کد خبر: 23692تاریخ انتشار : 1:43:38 - پنجشنبه 23 آوریل 2015

عرفان سياسی در سلوک آيت الله العظمی بهجت (ره)

سلمان مرادی؛ اهل حکمت گفته اند شناخت و معرفت، يعني احاطه وجود عالم بر معلوم و اگر چنين است بايد دست طلب از معرف اولياي حق برشست؛ آن سان که آنان نيز دامان طمع از معرفت ذات حق بر کشيدند و جز نيستي خويش در اين عالم چيزي نطلبيدند. اينچنين گفته اند که حقيقت عرفان […]

سلمان مرادی؛ اهل حکمت گفته اند شناخت و معرفت، يعني احاطه وجود عالم بر معلوم و اگر چنين است بايد دست طلب از معرف اولياي حق برشست؛ آن سان که آنان نيز دامان طمع از معرفت ذات حق بر کشيدند و جز نيستي خويش در اين عالم چيزي نطلبيدند. اينچنين گفته اند که حقيقت عرفان ولايت است و کساني ولايت بر تمام عالم يافته اند که به مقام نيستي و فنا رسيدند، يعني ولايت و سلطنت باطني بر تمام عليه عالم، که حقيقش همان سعه روح عارف است، با نيستي و فناي عارف در ذات حق جمع است و اين عجيب آميزه اي است که کميت عقل حتي در فهم مفهوم آن لنگ است؛ تا چه رسد به درک کنه آن. نقل است که پيري عارف چنين گفته بود: همه عالم در اختيار من است، اما من خود در اختيار خودم نيستم!

اما به جاي حقيقت عرفان، چه به خورد ما داده اند؟ خلوت (که مقام غلبه وحدت بر کثرت است) را به گوشه گيري و انزوا طلبي معنا کردند، انقطاع الي الله را بريدن از جامعه و سياست دانستند سکوت را به ترک کلام و خموش بودن در هنگامه امر به معروف و نهي از منکر شناساندند و… گويا عارف يک انسان خمود و بي خبري است که اگر دنيا را آب ببرد و دين و ديانت هم مسخ شود سر از جيب مراقبت برنمي دارد و حاضر نيست راحت خلوت ذکر و کشف و شهود خود را با زحمت دفاع از دين و عدالت عوض کند. بله اين کاريکاتوري است که از عارف و عرفان براي ما ترسيم کرده اند! هيهات از چنين عرفاني که اندک نسبتي با عرفان نبوي و علوي ندارد.

اما از آن جا که منت خدا بر خلق دائمي است، در عصر حاضر نيز نشان داد عارفاني را که جلوه اي از عرفان رسول الله (ص) را نمودند. چه آنان که تکليف الهي بر دوششان قرار گرفت و چون حضرتش ولايت باطني را با ولايت ظاهري جمع نمودند و حکومت اسلامي برپا کردند و چه آنهايي که به تکليفي ديگر به تاييد و تثبيت و تحکيم آن جلوه ملکي حکومت الله پرداختند، حکومتي که در ديد آنها يگانه هدفش رساندن خلق به معرفت الله در بستري از عدالت و فقاهت است.

شنيده ايم که افرادي از اهل بصر، سالها قبل خبر از برپايي اين حکومت الهي داده بودند و ديديم آنگاه که وعده تحقق يافت، هيچ گاه از تاييد و تحکيم آن کوتاهي نکردند. مرحوم آيت الله بهجت نيز که خود قافله سالار اهل بصر بود اين چنين بود، ايشان از همان زمان که با درک عميق و چشم باطن بين خود يافت که رسالت اظهار سلطنت الهي به آقا روح الله سپرده شده، از هيچ تاييدي نسبت به حرکت انقلاب و قافله سالار آن که خود از واصلان به کنه عبوديت و از صاحبان ولايت باطني بود، فروگذار نکرد. خاطراتي که از شاگردان و نزديکان ايشان بيان شده است، مملو از نقل همراهي ها، هدايت ها و کمک هاي ظاهري و باطني خلوت هاي طولاني ايشان با امام و آيت الله خامنه اي و پيغامها و نامه هاي سربسته ايشان براي اين بزرگان که تاکنون راز آن بر کسي گشوده نشده، وظيفه ديدن تجليل از امام پس از آزادي از بند رژيم پهلوي براي خود دستور به قرباني کردن براي سلامتي ايشان، خبر دادن از رهبري آيت الله خامنه اي مدتي قبل از رحلت امام (ره) و پاسخ کوبنده به کسي که ايشان را براي رهبري جوان مي دانست، ختم صلوات براي سلامتي رهبر انقلاب که تا روزهاي پاياني خيات مبارکشان ادامه داشته و دستورالعمل هاي عرفاني به ايشان، دستور به شاگردان براي دخالت در سياست و دعوت مردم به حضور در صحنه هاي انقلاب چون انتخابات و… نمونه هايي از همراه هاي آشکار شده اين عارف کتوم و پرده پوش است.

ايشان نه تنها به امور سياسي ايران حساس بودند که ايشان نه تنها به امور مسلمانان را واجب مي دانستند، پيشاپيش از پيروزي حزب الله بر اسرائيل خبر مي دهند و از دعاهاي ثابت قنوت ايشان دعا براي نصرت اسلام و خذلان دشمنان آن بود. (2)

مشاهده اين امور از عارفي دائم الذکر، باطن بين و صاحب کرامت که موت اختياري از ملکات او بوده و از شيداي خود باخته اي که فاني در امام عصر (عج) بوده و نماز و عبادت را بالاترين لذت عالم مي دانسته انسان را به مصداق حقيقي رجال لاتلهيهم تجاره لا بيع عن ذکر الله و اقام الصلاه رهنمون مي کند و حجت را بر مدعيان علم و عمل که به بهانه هايي واهي خود را از امور مسلمين کنار کشيده و يا گاه و بي گاه به بهانه جويي و تضعيف در مقابل اين نظام الهي مي پردازند و نيز برمردمي که با اين مدعيان دروغين مواجهند تمام کرده است.
آري چگونه ممکن است عارفاني چون آيت الله بهجت، شادمان نباشند از اينکه بعد از 14 قرن دوباره به عارفي از خاندان رسول (ص) – که فلسفه تشکيل حکومت را معرفه الله مي داند- اجازه سير جمعي مع الخلق الي الحق داده اند و چگونه خود را از اين سير که قره العين هر عارف است کنار بکشند؟
الغرض، حکومت و سياست در نظر عارف حقيقي نه آن سان است که مي پندارين که جنبه هاي سرالقدري آن جز براي اهلش مکشوف نگشته و نمي گردد و ما محجويان به ظاهري از آن دل خوش داريم.

پي نوشت:

(1) حافظ
(2) برگرفته از خاطرات آيت الله مصباح يزدي،آيت الله مسعودي خميني،حجج السلام صديقي،علي بهجت و محمد صالح موسوي (به نقل از ايزنا) و دكتر محمد علي مجد فقيهي(به نقل از روزنامه ايران) و نيز كتاب در محضر آيت الله بهجت نوشته حجت السلام رخشاد
(3) سوره نور آيه 37

  1. با عرض سلام و رادت و خسته نیاشید . حقیر اگه خدا قابل بداند یکی از مریدان حضرت ایت اله بهجت بودم و خواهم بود و ازاینکه شما عزیزان را راه اعتلای شناخت این بزرگئار قدمهای بسار محکم و پر ثمری را برداشته ای. بی نهایت سپاس گزارم . امیدوارم مراتب قدردانی بنده را در مقابل این همه زحمات پذیرا باشید .