کد خبر: 23025تاریخ انتشار : ۱۴:۴۹:۱۱ - یکشنبه ۱۶ فرو ۱۳۹۴

شباهت‌های فرهنگی میان روستاییان گیلان و دهقانان جنوب فرانسه

ریچارد فرای گات‌ها را قدیمی‌ترین اثر ادبی زبان پارسی می‌داند و می‌گوید شاید صد‌ها سال و یا هزاران سال گات‌ها سینه به سینه منتقل می‌شد تا اینکه خط اختراع گردید و توانستند آن را بنویسند. گات در دوره‌ای در ایران سلطنت می‌کرد که ایران در طول سواحل شمالی دریای مدیترانه کوچ نشین داشته و او […]

ریچارد فرای گات‌ها را قدیمی‌ترین اثر ادبی زبان پارسی می‌داند و می‌گوید شاید صد‌ها سال و یا هزاران سال گات‌ها سینه به سینه منتقل می‌شد تا اینکه خط اختراع گردید و توانستند آن را بنویسند. گات در دوره‌ای در ایران سلطنت می‌کرد که ایران در طول سواحل شمالی دریای مدیترانه کوچ نشین داشته و او مردی بوده بسیار علاقه‌مند به عمران وکشاورزی ومیخواسته است اسلوب کشاورزی ایران را در اروپا معمول نماید واقوام اروپایی را رهبری کند.

قدیمی‌ترین مورخ مغرب زمین که قبل از هرودوت یونانی می‌زیسته و موسوم بود به «خانتوس» اهل تمدن لیدی، راجع به این پادشاه چنین می‌گوید:
سپس گروهی از مردان و زنان کشاورز از سرزمین گیل واقع در اقصای مغرب اروپا کوچانید وکنار دریای خزر نشانید وگروهی از زارعین کنار دریای خزر را کوچ داد و ان‌ها را ساکن سرزمین گیل کرد.
انسان بدون اینکه مجبور باشد در اسناد تاریخی فرو برود می‌تواند بفهمد که سرزمین گیل واقع در اقصای مغرب اروپا‌‌ همان سرزمین است که بعد مرسوم به گول شده است و امروز فرانسه نام دارد. تبدیل حرف «ی» در کلمه گیلو هم حرف «واو» در کلمه گول عجیب نیست وکسانی که آشنا به زبان فرانسوی هستند می‌دانند که در آن زبان کلمه گول که اسم قدیم فرانسه است با حرف واو نوشته نمی‌شود بلکه آن را گئل با ضم حرف حمزه می‌نویسند و می‌خوانند و صدای واو در کلمه گول وجود ندارد و در متن فرانسوی کلمه گول نزدیک به کلمه گیل ترجمه شده است.
فرانسوی‌های قدیم از برنج بدون اطلاع بودند وگات عده‌ای از کشاورزان سواحل دریای مازندران یا کاسپین (منطقه‌ای که امروز گیلان خانده می‌شود) کوچانید و به فرانسه فرستاد تا در انجا رسم کاشتن برنج را به فرانسوی‌ها بیاموزند وعده‌ای از کشاورزان فرانسه را کوچایند و ساکن گیلان کرد تا به رموز کشاورزی ایرانیان آشنا شوند.

امروزهم هرکس وارد دهکده‌ای در جنوب فرانسه می‌شود و با دقت وضع زندگی روستاییان را ببیند و آنگاه به ایران مسافرت کند و وارد یک دهکده در گیلان گردد حیرت زده مشاهده خواهد کرد که وضع زندگی در هر دو دهکده یکسان است و بعضی از اختراعات صنعتی مانند تراکتور کمباین گذشته، روستایان جنوب فرانسه و روستایان منطقه گیلان یک جور زندگی می‌کنند و حتی روستاییان فرانسه در اعیاد محلی خود مثل روستایان گیلان کشتی بر کمر می‌بندند و کشتی علامت مذهبی مخصوص ایرانیان قدیم بوده که بعد موسوم به زنار گردید و کشتی را چون کمربند به کمر می‌بستند و دنباله آن به شکوه منگوله آویخته می‌شد.

وقتی وارد یک دهکده در جنوب فرانسه می‌شوید مشاهده می‌کنید که قسمتی از غذای روستاییان یک نوع باقالای مخصوص وکوچک است که عین آن در روستاهای گیلان کاشته می‌شود که طرز طبخ آن درهر دو منطقه به یک شکل می‌باشد و لوبیا را می‌پزند به شکل یک سوس غلیظ در می‌اورندو با تخم مرغ مصرف می‌کنند. ونوعی دیگر از باقالا در روستاهای جنوب فرانسه و گیلان وجود دارد که خلی بزرگ است و ان را خشک می‌کنند و بعضی مواقع در اب قرار می‌دهند تا خیس بخورد و به صورت سالاد مصرف می‌کنند. شخصی که وارد روستاهای جنوب فرانسه می‌شود چشمش به ریسه‌های بلند پیاز و سیر می‌افتد که از سقف خانه و یا دیوار اویخته است وعین آن منظره را در روستهای گیلان مشاهیده می‌کنید، طرز استفاده از زیتون در غذا در روستا‌های جنوب فرانسه شبیه به روستا‌های گیلان، و روستایان جنوب فرانسه زیتون را با گردوی صلایه شده مخلوط می‌کنند تا اینکه لذیذ شود و قسمتی دیگر از زیتون را در بشکه‌ای می‌نهند و پوست انار جنگلی را در ان می‌اندازند تا اینکه رنگ زیتون سیاه گردد و پوست ان نرم شود و همین رسم در روستاهای گیلان متداول است.

در اعیاد محلی روستایان جنوب فرانسه شاخ گاوهای خود را با گل و سبزه آرایش می‌دهند و در روستاهای گیلان نیز در اعیاد محلی همین طور. آوازی که زنان روستاهای جنوب فرانسه برای ماده گاوان شیرده می‌خوانند از نظر آهنگ شبیه است به آوازی که زنان روستایی گیلان برای ماده گاو‌ها ترنم می‌نمایند. مسافری که وارد روستاهای جنوب فرانسه شود ظرفهایی بزرگ و ضخیم و سنگین از سفال می‌بیند که آن ظرف به‌‌ همان شکل در روستاهای گیلان دیده می‌شود. قبل از اینکه در فرانسه ذغال سنگ برای سوخت زمستان عمومی گردد درهنگام زمستان منقلی را پر از آتش ذغال می‌کردند و وسط اتاق می‌نهادند تا اینکه اتاق گرم شود و هنوز این رسم در روستا‌های گیلان متداول است. یکی از رسمهای روستاییان جنوب فرانسه این است که شب عروسی پشت در اطاق عروس وداماد جمع می‌شوند تا بشنوند آن‌ها چه می‌گویند و این رسم در روستاهای گیلان نیز متداول است. بعضی از سبزی‌ها که در روستاهای جنوب فرانسه گیاه محلی است به عین در روستاهای گیلان نیز وجود دارد و حال انکه در سایر نقاط فرانسه و ایران نمی‌توان این گیاهان را یافت.

ممکن است گفته شود وضع زندگی روستاییان در بسیاری از جا‌ها شبیه هم است و لذا عجیب نیست وضع روستایان جنوب فرانسه شبیه روستایان گیلان باشد اما باید دانست وضع زندگی روستایان جنوب فرانسه با سایر مناطق شمالی دریای مدیترانه فرق دارد در صورتی که از حیث آب و هوا و بین جنوب فرانسه و سایر سواحل شمال مدیترانه تفاوت زیادی وجود ندارد
از مسئله غذای اصلی که در گیلان برنج و در جنوب فرانسه گندم و سیب زمینی و لوبیا وماهی می‌باشد اگر بگذریم زندگی روستایان جنوب فرانسه وگیلان تفاوت وجود ندارد وتفاوت غذا هم یک یدیده بالنسبه جدید است و روستایان جنوب فرانسه در قدیم برنج تناول می‌کردند و بعد کشت برنج را به مناسب اینکه دشوار است را‌ها کردند و چیزهای دیگر کاشتند.

مردی فرانسوی به اسم اقای «لوسین» که از سال ۱۹۲۲ تا سال ۱۹۲۵ میلادی در شهر رشت که مرکز گیلان است یک مهمانخانه داشته و مهمانخانه او در محلی مسوم به سبزه میدان بوده حکایت می‌کند که وقتی در روستاهای گیلان گردش می‌کرده نه فقط وضع زندگی روستاییان را چون وضع زندگی دهقانان جنوب فرانسه می‌دیده بلکه قیافه‌های روستایان گیلانی به قیافه‌های روستایان جنوب فرانسه شباهت داشته است

این مرد مهمانخانه چی با اینکه از تاریخ اطلاع نداشته گفته من تقریبا یقین دارم که روستایان جنوب فرانسه و روستایان گیلان در قدیم داری یک تمدن واحد داشته‌اند و شاید از یک‌نژاد باشند. اگر گفته مورخ لیدی که در فوق ذکر شد متکی به این قراین نبود پذیرفتن آن اشکال داشت زیرا بعد مسافت بین جنوب فرانسه و گیلان فرض انقال مهاجرت از یک قسمت به قسمت دیگر را ضعیف می‌کند. اما قراین تاریخی از یک طرف و اکتشافات تاریخی مشعر بر وجود کوچ نشین‌های ایرانی در سواحل شمالی دریای مدیترانه بالخص در جنوب فرانسه نشان می‌دهد که گفته مورخ لیدی صحیح است و گات زارعین ایرانی را به جنوب فرانسه منتقل کرد تا اینکه رسم زراعت برنج را به سکنه انجا بیاموزد.

برگرفته از کتاب سرزمین جاوید: از آثار ماریژان موله- هرتزفلد-گیرشمن
ترجمه: ذبیح الله منصوری