کد خبر: 23606تاریخ انتشار : 14:57:17 - دوشنبه 20 آوریل 2015

ناگفته هایی از حضرت آیت الله حاج سید‌ ابوالقاسم اریب‌فومنی (ره)

فقیه و فیلسوف ناشناخته حضرت آیت ا… حاج سید ابوالقاسم اریب فومنی (ره) عالمی عامل و زاهدی بی ادعا بود و هیچ وقت با آزمایش کردن طلاب و روحانیون میزان تحصیلات ، فقیه و فیلسوف بودنش را نمایان نکرد. ایشان در حوزه علمیه پررونق سابق تهران (فیلسوف الدوله) که دارای فقیهان و فیلسوفان متبحری بود […]

فقیه و فیلسوف ناشناخته حضرت آیت ا… حاج سید ابوالقاسم اریب فومنی (ره) عالمی عامل و زاهدی بی ادعا بود و هیچ وقت با آزمایش کردن طلاب و روحانیون میزان تحصیلات ، فقیه و فیلسوف بودنش را نمایان نکرد.

ایشان در حوزه علمیه پررونق سابق تهران (فیلسوف الدوله) که دارای فقیهان و فیلسوفان متبحری بود تحصیل نموده و از شاگردان برجسته درس فلسفه فیلسوف مشهور مرحوم سید محمد کاظم عصار بود و عمده خارج فقه و اصول را نزد آیت ا… العظمی تنکابنی پدر خطیب بی نظیر جهان اسلام حجت الاسلام حاج شیخ محمد تقی فلسفی آموخت که مرحوم فلسفی در کتاب خاطرات سیاسی خود بمناسبتی از آقای اریب بعنوان عالم بزرگ درس پدرشان یاد نموده است.

در مجهول القدر بودن آقای اریب(ره) موضوعی را معروض میدارم و آن اینکه در حدود سال های 1344-1345 هجری شمسی آقای فلسفی به فومن آمده بود در محفلی که بنده حضور داشتم آقای فلسفی به مرحوم آیت ا… احسانبخش و حجت الاسلام حسام گفت آقای اریب(ره) از علماء بزرگ حوزه علمیه تهران و درس پدرم و بسیار مورد علاقه ابویم بوده که از این معرفی آقای احسانبخش شگفت زده شد که آقای حسام گفت من چنین تعریفی از آیت ا… سید حسن بحرالعلوم در مورد ایشان شنیده ام.

اما در مورد قرائت نماز ایشان بنده در نماز جماعت خیلی از بزرگان شرکت کرده ام اما قرائت هیچکدام را به جذابیت قرائت نماز آقای اریب(ره) نشنیده ام که ای کاش نوار کاست از قرائت نماز آقا موجود بود.در ارتباط با تقوای آقا همین بس که مجالست و دیدار با معظم له انسان را به یاد خدا می انداخت . این عبد صالح مصداق واقعی این روایت است : به حضرت عیسی عرض کردند یا روح ا… با چه کسانی همنشینی کنیم ؟ حضرت فرمود آنانکه دیدنشان شما را بیاد خدا می اندازد و سخنانشان موجب زیادی علمتان و عملشان باعث ترغیب و تشویق شما نسبت به آخرت می شود. لذا مردم فومن خیلی حضرت آقا را دوست داشتند و دارند ” اِنَّ الَّذینَ آمَنُوا و عَمِلُواالصّالِحات سَیَجعَلُ لَهُمُ الرَّحمن وُدّاً یعنی بدرستیکه کسانیکه ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام دادند خداوند رحمان محبت اینان را در قلوب مردم می افکند.”

ایشان تا آخر عمر شریفش زی ساده زیستی و طلبگی را ادامه داد حتی از دیدن ساعتی مچی که فردی روحانی به دست خویش بسته بود که البته اشکالی ندارد تعجب کرده بودند و همیشه انسان را به اتحاد و دوستی دعوت میکرد بخصوص به طلاب و روحانیون محترم می فرمودند: دو نفر که با هم رفیق بودند نزد کسی مهمان شدند یکی از آن دو نفر جهت تجدید وضو به بیرون منزل رفت میزبان زیرک از این یکی که در نزدش حاضر بود پرسید این رفیقت چطور آدمی است او گفت که وی خر است تا نوبت بیرون رفتن آن دومی رسید که میزبان همین پرسش را از او کرد که جواب داد فلانی گاو است موقع سفره پهن کردن مقداری علف و جو نزد اینان گذاشت و اظهار داشت شما یکدیگر را بهتر می شناسید من طبق معرفی خودتان غذای متناسب با گاو و خر گذاشته ام که از این مثال نتیجه می گرفتند اگر ما احترام و حرمت یکدیگر را مراعات نکنیم مردم با ما چنین رفتاری خواهند کرد.

یک فرد بازاری شوخ طبعی از مغازه ای کتاب حلیه المتقین خریداری کرده بود و موقع بیرون آمدن از مغازه مواجه شد با آقای اریب(ره) به حضرت آقا عرض کرد آقا جان من خیر باشد ملّا هستم این کتاب را خریده ام تا مطالعه کنم آقای اریب(ره) فرمودند بسیار کار خوبی کردی ( به او نگفت تو حتی کتاب جامع المقدمات نخوانده ای چگونه می گویی ملّایم ، ضربتُ ضَرباً را نمی توانی ترکیب نمایی دیگر از این حرفها نزن). یک فردی در حضور بنده از ایشان پرسید آقا جهت اجرای صیغه عقد چقدر به شما می دهند آقا فرمود مبلغ های متفاوت می دهند حتی پاکت سربسته خالی از پول هم داده اند امّا من چیزی نگفته ام احتمالاً به وی گفته اند به فلانی پاکتی بده او خیال کرده باید پاکتی بدهد ( آقای اریب(ره) به پرسش کننده نگفت به تو چه ربطی دارد که چنین چیزی می پرسی؟)

ایشان در رشت به نماز جماعت دوست صمیمی خودش آیت ا… حاج شیخ کاظم صادقی که یک روح بودند در دو بدن شرکت نمودند در بین الصلاتین آقای اریب(ره) مشغول نماز شدند در همین حال فردی جهت امر خیری گفت مثلا آقای حسن آقای حسین فلان قدر باید کمک کنی و آن یکی فلان قدر دیگر( مبلغ معین کرده بود) آقای اریب(ره) وقتی که نماز تمام شد گفت تمام پول ها را به صاحبانشان برگردان مجددا از آنان پول بگیر تا طبق تمایل خودشان پول بدهند و چنین شد.

امّا در مورد همسرداری ایشان بنده خیلی به منزل معظم له می رفتم با اینکه از همسرشان دارای فرزند نبودند خیلی با محبت و صمیمانه با مشارالیها صحبت می کرد در حضور حاجیه خانم خودشان قبل ازدواج بنده بمن فرمود چرا ازدواج نمیکنی انسان وقتیکه ازدواج کرد چیزی میخرد و بمنزل میبرد اگر همسرش آن را اول بخورد بیشتر لذت می برد تا اینکه اول خودش بخورد. ایشان جهت رفع تنهایی همسرش همیشه همخانه داشت کرایه که نمیگرفت هیچ کمک هم می کرد.

علاقمندی زیادی بین ایشان و مرحوم آیت ا… العظمی آقای حاج شیخ محمدتقی بهجت رحمت ا… علیه بود در زمان طلبگی بنده موقع رفت و آمد از فومن به قم همیشه این دو بزرگوار حال یکدیگر را از بنده جویا می شدند.

در اوائل طلبگی بنده که حدود 17سال داشتم با طلبه دیگر که تقریبا هم سن بودیم روزی بمنزل آقای اریب(ره) رفتیم ایشان فرمودند قرار بود ناهار امروز کسی مهمانم باشد اما کاری برایش پیش آمده که نمی تواند بیاید لذا شما دو نفر ناهار را اینجا باشید موقع ناهار سفره حاضر نمود اما خودش با ما غذا نخورد تا مبادا ما خجالت بکشیم و کم غذا بخوریم.

آقای اریب(ره) ظهرها در مسجد جامع نماز می خواندند و شبها در مسجد بالامحله ولی عصر(عج) نماز می خواندند. قبل از ماه رمضان حدود سال 1340 چند نفری از ایشان خواستند که نامه ای برای حضرت آیت ا… العظمی بهجت(ره) بنویسند و از معظم له بخواهند که در ماه رمضان به فومن تشریف بیاورند تا نماز جماعت را به ایشان اقتداء کنند،این درخواست از آقای اریب(ره) مثل این میماند که به بزاز یا کلوچه فروشی گفته شود ، پارچه یا کلوچه خوب چه کسی دارد که می خواهم خریداری نمایم اما نجابت و اصالت آقای اریب (ره) سبب شد که ایشان نامه نوشتند ، آقای بهجت در جواب نامه قریب به این مضمون مرقوم فرمودند که برایم مقدار نیست به فومن بیایم.

یکی از روحانیون به نام سید صفی الدین صفوی دارای دفتر خانه ازدواج در رشت که اکنون در حال حیات است بمن گفت جهت ثبت ازدواج به منزلی در رشت رفتند که در آن محفل آیت ا… اریب(ره) و آیت ا… ضیابری(ره) برای اجرای صیغه عقد بودند من از شنیدن لحن و قرائت خطبه عقد توسط آقای اریب(ره) خیلی لذت بردم ، این موضوع را با حالتی شگفت زده بمن گفت بنده به ایشان گفتم قرائت نمازشان هم همینطور بود.

در قدیم الایام فومن خیلی کوچک بود و اهالی فومن غالبا با هم یا فامیل نسبی بودند و یا از اقوام سببی. مردم روستاها و شهرهای دیگر خیلی کم مقیم فومن بودند. روزی آقای اریب (ره) را در خیابان دیدم برای اظهار ادب نزدشان رفتم در همین بین یک فردی آمد خیلی نسبت به آقا ادای احترام و تواضع نمود پس از رفتن آن شخص آقا از من پرسید این آقا کیست بنده گفتم نمی شناسم بمن فرمود تو چطور فومنی می باشی که ایشان را نمی شناسی( تا اینجا مقدمه بود ) اما اصل موضوع توصیه معظم له در اتحاد داشتن است. روزی آقای اریب در بالای منبر فرمودند اینقدر نگوئید من پائین محله ای هستم و تو بالا محله ای هستی اگر بوته کدوئی در حدود مسجد جامع باشد حاصل آن که کدو است در بالامحله قرار می گیرد یک شخصی زیر منبر بود بنام کاشی که اهل کاشان و دارای شغل بنایی و معماری و ساکن فومن بود آقا فرموند ما همه به نوعی با هم فامیل اعم از نسبی و سببی میباشیم فقط با آقای کاشی دوست اما فامیل نیستیم.ایشان انسان های گناهکار و مایوس از رحمت خدا را با سخنی پرمعنی امیدوار میکرد می فرمود خدا که آدم نیست تا کار آدم را بکند. به ایشان عرض کردند که ما فلانی را دعوت کرده ایم بما گفته که برای هر منبری فلانقدر باید بمن بدهید آقا فرمود مگر او بزّاز است دارد پارچه قیچی میزند که قیمت معین کرده آن هم تا این حد زیاد!

در ماه های محرم و صفر روحانیونی جهت تبلیغ به فومن می آمدند دو یا سه نفری در فومن بودند که میزبان بعضی ها می شدند و برخی دیگر در مسجد جامع بیتوته می کردند یک روزی آقای اریب (ره) از من پرسید شما شنیده اید که فلان روحانی مهمان می خواهد با دختر میزبانش ازدواج کند ( ناگفته نماند ازدواج تحقق پیدا نکرد ) گفتم شنیده ام فرمود این چه پیشنهاد و درخواست قبیح و زشتی است بنده از باب زیره به کرمان بردن زبان درازی کردم و گفتم این خواسته نه منع شرعی دارد و نه منع قانونی ایشان فرمودند درست می گویی امّا برای روحانی مهمان مصلحت نیست که از میزبان خود چنین تقاضایی نماید بعدا مردم می گویند ما دیگر اینها را به منزل خودمان نمی بریم تا مبادا عاشق دخترمان شوند ، از شنیدن استدلال حکیمانه ایشان بیتی از حافظ علیه رحمه برایم تداعی شد :

قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست

به نقل از آقای علی رادنیا (نانواباشی)

  1. بنده خدا گفت:

    خداوند ارحم الراحمین روح دو عالم بزرگوار و شریف ، حضرت آیت الله العظمی اریب و حضرت آیت الله العظمی بهجت را بیامرزد و ایشان را مهمان سفره امام حسین قرار دهد.برای شادی پدر و مادر و برادرانم نیز صلوات بفرستید.