نتانیاهو بخواهد طرح ایالات متحده را به شکست بکشاند. در نتیجه اگر به شکل مجهول عملیات تروریستی یا قتل سیاسی صورت بگیرد و سپس مسئولیت آن را به واشنگتن یا تهران نسبت دهند جای شگفتی نخواهد، زیرا هدف حتماً جلوگیری از امضائی است برای ۳۰ ژوئن ۲۰۱۵ پیشبینی شده بود.
۲) در گفتگوهای دو جانبه یمن هرگز مورد بررسی قرار نگرفته و اگر توافقات به امضا رسد، این کشور طی ده سال آینده تنها نقطۀ بحرانی در منطقه باقی خواهد ماند.

۳) گرچه واشنگتن با تهران به توافق رسیده و اتحاد نظامی را پیرامون عربستان سعودی تشویق می کند، ولی سیاست معکوسی را با جوامع این دولت ها هدایت می کند. از یک سو منطقه را بین دولت ها تقسیم می کند و از سوی دیگر در جوامع با توسل به تروریسم شکاف ایجاد کند و تا اینجا نیمه دولت تروریستی امارات اسلامی («داعش») را به وجود آورده است.

۴) در اصل، ایالات متحده تشکیل نیروی مشترک عرب را با دولت های خلیج فارس و اردن و حتی بعداً مراکش پیشبینی کرده بود. بین رژیم های مربوطه همآهنگی وجود دارد. با این وجود عمان گرچه عضو شورای همکاری خلیج (فارس) است در حاشیه باقی ماند. در حالی که عربستان سعودی از نفوذ خود استفاده می کند تا مصر و پاکستان (که یک کشور عربی نیز نیست) را نیز به این نیرو پیوند بزند.

در مورد مصر، قاهره هیچ امکان تحرکی ندارد و باید به تمام درخواست ها پاسخ مثبت بگوید بی آن که وارد عمل شود. مصر هیچ امکان زیستی ندارد و تنها با کمک های بین المللی می تواند خوراک مردم را تأمین کند، یعنی به مدد عربستان سعودی و امارات متحدۀ عربی،  روسیه و ایالات متحده. مصر در عملیات «توفان قاطعیت» در یمن همراه شده است، در جبهۀ مردم جنوب مثل دوران جنگ داخلی (۱۹۷۰-۱۹۶۲)، با این تفاوت که کمونیست های قدیمی به اعضای القاعده تبدیل شده اند و قاهره از این پس متحد رژیم سلطنتی سعودی است. روشن است که مصر باید در جستجوی راه حلی برای خروج هر چه زودتر از این باتلاق است.

۵) فراتر از شامات و خلیج فارس، سیر تحولی منطقه برای روسیه و چین مسئله ساز می شود. برای مسکو، اگر آتش بس ده ساله خبر خوبی خواهد بود، ولی از سوی دیگر امیدهایش را باید به نفع ایران فراموش کند و به بازسازی نیروهایش که از دوران فروپاشی شوروی متوقف شده بود بسنده کند. از همین رو با سوریه برای گسترش بندر نظامی طرطوس قرارداد بسته است. نیروی دریائی روسیه باید دوباره به شکل دراز مدت در مدیترانه، در سوریه و قبرس مستقر شود.
در مورد چین، آتش بس ایالات متحده و ایران به این معنا خواهد بود که تنفگداران دریائی آمریکا مستقر در خلیج فارس به سوی خاور دور رهسپار خواهند شد. از هم اکنون پنتاگون می خواهد بزرگترین پایگاه نظامی جهان را در برونئی بر پا کند. برای پکن، به روز سازی نیروهای نظامی اش از این پس به مسابقه سرعت تبدیل خواهد شد. چین باید برای رویاروئی با امپراتوری ایالات متحده آماده باشد پیش از آن که امپراتوری قابلیت کافی حمله را به دست آورد. …
نتیجه گیری: پس با این روند نباید به روند بهبود مذاکرات تحت مراقبت ویژه لابی صهیونیست ومحافظه کاران آمریکا و دیگر عوامل تاثیر گذار کوچک وبزرگ در بخش ICU – آی سی یو به این زودیها که  هردوطرف انرا پیروزی می خوانند خوشبین بود. و چه بهتر که رویکرد  تیم  مذاکره کننده کشورمان یک چشم هم به داخل داشته باشد…